برچسب ها بـ ‘قیل و قال’

حال عارفان

دوشنبه, 10 ژوئن, 2019

عارفان در بند نان و نان نیند
فکر عزت پیش این و آن نیند
نزد سبحان کسب عزت می کنند
عاشق جاه و مقام خود نیند
اندرین دالان تودرتوی دنیایی گمند
عاشقند و فکر این دنیا نیند
شوقشان گمنامی و آزادگی است
سرخوش از تعریف این و آن نیند
قیل و قال دیگران بی فایده است
در سکوتند و ز خود غافل نیند

نومید مباش

دوشنبه, 29 می, 2017

گر نادمی از کار خود،در کوره راه زندگی
نومیدی از بدکارگی،خسته از این بیهودگی
گر در دلت آزرده ای از سستی و بیچارگی
از دست خود تنگ آمدی،در جاده درماندگی
وز قیل و قال دنیوی،آزرده جان گردیده ای
بر مردم نادان و دون،از عمق جان رنجیده ای
گر با هزاران آرزو،خدمت به یاران کرده ای
وز دوستان دون و دد،نامردمی ها دیده ای
نزد خدا سکنی گزین،نبود چو او فهمیده ای
شیرین تر از یاد خدا،در این جهان نگزیده ای

کفشهایم کو؟

دوشنبه, 29 سپتامبر, 2014

باید از این خانه ویران روم
خسته ام زین روزگار پرملال
از خلایق تا بخواهی خسته ام
از زمین و از زمان و جان و حال
من نمی بینم به نزد خود کسی
جمله یاران در پی مال و منال
خلق در رنج و غم و ارباب ما
در غم یاران خود بس بی خیال
وعده ها همچون حبابی در هوا
دوستی ها یکسره گردیده کال
چون نهال دوستی برپا کنی
میوه ای آرد پر از افسوس و خال
گوش عالم پرشده از ناله ها
باید آسوده شویم زین قیل و قال
یورشی باید به این ارکان غم
گر دگر باره شویم سهراب و زال
لحظه ای آسوده و آزاد و خوش
به زصد سال بودن با بدسگال

سرمست از عشق

سه شنبه, 8 نوامبر, 2011

بجان هرچه آواره است،من از عشق تو سرمستم

از این آوارگی خسته،ولی تا پای جان هستم

من و این کنج ویرانه،من و این جان دیوانه

شب و روز می کنم لابه،بسی من بی غرور هستم

مپندارم که شادابم،چو می بینی که می خندم

دلی دارم پراز غصه،ولی از چشم تو مستم

الا ای مردم مشغول به قیل و قال این دنیا

مرا بیهوده می خوانید،من از دام شما رستم

اسیر مهر آن شاهم،که با من قهر و ناز او

زند آتش به جان من،ولی من سائلش هستم