برچسب ها بـ ‘قاتل’

واگویه ها(6)

سه شنبه, 15 می, 2012

خداوندا

دیری است که در وادی تحیر پا در گل مانده ام

عبوری از این وادی در این پنجاه و اندی سال میسر نشده مرا

اگر مجنون می خواهی ام

حداقل به وادی های بعد برسانم و مجنون خود ساز و ببر

نه مجنونی که خود نمی داند

چرا آمده؟

چه می خواهد؟

و مقصد کجاست؟

ای درد غم تو قاتل من

وصل تو شفای عاجل من

این قطره بی وجود دریاب

 

دوری از خویش

شنبه, 5 می, 2012

 دیشب در تلویزیون صحنه محاکمه جوان نروژی را دیدم که در تابستان سال گذشته با خونسردی تمام 77جوان و کودک را به گلوله بست و کشت.

کاملا خونسرد بود و آرام.بعد از باز کردن دستهایش به سبک عجیبی سلام نظامی داد و نشست و در اظهاراتش گفت:این کشتار توسط او انجام شده و با این وجود او خود را بیگناه می داند،چون در دفاع از خود بوده!؟ دفاع در مقابل هجوم مسلمانان به کشورش.

و از همه عجیب تر اینکه قضات دادگاه و مردم حاضر در جلسه ،یک به یک و با لبخند و مهربانی با او دست دادند و سرجایشان نشستند!

غم عالم به دلم آمد.در جایی دیوانگانی هواپیما به برج های آمریکایی می کوبند و هزاران بیگناه را می کشند و نامش را می گذارند:جهاد و در جایی دیگر اینگونه قاتل دهها کودک و جوان بیگناه را مورد لطف و نوازش قرار می دهند.

من به این می گویم افراط و تفریط.به راستی کدام یک زشت تر است؟

بیچاره بشریت!بیچاره انسان!