برچسب ها بـ ‘قبیله’

نسبت ما با توسعه 15

شنبه, 1 سپتامبر, 2018

۳- مدیران قبیله ای و عشیره ای

این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.

۴- مدیران آکادمیک و غیر اجرایی

این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.
نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.

۵- مدیران ترسو و مطیع

مدیرانی که می بینند و می‌دانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.

خطر این قبیل مدیران بزدل به حدی است که امیرمؤمنان علی (ع) پرهیز از انتصاب اینها را در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر متذکر شده اند. دلیل اطاعت پذیری و بله قربان گویی این مدیران یا از سر به خطر نیفتادن منافع آنهاست یا به دلیل اینکه تصور می کنند شایستگی یعنی اطاعت پذیری محض از مافوق و بی نیازی به نظرات کارشناسان.
این دسته از مدیران اتفاقاً اجازه ابراز نظر را از کارمندان و کارشناسان می گیرند. تجربه نشان داده در این قبیل سازمانها عموماً پدیده “سکوت سازمانی” و “انزوای کارشناسان” رخ می دهد.

۶- مدیران انتخاباتی- تبلیغاتی

این مدیران اساساً با هدف شرکت در انتخابات، وارد یک سازمان می شوند و تلاش می‌کنند محبوب دل ها شوند. تمام کارهایی که می کنند تبلیغاتی است. خوب کار می کنند که ر‌أی بیاورند. ضرر این مدیران آن جایی است که تمام امکانات و منابع ملی در اختیار خود را ابزاری برای رسیدن به موقعیت بالاتر می‌پندارند. سازمان را به ستاد انتخاباتی خود تبدیل می کنند. مدیریت این ها بسیار بی ثبات، کوتاه مدت و زیان بار است.

۷- مدیران هزینه ساز

این دسته از مدیران روی خطی از هزینه کار می کنند. وقتی میزان هزینه و نتیجه اقدامات آنها را بررسی می کنیم در می یابیم اگر همین برنامه به بخش خصوصی سپرده شده بود، با هزینه بسیار کم تر و با کیفیت بالاتر انجام می شد.

سالهاست در این کشور مدیران بسیاری به بهانه یک مأموریت کاری، هم حق مأموریت می گیرند هم پاداش، و هنگام بازگشت از سفر نیز از بودجه بیت المال سوغات آنچنانی به منزل می آورند و یا ولنگاری مالی که برای برگزاری یک جلسه ساده کاری با هزینه های سنگین و گزاف مانند رزرو هتل های گرانقیمت با فهرستی از هزینه های غیر ضروری و تشریفاتی همراه می شود.

 

هزینه تمام شده دختران نسبت به پسران 2

سه شنبه, 1 سپتامبر, 2015

ﺑﺨﺶ اول:ﮔﺰارش ﺷﺪن ﺗﻐﯿﯿﺮات ﭘﺪﯾﺪه يِ ﺟﻬﺎﻧﯽ
ﮔﻔﺘﻤﺎنِ ﺑﯽ آﻏﺎز و ﺑﯽ اﻧﺠﺎمِ ” ﺟﻨﺒﺶِ ﺑﻪ ﺗﺮازي” از ﻧﻘﻄﻪ ي ِ ﻋﻄﻒ درك “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ “ارزش” و ﺳﭙﺲ ﮐﺎرﮐﺮد “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ “ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ” ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﺮن اﺧﯿﺮ، ﭼﯿﺮﮔﯽِ “ﮐﺎر ﺑﺪﻧﯽ” را در ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻘﻮمِ “ارزش” رﻗﻢ زده ﺑﻮد. و در ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ يِ دور و دراز اﯾﻦ ﺑﺨﺶ از ﺳﺎﻣﺎن ﺑﺨﺶِ ﭘﺎراداﯾﻢِ ﺑﻨﯿﺎن ﻫﺎ و ارزش ﻫﺎيِ ، ﺑﺮﺗﺮيِ ﮐﺎرِ ﺑﺪﻧﯽ زﯾﺴﺖ و زﯾﻨﺪﮔﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ.و در ﭼﻨﺪ ﻗﺮن اﺧﯿﺮ ﻋﻄﺶِ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” ﺑﻪ اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﮐﺎرﮐﺮد ﻫﻤﻮاره ﺑﺮﺗﺮي ﺧﻮاﻫﯽِ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ، دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﺑﺰار ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن و داﻧﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ را ، ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﯾﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﮐﺎﺳﺘﻦ از ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺗﺮيِ ﮐﺎر ﺑﺪﻧﯽ ﭘﺎراداﯾﻢ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺑﻪ ﮐﻨﺎري ﻧﻬﺎده ﺷﺪ ،وﭘﺎراداﯾﻢ اﮐﻨﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻮه يِ اﻣﺮوزﯾﻦ” ﺟﻨﺒﺶ ﺑﻪ ﺗﺮازي ” اﺳﺖ ،ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ زن و ﻣﺮد را در ﺟﺎن ، ﻫﺎ ﺗﻨﯿﺪه اﺳﺖ. و اﯾﻨﮏ ارزش ﻫﺎي اﯾﻦ ﭘﺎراداﯾﻢ در ﺟﻬﺎن ﻫﺎي ﻓﺮدي و ﺟﻤﻌﯽ در ﺣﺎلِ ﺟﺎي ﮔﯿﺮي ﻫﺴﺘﻨﺪ.

