برچسب ها بـ ‘قیام’

گفتگو با یک دوست 3

شنبه, 13 ژانویه, 2018

گفت: همه اینها نتیجه مصرفی شدن جوامع است.
گفتم: اما همین دلیلت خود معلول علت دیگری است. به قول صاحبنظری عزیز:
هرموجود زنده‌ای برای بقا می‌کوشد؛ کوشش‌های معطوف به بقا متنوع‌اند اما یکی از اساسی‌ترین آنها را می‌توان به «مصرف» مربوط دانست. «مصرف» در گونه‌ انسانی دارای ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های منحصر به فرد است . ابزارسازی و زندگی‌جمعی (دو عنصر فرهنگ) بشر را به «اَبَر‌مصرف‌کننده‌ زمین» بدل کرده است.

زیست غریزه‌مند با زیست مبتنی ‌بر فرهنگ عمیقاً متفاوت است. در اولی مصرف معطوف به بقا است اما در دومی می‌تواند معطوف به سرگرمی، جلب‌توجه، متمایزسازی، مناسک مذهبی و… باشد. به بیان دیگر، انسان‌ها به پدیده‌ها معنا بخشیده و آنها را براساس شیوه‌ معنابخشی مصرف می‌کنند. این نه امری متأخر، بلکه ویژگی تاریخی زندگی بشر بوده است.
مصرف نمایشی، متظاهرانه و لوکس نیز قدمتی به‌اندازه‌ معنابخشی‌های بشر دارد؛ ثروتمندان جامعه‌ سنتی (پادشاهان، زمین‌داران بزرگ و…) همیشه آداب زندگی و مواد غذایی خاصی داشته‌اند.اصلا در همین کشور خودمان
چه چیزی موجب می‌شود که در جامعه‌ای که برای ارزش‌های عدالت‌طلبانه قیام می‌کند، پس از چند دهه ارزش‌هایی متناقض اهمیت می‌یابد؟ گرایش عمومی به زندگی لوکس معلول خواستِ عموم مردم است یا معلول سیاستگذاری‌های کلان و شیوه‌ مدیریت کشور؟یا هردو؟! آیا وضعیت موجود و مشهود در کشور ما خبر از انباشت ثروت در نزد قشر و افرادی خاص نمی دهد؟
اقشاری خاص ظهور کرده اند که ثروتشان خبر از ارتباطاتی خاص می دهد.در نهایت می توانم بگویم که ثروت هایی به مصرف های غیر غریزی و خارج از نیاز معمولی بشر منجر می شود که ناشی از همین ارتباطات خاص هستند و به انباشت سرمایه منجر شده باشند. ثروت‌هایی به مصرف بیش از نیازمعطوف می‌شوند که گاه «نابرده رنج» و گاه با رنجی بسیار کمتر از آنچه لازمه‌‌ فعالیت تولیدی و رقابتی است، میسر شده‌اند. در همین بستر است که نوکیسگان هم ظهور می‌یابند و فقر همیشه در کنار نوکیسگی صاحبان ثروت غیر معمول بروز می کند.
باز به قول همان دوست صاحبنظر:گرایش به مصرف کالای لوکس و گرانقیمت، پیامدِ زیستِ فرهنگی بشر و معنابخشی او به پدیده‌ها است. اما اینکه معنابخشی چگونه انجام شود، تا حد زیادی به گفتمانِ رایجِ رسمی در عرصه‌ سیاست و اقتصاد و فرهنگ وابسته است. نمی‌توان صرفاً مردم را کانون انتقاد قرار داد، اگرچه هرکسی می‌تواند پیرو ناخودآگاه نیازهای کاذب تبلیغ شده در رسانه‌ها (و بازتولیدشده در مراودات میان‌فردی) نباشد و معیارها و نشانه‌های «منزلت والا» را در جای دیگری جست‌وجو کند.

