برچسب ها بـ ‘فیلسوف’

کلید توسعه ایران 62

چهار شنبه, 6 ژانویه, 2021

ما چه کاری می توانیم انجام دهیم تا دنیای کودکی را بفهمیم و بتوانیم نقش خودمان را بعنوان بزرگسال در این ساختارهای ذهنی و قانونمندی های کشف شده در مراحل مختلف کودکی به درستی بازی کنیم؟
مثل هر چیز دیگری، اگر دانش و بینش ما در مورد کاری که می کتیم در حد دانش زمان حالمان باشد باید بفهمیم که کودک چه اطلاعاتی را که از کانال های مختلف به او می رسد،درونی می کند؟
ژاپنی ها می گذارند بچه اشتباه کند،سختی بکشد تا مسئولیت کاری را که شروع کرده است را بپذیرد.تمام این موضوعات می تواند در قالب بازی انجام شود. اینکه ما برای یادگیری بچه بی حوصله باشیم و بچه سختی پذیرفتن یک مسئولیت ذهنی را به عهده گیرد،کار درستی نیست و باید به این موضوع آگاه باشیم که داریم چه انسانی را رشد می دهیم.
باید بدانیم که بچه سه ساله بخشی از رفتارهایش از جنس لجبازی است و این لجبازی با من نیست، بلکه با ذهن در حال رشد خودش است. وقتی من این موضوع را بدانم این لجبازی ها من را برآشفته نمی کند و درست مانند یک فیلسوف نگاه می کنم تا ببینم فرزند من الان باید از چه مرحله ای عبور کند.

مقالات 41

یکشنبه, 21 فوریه, 2016

عشق 1

عشق اکسیر زندگی است.

عشق لطیف است و نرم همچو آب.”لائوتسه می گوید:

“هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند،و به هنگام مرگ خشك و شكننده.پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.عاشقانه وآرام زندگي كن!هرگز با طبيعت‌ يا همجنسان خود ستيزه مكن و گزند را با مهرباني تلافي کن.”

با آرامش و مهربانی از خدا همه چیز بخواه و برای آن “خواسته ها”از جای برخیز و حرکت کن.

داستانی است درمورد اولين ديدار “امت فاكس”، نويسنده و فيلسوف معاصر، ‌از آمريكا، هنگامی كه برای نخستين بار به رستوران سلف سرويس رفت.

وی كه تا آن زمان هرگز به چنين رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با اين نيت كه از او پذيرايی شود.

اما هرچه لحظات بيشتری سپری ميشد، ناشكيبايی او از اينكه ميديد پيشخدمتها كوچكترين توجهی به او ندارند، شدت گرفت.

از همه بدتر اينكه مشاهده ميكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وی با ناراحتی به مردی كه بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديك شد و گفت: من حدود بيست دقيقه است كه در ايجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترين توجهی به من نشان دهد. حالا ميبينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه پذيرايی ميشوند؟ 

مرد با تعجب گفت: اينجا سلف سرويس است، سپس به قسمت انتهايی رستوران، جايی كه غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا برويد، يك سينی برداريد هر چه ميخواهيد انتخاب كنيد، پول آنرا بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آنرا ميل كنيد!

امت فاكس كه قدری احساس حماقت ميكرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی ميز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسيد كه زندگی هم در حكم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبيده ايم و آنچنان محو اين هستيم كه ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ايم از اينكه چرا او سهم بيشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نميرسد خيلی ساده از جای خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايی فراهم است، سپس آنچه ميخواهيم برگزينيم.

وقتی زندگی چيز زيادی به شما نميدهد، به دليل آنست كه شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید.

راست و دروغ!

شنبه, 20 دسامبر, 2014

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است
کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است
کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است
کسی که دروغ مي‌گويد تا پول بگيرد گداست
کسی که پول مي‌گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است
کسی که پول مي‌گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است
کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است
کسی که به خودش هم دروغ مي‌گويد متکبر و خود پسند است
کسی که دروغ خودش را باور مي‌کند ابله است
کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است
کسی که علی رغم ميل باطنی خود دروغ مي‌گويد زن و شوهر است
کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است
کسی که دروغ مي‌گويد و قسم هم مي‌خورد بازاری است
کسی که دروغ مي‌گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست مي‌پندارند سياستمدار است
کسی که مردم سخنان راست او را دروغ مي‌پندارند و به او مي‌خندند ديوانه است

ایران و ایرانی 31

یکشنبه, 2 دسامبر, 2012

وضعیت خود را نیز در حال حاضر می توان از نوشته زیر دریافت :

 

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.

35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

درسی از سقراط

سه شنبه, 27 سپتامبر, 2011

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط می دانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد:لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه چیزی به من بگویی،از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش “سه پرسش” است ،انجام دهی.