در زﻟﻒ ﭼﻮن ﮐﻤﻨﺪش اي دل ﻣﭙﯿﭻ ﮐﺎﻧﺠﺎ                                          ﺳﺮﻫﺎ ﺑﺮﯾﺪه ﺑﯿﻨﯽ ﺑﯽ ﺟﺮم و بی ﺟﻨﺎﯾﺖ

ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻘﺶِ ﺧﺎﻧﻮاده ، اﯾﻞ ، ﻗﺒﯿﻠﻪ و… ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ در اﻓﺰاﯾﺶِ ﻧﯿﺮويِ ﺑﺪﻧﯽ و ﮐﻤﮏ ﺑﻪ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ “ﻗﺪرت” ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﻮد ، اﻣﺮوزه در ﭘﺮوﺳﻪ يِ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮي ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﭘﺪﯾﺪه يِ “ارث” ﮐﻪ در ﻧﮕﺪاﺷﺖ ﻧﯿﺮوي اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ در ﮐﺎﻧﻮن ﺧﺎﻧﻮاده ، اﯾﻞ ، ﻗﺒﯿﻠﻪ و…ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯽ رﻓﺘﻪ ، ﺑﺎ ﺗﻨﯿﺪنِ ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺗﺎﻣﯿﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺑﺎ ﺑﺮاﻓﺮاﺷﺘﻦ ﭘﺮﭼﻢ “ﻧﻔﺮ ﺧﺎﻧﻮاده” در ﺣﺎل ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ اﺳﺖ .

اﯾﻦ ﺑﻪ آن ﻣﻌﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺮويِ ﮐﺎر ﻫﺮ ﭼﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ و دﻟﺒﺴﺘﮕﯽِ ﮐﻤﺘﺮي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺗﻤﺎم ﻗﺪ در ﺧﺪﻣﺖ “اﻧﺒﺎﺷﺘﮕﯽ” ﻗﺮار ﮔﯿﺮد.وﭼﻮن ﻓﺸﺎرﻫﺎيِ ﭘﺪﯾﺪه ي ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن در اﯾﻦ ﺧﻮدﯾﺎﺑﯽ “زورﺷﯿﺮﯾﻦ” اﺳﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﮐﺎﺳﺘﻦ از واﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﻫﻤﭽﻮ ﻓﺤﻞ آﻣﺪن در ﺟﺎن ﻫﺎ وﺟﺪان ﻣﯽ ﺷﻮد.

ایران و ایرانی 73

چهار شنبه, 29 اکتبر, 2014

ششم – عدم شایسته سالاری
نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر ایران به خوبی نشان می دهد که حکومت فامیلی و طایفه ای و قبیله ای چنان در این دوران ریشه دوانیده است که حتی در سال های اخیر و بعد از انقلاب هم این روحیه کاملا در مدیران و مسئولین جامعه جاری است و هر دولت را که می نگری می بینی در همان اولین روزهای استقرار از بستگان و به قول خودشان افراد مطمئن!؟در پست های کلیدی استفاده می نمایند و بعد هم بستگان این افراد شاغل در پست های کلیدی در سایر مناصب مدیریتی و این قصه تا آنجا که وابسته ای باقی نماند ادامه پیدا می کند.
در هر دولتی به راحتی می توان این لیست ها را تهیه کرد اما این منحصر به دولت ها هم نمی باشد.در سایر نهادهای قانونی کشور هم وضع بدین گونه است و این یادآور همان نظام طبقاتی تاریخی ما ایرانیان می باشد که هر طبقه جد اندر جد باید به کاری خاص همان طبقه می پرداختند و حق ورود به طبقه کاری دیگر را نداشتند.
این یکی از بدترین آسیب های اجتماعی ماست زیرا از یک طرف باعث سلب اعتماد مردم می گردد و همان شائبه ای را که قبلا اشاره شد(حضور برای مدتی محدود جهت بستن بار خود) می گردد و هم چه بسیار شایستگان و صاحبان مهارتی که فقط چون وابستگی به مسئول وقت ندارند مورد اطمینان نمی باشند ودر نتیجه بکار گرفته نمی شوند.این روحیه هم متاسفانه بسرعت به طبقات پایین تر جامعه تسری پیدا می کند و بعنوان یک رویه و عرف مورد استفاده قرار می گیرد.کافی است مراجعاتی به سازمان های مختلف خودمان داشته باشیم و مشاهده کنیم که با توجه به مدرک تحصیلی و تخصص مدیر آنجا در بقیه مسئولیتها نیز با سازماندهی دلخواه خود چه کسانی بکار گرفته شده اند.حتی در این موضوع به حدی افراط می گردد که سازمانی را می شناسم که با قدرت گرفتن افرادی که مدرکشان دیپلم بوده است شرایط احراز شغل را بگونه ای تدوین و اجرایی نمودند که تمام پست های تخصصی و کلیدی را هم دیپلمه ها با توجه به سال های سابقه کاری در همان سازمان (و نه از سازمان های دیگر)می توانستند اشغال نمایند و به این ترتیب حاشیه امنیتی برای چند صد نفر خاص پیش آمده بود که تا هستند پست های مدیریتی متعلق به ایشان است و لیسانسیه ها و فوق لیسانس ها و دکترا ها باید زیر دستشان کار نمایند! که البته در این موارد ثابت شده است که تحمل مدارک بالاتر را ندارند و آنها را به اشکال مختلف مایل به خروج از سازمان می نمایند و نهایتا آنچه می ماند به شهادت آمار و گزارشات بررسی عملکرد اینگونه سازمانها انحطاط سال به سال خروجی ها در مقابل سازمانهای با چیدمان نیروی انسانی اصولی تر است