یا حسین 2

شنبه, 7 اکتبر, 2017

به قول آقای رضایی در مطلبی با عنوان”شمیم نینوا”:
“اوضاع و احوالی در جهان اسلام پیش آمده بود و به‏ جائی رسیده بود که امام حسین (ع) وظیفه خودش را این می‏دانست که‏ باید قیام کند، حفظ اسلام را در قیام خود می‏دانست. قیام او قیام در راه‏ حق و حقیقت بود. اختلاف و نزاع او با خلیفه وقت بر سر این نبود که تو نباشی و من باشم، آن کاری که تو می‏کنی نکن بگذار من بکنم، اختلافی بود اصولی و اساسی.
اگر کس دیگری هم به جای یزید بود و همان روش و کارها را می‏داشت باز امام حسین قیام می‏کرد، خواه اینکه با شخص امام حسین‏ خوشرفتاری می‏کرد یا بد رفتاری.
جنگ‏ حسین جنگ مسلکی و عقیده‏ای بود، پای عقیده در کار بود، جنگ حق و باطل‏ بود. در جنگ حق و باطل دیگر حسین از آن جهت که شخص معین است تأثیر ندارد. خود امام حسین با دو کلمه مطلب را تمام کرد. در یکی از خطبه‏ های‏ بین راه به اصحاب خودش می‏فرماید (ظاهرا در وقتی است که حر و اصحابش‏ رسیده بودند و بنابراین همه را مخاطب قرار داد):
آیا نمی‏بینید که به حق رفتار نمی‏شود و از باطل جلوگیری نمی‏شود؟ پس مؤمن‏ در یک چنین اوضاعی باید تن بدهد به شهادت در راه خدا.”
امام شهیدان در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :” قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى کنم بلکه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است.”
او بخوبی می دید که تنها با گذشت حدود چهل سال از تولد اسلام و اشاعه این مکتب ناب بعنوان عالی ترین روش زندگی،اکنون چه انحرافاتی پیش آمده است،مثل:
– دروغگویی(مثل جعل احادیث و نسبت های ناروا به پیامبر خدا)،
– ناشایست سالاری(حاکمیت افراد نالایق و چاپلوس در راس امور)،
– اشاعه فحشا(مثل نوشیدن شراب و گناهان دیگر)،
– مفاسد عجیب اقتصادی و اختصاص دادن سرمایه مردم (بیت المال) به چاپلوسان و رقاصان و شاعران مدیحه گو و نزدیکان و اطرافیان مقرب و صرف این اموال برای خوشگذرانی های فردی،
– تعرض به جان و مال و حرمت مخالفان حاکم وقت به بهانه خروج از دین و محاربه با خدا،
– و ده ها منکر دیگر ، حتی به بوسیدن دست یک میمون قبل از رسیدن به خدمت امیرالمومنین وقت(یزید) هم باب شده بود!
حسین(ع) در مقابل همه این آلودگی ها قیام کرد و جنگید و شهید شد و اگر بخواهیم در یک کلمه منظور از قیام و شهادت سید شهدای عالم را بنویسیم ،می توان گفت که: حسین در این راه گام برداشت و به شهادت رسید که : انسانی که آزاد و پاک آفریده می شود،آزاد و پاک هم زندگی کند و به همین شکل هم به دیدار خدایش برود.
حسین علیه السلام قیام کرد تا به انسانهاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه مى تـوانند به حقـوق خـود برسند و حریت و آزادى از دست رفته را باز یابند، و تاریخ گـویاى این مطلب است که هنوز چند ماهى از شهادت حسین علیه السلام بیش نگذشته بود که قیام ها یکى پس از دیگرى شروع شد تا حکومت اموى را ریشه کن نمود.

دشمنان حسین(ع)

یکشنبه, 1 اکتبر, 2017

حسین(ع) سه گروه دشمن دارد؛ دسته اول آنان که او را کشتند. این دسته کم خطرترین دشمنان هستند، چون تنها جسم امام را که محدود بود، کشتند. دسته دوم آنان که تلاش کردند آثار امام را محو کنند؛ قبر امام را ویران کردند و از آمدن زائران جلوگیری کردند و کسانی که در اطراف قبر آن حضرت زندگی می‌کنند را مورد آزار و اذیت قرار دادند. خطر این دسته بیشتر از دسته اول است، ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند».
▪️«ولی دسته سوم که خطرناک‌ترین دشمنان آن حضرت هستند، آنانند که کوشیدند اهداف امام حسین(ع) و ابعاد انقلاب حسینی را تحریف کنند و آن را ابزار کسب و درآمد قرار دهند و بهره برداری‌های بی‌ارزش از آن کنند و یا آن را مورد سوء استفاده برای منافع شخصی قرار دهند. اینان تلاش کردند بالاترین بُعد حسینی یعنی هدف نهضت حسینی را از بین ببرند.

من از خودم و شما سؤال می‌کنم ما از روز عاشورا چه بهره ای برده‌ایم؟ چه سودی به دست آورده‌ایم؟ چه استفاده‌ای در عرصه عمومی و چه استفاده‌ای در زمینه فردی برده‌ایم؟ اگر استفاده نبرده باشیم و تنها گریه کرده باشیم من به شما خبر می دهم که این کار سودی ندارد؛ ما از کدام دسته هستیم؟ از کسانی که گریه می‌کنند و حسین را می‌کشند؟»

