برچسب ها بـ ‘فردا’

پیله

دوشنبه, 23 جولای, 2018

چه کسی می داند که تو درپیله ی خود تنهایی

چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی

پیله ات را بگشای
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی

آرزوی من

شنبه, 21 جولای, 2012

قصه از حجره ایست که گره خورده به بغض

یک طرف خاطره ها

یک طرف فاصله ها

در همه آوازها حرف آخر زیباست

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

کمی بیاندیشیم(9)

سه شنبه, 22 می, 2012

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

***********
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود …

***********
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست …
***********
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

***********
برای دوست داشتن وقت لازم است، 
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

***********
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

سخنان با ارزش

دوشنبه, 24 اکتبر, 2011

در روزگاری که خنده مردم،از افتادن توست،برخیز تا بگریند.

**********

درصد کمی از مردم نود سال زندگی می کنند،مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند.

**********

وفادارترین زنها،نه موطلایی ها هستند و نه مو خرمایی ها و نه مومشکی ها.بلکه مو خاکستری ها هستند!

**********

چه داروی تلخی است:وفاداری به خائن،صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل.

**********

مشکلات امروزت برای امروز کافی است.مشکلات فردا را به آن ها اضافه مکن.

جملات پر ارزش

سه شنبه, 20 سپتامبر, 2011

انسان ها معمولا تنها می مانند،چون به جای پل غالبا دیوار می سازند.

یک امروز،قدر دوفردا می ارزد.

یا چیزی بنویسید که ارزش خواندن داشته باشد،یا کاری کنید که ارزش نوشتن داشته باشد.

همیشه راست بگویید،آن وقت لازم نیست چیزی را به خاطر بیاورید.

هرگز کوچکترین فرصت را برای بسته نگه داشتن دهانتان از دست ندهید.

همراه خوب در جاده،کوتاهترین میانبر است.

شادترین نوع زندگی،زیستن در یک آینده پرمشغله است.

بهترین راه برای پیش بینی آینده،خلق آن است.

جملاتی پربار

چهار شنبه, 7 سپتامبر, 2011

ترجیح می دهم حقیقتی آزارم دهد،تا اینکه دروغی آرامم کند.

**********

تنها دو روز در سال نمی توانی هیچ کاری کنی،دیروز و فردا

**********

با وجود اینکه بادبادک می داند که زندگی اش به یک نخ بند است،باز هم در آسمان می خندد و می رقصد

**********

انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست،بلکه مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد،اما می تواند داشته باشد

**********

مردمی که گل ها را دوست دارند،خود از آن گل ها دوست داشتنی ترند

سوختن داريم تا سوختن!

شنبه, 23 جولای, 2011

بعضي سوختن ها طوري هستند كه تو امروز مي سوزي،اما فردا دردش راحس مي كني.

داستان كيفيت زندگي و رشد آدم هادر جاهايي كه “جهان سوم”ناميده مي شود هم  ار همينجور سوزش هاست.

از هر دوره كه مي گذري،مي سوزي ودر دوره بعد دردش را مي فهمي.

شادي و دغدغه هاي كودكي ما:

شادي هاي كودكي ما درجه سه است،اما دغدغه هاي ما جدي و درجه يك.شادي كودكيمان اين است كه پوست آدامس جمع كنيم يا بگرديم و چرخ دوچرخه اي پيدا كنيم و با چوبي آنرا برانيم،توپ پلاستيكي در پوسته اي داشته باشيم و با آجر دروازه درست كنيم و در كوچه هاي خاكي فوتبال بازي كنيم

اما دغدغه هايمان ترسناك بود:

اينكه نكند موشكي يا بمبي،فردا صبح را از تقويم زندگي ات خط بزند،از ديفتيري مي ترسيديم،از وبا و از جنون گاوي.

مدرسه ،دغدغه ما بود.خودكار بين انگشتان دستمان كه تلافي حرفهاي ديروز همسايه به معلم ما بود،تكليفهاي حجيم عيد يا كتابهاي كه پنجاه سال بود در آنها بابا آب و انار مي داد.

شادي و دغدغه هاي نوجواني ما:

دوره اي كه ذاتا بحراني بود و بحران جهان سوم بودن هم به آن اضافه شد.در اين دوره شادي هايمان جنس ممنوعي دارند.اينكه موقتي عاشق شوي، دوست داشتن را تجربه كني،اما همه اين شادي ها را در ذهنمان تجربه مي كرديم و در خيالمان عاشق مي شديم و نجوا مي كرديم.كلا زندگي يك نفره اي داريم با ذهني دو نفره!

و بالاخره دغدغه هاي جواني:

بترسي از اينكه قرار است چند صفحه از سوالات چهار گزينه اي،آينده تو،شغل تو،همسر تو و لقب تو را تعيين كند.تو فقط سه ساعت براي همه اين ها مهلت داري.خلاصه هرچه مي گذرد شادي هايت كمتر مي شود و دغدغه هايت بيشتر.

گاهي فكر مي كني كه بايد به سرزمين “جهان اولي ها”مهاجرت كني تا از “جهان سومي”بودن خلاص شوي اما مي فهمي كه بامهاجرتت،شادي ها، دغدغه ها،جهان بيني،خدا و معيارهايت هم با تو سفر مي كنند .

گاهي مي ماني كه اين جهان سوم است كه كيفيت تو را تعيين مي كند يا اينكه تو جهان سوم را درست مي كني؟

فرشته ای به نام مادر

سه شنبه, 11 ژانویه, 2011

نه…

فردا نه

چند ساعت بعد هم نه…

چند ثانبه دبگر هم نه…

همین الان،

برای مادرت یک کاری بکن…

اگر زنده است، 

دستش را…

اگر به آسمان رفته است،

قبرش را…

اگر پیشت نیست ،

یادش را…

 

اگر آشتی هستی، 

پایش را…

ببوس…