ایران و ایرانی 28

یکشنبه, 4 نوامبر, 2012

یکی دیگر از اقوامی که در چند برهه از تاریخ ما بر ما ایرانیان غلبه یافتند و حکومت کردند”ترک ها” بودند.

در زمان حکومت ساسانیان عده‌ای از ترکان به عنوان نیروی جنگی به خدمت گرفته شدند.به تدریج برخی از این جنگ آوران به علت لیاقت و شجاعتی که از خود نشان دادند توانستند ترقی کنند و به مقامهای فرماندهی سپاه و یا سپهسالاری ارتقا یابند.

همزمان با افزایش قدرت سپهسالاران ترک، روند ورود ترکان به ایران تسریع شد و تعدادی از قبایل ترک در ماوراءالنهر و خراسان استقرار یافتند.سپهسالاران و روسای قبایل ترک در فاصله قرون چهارم تا هفتم هجری قمری سه حکومت در ایران تشکیل دادند که عبارتند از:

به همین علت این دوره از تاریخ ایران را عصر حکومت ترکان در ایران مینامند.در باره تاریخ اولیه اقوام ترک اطلاعات کاملا دقیقی در دسترس نیست و فقط همان اندازه مشخص است که ترکان در سرزمینی که از شرق به چین و از غرب به رود سیحون محدود می‌گشته ٬سکنی داشته‌اند.به همین علت است که این محدوده به ترکستان مشهور است.تا حدود قرن ششم میلادی ترکان بیشتر به صورت قبایل بیابانگرد و پراکنده زندگی می‌کردند و از نظر سیاسی تمرکزی نداشتند.که همزمان اتحادیه از قبایل ترک بوجود آمد و در پی آن ترکان به سرزمین‌های همجوار با ترکستان از جمله مرزهای ایران حمله کردند.که این حملات از طرف ساسانیان دفع شد.پس از ظهور اسلام و در جریان پیشروی مسلمانان در شمال شرقی ایران آنها به مرزهای ترکستان و ایران رسیدند.با تشکیل سلسله سامانی در قرن سوم هجری در ماوراءالنهر این حکومت مسئول حفاظت از مرزهای مسلمین در برابر تاخت و تاز ترکان که آن زمان اسلام نیاورده بودند و از نظر مسلمین کافر به حساب می‌آمدند شد.

در همین میان عواملی باعث شد تا ترکان به قلمرو سامانیان و مسلمانان وارد شوند.نخست؛ اینکه سامانیان با حمله به برخی از مناطق ترکنشین عده‌ای را اسیر کرده و از آنها به عنوان نیروی جنگی و خدمتکار استفاده نمودند.دوم؛ عده‌ای از ترکان با پذیرش اسلام توانستند به جامعه مسلمین وارد گردند.پس از تشکیل حکومت ترکان روند ورود ترکان به ایران گسترش یافت و دسته‌هایی از آنها به صورت انفرادی یا قبیله‌ای وارد ایران شدند و در نواحی مختلفی سکونت گزیدند.در قرن هفتم هجری و در جریان حملات مغولان گروههای بیشتری نیز به ایران وارد گشتند.سرانجام بیشتر این ترکان در آسیای صغیر (ترکیه امروزی)ساکن شدند.