برچسب ها بـ ‘قامت’

پدر و مادر

شنبه, 3 ژانویه, 2015

بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود
بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود
بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست
بزرگ شديم
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود
و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته
بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست
و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی
بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند
و يا هم اكنون رفته اند
خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق
خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست
عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر
معذرت ميخواهم فيثاغورس
پدر سخت ترين معادلات ست
معذرت ميخواهم نيوتن
راز جاذبه، مادر است
معذرت ميخواهم أديسون
اولين چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند

خواندنی

سه شنبه, 25 ژوئن, 2013

آدما گاهی لازمه

چند وقت کرکرشونو بکشن پایین

یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :

کسی نمرده.

فقط دلم گرفته

**************

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.

اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه…

آن جا که در میان خاک خوابیدی؛

«سنگ تمام» را می گذارند و می روند …!

  **************

گرگ شده اند اینروزها…

کافی است سر به زیر باشی 

با بره اشتباهت میگیرند 

خیز برمیدارند برای دریدنت…

************* 

خالق من «بهشتی» دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛

و «دوزخی» دارد، به گمانم کوچک و بعید؛

و در پی دلیلیست که ببخشد ما را …

«دکتر علی شریعتی»

*****************

خدایا

من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد

و تو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا ….!!

************

گول دنیا را مخور……!!

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند

بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها

زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند…..

************

یادمان باشد!

هر پس مونده‌ای که‌ من زمین میندازم 

قامت یه‌ نفرو خم میکنه…..

************

لنگه های چوبی درب حیاطمان؛

گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛

ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند .

************

خــــدایا

دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است 

فقط من باشم و تو !!!!!

 *************

خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیم

دیروز پزشک روستا گفت:

چشمان پدرم پر از آب مروارید است!!!!

*************

نــه صدایش را ” نــازک ” میکــرد ..

و نــه دستــانش را ” آردی “

از کجــا بایــد به گرگ بودنش شک میکــردم؟!!!!!!!

***********

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران

می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده

ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد

شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می

گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا

برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟

طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست

***********

اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی،

آهسته رد شو 

غم را با هزار بدبختی خوابانده ام…

************

وقتي همه با من هم عقيده مي شوند ،

تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام!!!

اسکار وايلد

**************

خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است.

از زندگی لذت ببرید حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده اید…

دیروز پشت خاکریز بودیم و امروز در پناه میز!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد

**************

سخت است فهماندن چیزی به کسی که

برای نفهمیدن آن پول می گیرد.

احمد شاملو

*************

خواجه عبدالله انصاری فرمود:

بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است

و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است

و حج نمودن، تماشای جهان است.

اما نان دادن، کار مردان است…

**************

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛

به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!

************

به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند

و به تو می‌گوید ارباب ،نخند!

به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری ،نخند 

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می‌رود

و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند ،نخند! 

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده نخند!

************

متاسفانه بعضی ها هستند که :

بی غذا ، دو ماه دوام می آورند ؛

بی آب ، دو هفته ؛

بی هوا ، چند دقیقه ؛
و
بی “وجـــدان” ، خـیلی 

**************

اگر…

اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمرشکسته ترین بودم…

عاشقانه ها 29

یکشنبه, 11 نوامبر, 2012

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هردو جهان آزادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

از دکتر شریعتی

یکشنبه, 17 آوریل, 2011

زندگی

در باغ بی برگی زادم

ودر ثروت فقر غنی گشتم

واز چشمه ی ایمان سیراب شدم

ودر هوای دوست داشتن دم زدم

ودر آرزوی آزادی سر بر داشتم

ودر بالای غرور،قامت کشیدم

واز دانش طعامم دادند

واز شعر شرابم نوشاندند

واز مهر نوازشم کردند

وحقیقت،دینم شد و راه رفتنم

وخیر حیاتم شد و کار ماندنم

وزیبایی عشقم شد و بهانه ی زیستنم