مرد پرسید:سه پرسش؟

سقراط جواب داد:بله درست است.قبل از اینکه در باره شاگردم با من صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.

اولین پرسش “حقیقت”است.کاملا مطمئنی آنچه را که به من می خواهی بگویی،حقیقت دارد؟

مرد جواب داد:نه،فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت:بسیار خوب،پس واقعا نمی دانی خبر،حقیقت دارد یا نه.حالا پرسش دومیعنی “پرسش خوبی”.آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی بگویی،خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد:نه برعکس……

سقراط ادامه داد:پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی ،بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.سقراط ادامه داد:

و اما پرسش سوم”سودمند”بودن آن است.آنچه را می خواهی در مورد شاگردم بگویی،برای من سودمند است؟

مرد پاسخ داد:نه واقعا…….

سقراط نتیجه گیری کرد:اگر می خواهی چیزی را به من بگویی که نه حقیقت داردو نه خوب است و نه حتی سودمنداست،پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

راست و دروغ

چهار شنبه, 13 آوریل, 2011

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است

کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است

کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است

کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد گداست

کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است

کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است

کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است

کسی که به خودش هم دروغ می گويد متکبر و خود پسند است

کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است

کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است

کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است

کسی که دروغ می گويد و قسم هم می خورد بازاری است

کسی که دروغ می گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است

کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سياستمدار است

کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند ديوانه است

رسالت انسان چیست؟(3)

سه شنبه, 4 ژانویه, 2011

فکر نمی کنم که در بین همراهان عارف فیلسوف فرزانه ای به نام علامه محمد تقی جعفری را نشناسد.این دانشمند آزاده بی ادعا مقرب تر از آن است که بی مقداری چون من وصفش نماید،پس یک سر به بررسی نظریاتش در مورد رسالت انسانها می پردازیم که بس گرانبهاست:

رابطه انسان با هستی دارای چهار جنبه اساسی است:

1-شناخت هستی

2-دریافت هستی

3-گردیدن هستی

4-گرداندن هستی

جنبه های هفتگانه زیر را می توان عوامل به فعلیت رساندن چهار جنبه اساسی فوق به حساب آورد:

1-علمی    2-فلسفی    3-شهودی     4-اخلاقی     5-حکمی     6-عرفانی     7-مذهبی

در بحث در مورد جنبه ها و عوامل بالا باید به چند نکته توجه داشت:

1- هویت جنبه های چهارگانه و عوامل هفتگانه آن،چنان مشخص و مرزبندی شده نیست که هریک از آنها در مغز یا روان آدمی،موقعیتی خاص را که قابل اختلاط با دیگری نباشد،به وجود بیاورد.مثلا از یک واقعیت،هم می توان شناخت علمی داشت و هم دریافت شهودی،هرچند ممکن است که انسانهای معمولی نتوانند یک موضوع را در آن واحد،دوگونه درک کنند،بلکه باید از یکی درگذرند تا به دیگری توجه نمایند.

2- ملاک تقسیم جنبه های چهارگانه فوق،این است که”من” در رابطه با “جز من”_که شامل عالم آفاق(جهان عینی بیرونی)وعالم انفس(عالم درونی)می شود_یا “جزمن”را فرا می گیردو به آن آگاهی پیدا می کند که به آن رابطه،”شناخت” می گویند و یا “جز من” را بوسیله احساس نیرومند هستی یابی درون خود دریافت می کند که به آن رابطه”دریافت”می گویند.”من انسانی”در رابطه با شناخت بوسیله ذهن خود،نسبت به واقعیت ها آگاهی می یابد.اگر پس از این مرحله به “تجرید و حکم و تطبیق و موازنه و ترجیح و گزینش های نظری”بپردازد و به وسیله احساس برین و تصعید شده،نوعی تاثر عالی پیدا کند،به مرتبه “دریافت” نائل می گردد.

3- هر انسانی در مسیر حیات خود درمی یابد که موقعیتی عالی تر و کامل تر از وضعیت فعلی خود وجود دارد که اگر برای وصول به آن موقعیت برتر تصمیم بگیرد،در مسیر”گردیدن”قرار گرفته است.البته در گردیدن انسان ،اختیار نقش اساسی دارد.

4- گردیدن تکاملی انسان،بدون شناخت و دریافت وحدت خود با دیگران،امکان پذیر نیست.به عبارت دیگر گردیدن “من” بدون گرداندن دیگر”من”ها ممکن نیست.

انسانی که در مسیر تکامل قرار می گیرد،نمی تواند نسبت به سرنوشت دیگران بی توجه باشد.درد و رنج و عقب ماندن دیگران از مسیر کمال،برای انسان رشد یافته زجرآور است و وی سعی می کند تا دیگران را به رشد و کمال برساند.خلاصه هیچگاه”گردیدن”انسان بدون تکاپو در راه”گرداندن”دیگران امکان پذیر نیست.