برچسب ها بـ ‘قدرت تامه’

نقد و تحلیل جباریت 27

یکشنبه, 19 ژانویه, 2020

ماجراي دوران اقبال و اوج حكومت حاكم خودكامه و نيز پايان كار او را تاريخ ثبت كرده است . در اين ميان آنچه همواره مبهم مي ماند يا با پوششي از دروغ به ما عرضه مي شود، چگونگي آغاز كار اوست . از ويژگي هاي مهم شخص خودكامه، تمايل شديد او به تسلط يافتن بر تاريخچة زندگي گذشته است . چرا كه او مي خواهد، سابقه اي مناسب و دلخواه براي خود بسازد و در اين راه نيز در پاك كردن آثار و علائم مربوط به گذشته كه بعضاً ناخوشايند است، موفق عمل مي كند. زيرا زماني كه در كانون توجه عوام قرار مي گيرد، آن قدر قدرت دارد كه گذشتة خود را نيز به دلخواه بازسازي كند.
در اين ميان بازگويي تاريخچة زندگي او بسيار شنيدني مي شود . او از سينة گرگ شير خورده، شير نري به او جنگ و مبارزه آموخته و حتي مدت ها قبل از ظهو ر او ستارة بختش در آسمان ديده شده تا به مردم ناآگاه خبر ظهور قريب الوقوع يك موجود استثنايي را بشارت دهد اما فرد قدرت طلب خودكامه هم چنان كه در تصرف قدرت تامه موفق نمي شود، در اينجا نيز ناكام مي ماند. او اگرچه جفاكاري پيروز است و قاتلي موفق، اما در پاكساز ي گذشته و از ميان برداشتن سابقة خود ناموفق است.

نقد و تحلسل جباریت 13

یکشنبه, 6 اکتبر, 2019

– اما فردي كه دچار هراس پرخاش گرانه مي شود خواهان قدرت تامه است، زيرا در فرهنگ او قدرت تقسيم ناپذير تلقّي شده و تقسيم آن بي معني است . او اگر صاحب تماميت قدرت نباشد خود را عاجز و ناتوان مي بيند و اين شرايطي است كه او نمي تواند تحمل كند، هم چنان كه هيچ فرد ديگري نيز نمي تواند انكار شخصيت خود را بپذيرد، “هراس پرخاش گرایانه” به وجود هستی خودش اذعان نمي كند و به صورت هراس نيز ظاهر نمي شود، بلكه تجلّي آن به شکل “ترس هیجانی” است، مانند قهرمان داستان ما كه دستور داد تا جنگل را به آتش بكشند، در حالي كه به وجود هراس در خود معترف نبود وشايد هم اساساً به ضمير خودآگاهش هراسي راه نيافته بود . در وجود چنين فردي تجلّي هراس، به شكل نوعي پرخاش گري است . نوعي پرخاش گري افسارگسيخته كه حد و مرزي نمي شناسد و هيچ چيز جلودارش نيست . از اين رو براي رهايي از دست چنين هراسي، بايد به نابودي هر آنچه “هراس انگیز” است بپردازد . مسأله مهم اين جاست كه در اين فرد ترسو و بزدل هر چيزي به آساني مي تواند باعث هراس شود . نتيجه اين كه هدف ناخودآگاه چنين فرد ترسو و پرخاش گري، (براي اطمينان از امكان رهايي ازهراس) تماميت قدرت و هم تراز خداوند قادر شدن است. او گوش به زنگ است تا هر عاملي كه ارزش ذاتي او را زير سؤال مي برد و يا حتي دراحساس او نسبت به شأن و منزلتش تزلزلي ايجاد مي كند. نابود سازد و يا چنان مهارش كند كه براي ابد دست نشانده و اجير او شود . ارادة قدرت طلب او حد و مرز نمي شناسد. حتي مرگ نيز نمي تواند تشنگي او به قدرت را كم كند.