▪️«روشن است که امام حسین(ع) الان نیست تا کسی او را بکشد، ولی چیزی گرانبهاتر و مهم‌تر از خود امام حسین(ع) در دستان ماست: کرامت امت حسین، مقدسات حسین. اگر ما گریه کنیم ولی در عین حال برای تضعیف اهداف امام حسین(ع) تلاش کنیم؛ اگر گریه کنیم و در صف باطل باشیم؛ اگر گریه کنیم ولی گواهی دروغ بدهیم؛ اگر گریه کنیم ولی به دشمنان کمک کنیم و به اختلاف و تفرقه در جامعه خود دامن بزنیم؛ اگر گریه کنیم ولی گناهانمان بیشتر شود، در این صورت ما گریه می‌کنیم ولی در عین حال حسین را نیز می‌کشیم زیرا تلاش می‌کنیم هدف حسین را از بین ببریم که گرانبهاتر از خود اوست. ان شاء الله که ما از این دسته نیستیم».

منبع: کتاب سفر شهادت،گفتارهای امام موسی صدر دربارۀ قیام عاشورا و ابعاد و نتایج و پیامدهای این نهضت

کوچه مردها 184

چهار شنبه, 8 ژوئن, 2016

خبری با سرعتی باورنکردنی سراسر شهرها را درنوردید:
به خانه و دفتر چند تن از اعضای کانون وکلا و نهضت آزادی بمب انداخته اند.
ساعات حساسی بود.مردم در مرز بین تسلیم و عقب نشینی(همچون سال های قبل) یا ایستادگی در مقابل زورگویان مردد بودند.بزرگترین مشکل و کمبود،نبود رهبری مورد قبول و اعتماد عامه مردم در شکل دادن اعتراضات موجود در دل های مردم به صورت اعتراضات اجتماعی بود.
ناگهان راهی پدیدار شد.
کاغذی سفید رنگ با کلماتی که با رنگ سیاه روی آن تایپ شده بود و با عبارت “بسم الله الرحمن الرحیم” شروع شده بود و با عبارت “روح الله الموسوی الخمینی” به پایان رسیده بود بین مردم دست به دست می گشت البته با احتیاط و پنهانی!
در این اعلامیه آیت الله خمینی از تبعیدگاه نجف خطاب به روحانیت شیعه و حوزه های علمیه ایران عنوان کرده بود که:اکنون که مردم در فضای محدود موجود آماده مبارزه شده اند و سازمان های مذهبی و غیر مذهبی هم در کشور فعالیت های ضد شاهی خود را شروع کرده اند و با اقدامات خصمانه ساواک مردم بیشتر پی به وحشی گری های آنها برده اند،بهترین و مناسب ترین زمان فرا رسیده است تا روحانیت شیعه با تشکیلات بزرگ و منظمی که در کشور از طریق حوزه های علمیه و مساجد کشور دارد و با توجه به احترام و عزتی که نزد مردم دارند،رهبری این قیام را به دست گیرند و تا از پای درآوردن و نابودی نظام شاهنشاهی آرام نگیرند.
قیام مردمی آغاز شد و ناله ها تبدیل به فریاد هایی هماهنگ و رهبری شونده،شدند.

عاشورایی دیگر گذشت

شنبه, 8 نوامبر, 2014

هربار که ماه رمضان به پایان می رسد،طی دعایی شکر می کنیم که توانستیم ماه رمضانی دیگر را درک کنیم و درخواست می کنیم تا فیض رسیدن به رمضان آینده را داشته باشیم.

حال عاشورایی دیگر گذشت،عزاداری هایتان قبول.

اما سوالی دارم:تا چه حد موفق به درک فلسفه قیام حسین(ع)شدید؟

اگر به اندازه سر سوزنی از حال و راه و نگاه او در زندگی خود آموختیم،پس این همه ظلم و جور و بهره کشی از انسان در تمامی نقاط جهان از کجاست؟!

کوچه مردها(31)

یکشنبه, 27 نوامبر, 2011

دو سه روز قبل از رسیدن ماه محرم،جوانهای محل با بیرق سیاه به درخانه ها مراجعه می کردند و درخواست کمک برای برگزاری مراسم محرم را می کردند.

پول،قند و شکر،پارچه های سیاه و سفید و……. از جمله چیزهایی بودند که در این مراجعات جمع می کردند که از دریافت پول بیشتر از هر چیز دیگری خشنود می شدند،چون دستشان برای خرید کمبودها کاملا باز می شد.البته در شبهای برگزاری مراسم درون تکیه بیشتر از این کمک های نقدی برخوردار می شدند.

محوطه ای را برای برپا کردن تکیه (ترجیحا زمینی که سه طرفش دیوار باشدة)انتخاب می کردند و با تیرک های چوبی و پارچه های سیاه و ساده یا منقش به اشعاری در وصف امام حسین و یارانش ،آنجا را به نحو بسیار زیبا و تحسین برانگیزی آماده برگزاری مراسم می نمودند.

