برچسب ها بـ ‘فقر’

از امام موسی صدر

شنبه, 5 آگوست, 2017

دین درست را از میوه اش باید شناخت،نه از صحبتهای رهبرانش.
وقتی افراد بی نظم منظم شدند،فقر کم شد،دزدی کم شد،بی اخلاقی کم شد،
آنوقت می گوییم دین این جامعه درست است.

مقالات 55

یکشنبه, 10 جولای, 2016

دانته در کتاب کمدی الهی خود می گوید: اکثریت فضای جهنم را افراد بی تفاوت پر کرده اند،

در روزگاری که سرعت ارائه پی درپی دستاوردهای متنوع علمی ،آدمی را گیج می نماید،

در زمانه ای که آتش جنگ های قومی و عقیدتی و قدرت طلبانه ،دنیا را با چالشی عظیم مواجه نموده است،

در حالی که منابع طبیعی و نعمت های خدادای این کره خاکی با حماقت های بشری رو به زوال و نابودی است،

و در نتیجه فرزندان تو و فرزندان همنوعان تو با تهدیدهای جدی روبرو هستند،

 نمی توان در این جهان بی تفاوت زیست.

انسان چاره ای ندارد که به خود بیاید و در مقابل فجایع وبحران هایی که خود برای خود ایجاد نموده،به تدبر و چاره اندیشی مبادرت ورزد.پیامبر اسلام می فرماید:

من از فقر مردم بیمی ندارم،نگرانی من از سوئ مدیریت آنان است

قسم

دوشنبه, 27 ژانویه, 2014

قسم به گرمی خورشيد، قسم به جلوه ماه
قسم به پاكي چشمت، قسم به سختي راه
قسم به آدم خاكي، به فقر مردم پاك
قسم به شبنم يك گل، به رازهاي نگاه
قسم به اشك يتيم ، به ناتواني من
به عشق ليلي و مجنون، به وامق و عذرا
كه دل نگيرم از ياد يار و تلخي او
قسم به خالق هستي ، به آبي دريا

خدایا!

دوشنبه, 7 ژانویه, 2013

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.


خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌‌دست و زبان‌بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرماخیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا!
تو مسئولی.

خداوندا!
تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…..

تفاوت فلسفه و عرفان

شنبه, 6 اکتبر, 2012

فلسفه حرف مى آورد و عرفان سکوت . آن عقل را بال و پر مى دهد و این عقل را بال و پر مى کند. آن نور است و این نار. آن درسى بود و این در سینه . از آن دلشاد شوى و از این دلدار. از آن خدا جو شوى و از این خدا خو. آن به خدا کشاند و این به خدا رساند. آن راه است و این مقصد، آن شجر است و این ثمر، آن فخر است و این فقر، آن کجا و این کجا.

 (علامه حسن زاده آملی)

از ابوسعید ابوالخیر

چهار شنبه, 22 دسامبر, 2010

چندانکه ستاره است بر چرخ کبود

از ما به بر دوست،سلامست و درود

**********

از سوز محبت چه خبر اهل هوس را

این آتش عشق است،نسوزد همه کس را

**********

ای خالق هر بلند و پستی

شش چیز عطا کن زهستی

ایمان و امان و تندرستی

علم و عمل و فراخ دستی

**********

ما را نبود دلی که کارآید ازو

جز ناله که هردمی هزار آید ازو

چندان بگریم که کوچه ها گل گردد

نی روید و ناله های زار آید ازو

**********

افسوس که عاقبت اندیش نه ایم

داریم لباس فقر و درویش نه ایم

این کبر و منی جمله از آنست که ما

قانع به نصیب و قسمت خویش نه ایم

**********

در عالم اگر فلک اگر ماه و خورست

از باده مستی تو پیمانه خورست

فارغ زجهانی و جهان غیر تو نیست

بیرون زمکانی و مکان از تو پرست