با فرش هایی که از مردم قرض می گرفتند و خود مردم هم در این مورد نذر داشتند که فرشهایشان در ایام عزاداری محرم زیر پای سینه زنان باشد و وسایل هیئت که در انبار آقای شهیدی بود (که در این ایام طبل و سنج و پرچم ها با تیرک های چوبی متعلق به آنها هم از انبار خارج و به تکیه منتقل می شدند) همه چیز مهیای عزاداری شایسته سرور شهیدان می شد.

در تکیه هم مسئولیتها معلوم و توزیع شده بود.در میان ما بچه ها آن که طبل یا سنج می زد ،به همه فخر می فروخت و بقیه سعی می کردیم که هرطور شده وظیفه حمل یکی از پرچم ها را بعهده داشته باشیم.پنج شب اول دهه ماه محرم سینه زنی و عزاداری درون تکیه ها برگزار می شد و محوطه آقایان با پرده ای از محوطه خانم ها جدا می شد.تا مدتها نمی فهمیدم چرا پسرهای جوان محله برای چای بردن و پخش کردن در قسمت زنانه انقدر باهم بحث و دعوا دارند!نوحه خوان تکیه از سر شب نوحه ای را دم می گرفت و آن قسمتهایی را که جمعیت باید در جوابش می گفتند ،آنقدر تکرار می کرد تا همه یاد بگیرند و از ساعت هشت و نه شب مراسم با قران خواندن شروع و سپس نوجه آرامی را آغاز می کردند که معمولا با شعر:این حسین کیست که جانها همه دیوانه اوست،یا شعر غم مرگ برادر را برادر مرده می داند،شروع می کردند و یواش یواش اوج می گرفتند و نوحه اصلی شروع می شد که در این زمان به خواهش نوحه خوان همه می ایستادند و شکل مرتبی به صفها می دادند و سینه زنی با نظم و شور و حال خاصی شروع می شد.هرچه جلوتر می رفتیم،شور و حال سینه زنان بیشتر می شد و در اواخر خیلی از پیرها و مردهای جوان پیراهن های خود را در می آوردند و در حالی که چراغها را هم خاموش کرده بودند به شدت با دو دست بر سینه های لخت خود می کوبیدندو بالا و پایین رفتن های دستها و صدای برخورد دست ها بر سینه چنان هیبت و جذبه ای به مجلس می داد که صدای شیون زنان از آن طرف پرده و از خود بیخود شدن بعضی از مردان و به سر و صورت کوبیدنشان خون  را در رگ های حتی ما بچه ها به جوش می آورد و همه در نهایت آنقدر حسین حسین می کردند تا بی رمق می شدند و در این حال بود که نوحه خوان ضرب آهنگ نوحه خود را به شعری ملایم و آوازی فرم،تغییر می داد و با اشاره دست از همه می خواست تا بنشینند و این زمانی بود که در حالی که سینه زنان یا در حال پوشیدن پیراهن های خود بودند یا در حال پاک کردن صورتشان از اشک و یا بعضی هنوز در بغض ظلمی که بر امامشان شده بود ،در تفکر بودند و در همین لحظات بود که حاج آقا عرفانی که بعدا امام جماعت مسجد سیدالشهدا شد ،ایستاده از مردم می خواست که در این لحظات بیاندیشند که حسین(ع)چرا قیام کرد و برای چه جنگید و چرا خود و خانواده اش را در این راه قربانی نمود.بعد ها فهمیدم که با توجه به محدودیت های شدید رژیم حاکم غیر مستقیم به ما درس ایستادگی در برابر ظلم را می داد.روحش شاد.

در پنج شب دوم ،دسته سینه زنی با شکل و نظم خاصی بصورت متحرک در کوچه های مختلف محلات می گشت و نوحه خوانان به تکیه های دیگر می رفتیم و پس از چند دقیقه سینه زنی و نوحه خوانی در آن تکیه همین کار را ادامه می دادیم و به تکیه بعدی می رفتیم.اوج این عزاداری ها هم در شب های تاسوعا و عاشورا و روز عاشورا بود که دسته ها در هم می آمیختند و همه بر سر و روی خود می زدند و همه جا شربت و نهار و شام می دادند و همه میهمان امام حسین بودند.و عصر روز عاشورا هم مراسم شام غریبان ،همراه با نمایش آتش زدن خیمه ها و به اسیری بردن زنها و بچه های حرم حسینی همه را اشکریزان به خانه های خود روانه می کرد.

یاد حسین(ع) و سردار و برادر با وفایش عباس تا دنیا دنیاست دلهای عاشقانش را به آتش می کشد.

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند