برچسب ها بـ ‘فرایند’

دل نوشته 6

شنبه, 1 ژوئن, 2019

عجب زمانه بدی شده!
پیامبر عزیز ما میفرماید: من از فقر امتم بیمی ندارم. ترس من از سوئ مدیریت است.
مدیری را برمی داریم و در توجیه کار خود می گوییم: او فلان کار را نکرد و بهمان کار را انجام داد و در کمال تعجب مشاهده می کنیم که مدیر تازه منصوب شده ،همان روش و کار مدیریت قبلی را ادامه می دهد. دعوا فقط سر آدم های خودی و غیرخودی است!
وقت آن نرسیده که از تجربیات گذشته درس بیاموزیم و در روش ها و فرایندها و استاندارد ها تجدید نظر کنیم؟
به قول سهراب سپهری:
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

نسبت ما با توسعه 17

شنبه, 22 سپتامبر, 2018

واما در جامعه توسعه نیافته:
۱-موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند(دندانها تا قبل از درد غیر قابل تحمل به دندانپزشک نشان داده نمی شوند،زندگی ها تنها با احتمال فروپاشی با مشاور در تماس قرار نمی گیرندو …)

۲-جامعه از بحرانی وارد بحران دیگر می شود و کمتر می تواند به رویاها وآرزوهای خود فکر کند.

۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی مدام در حال شتاب واسترس به سر می برد.

۴-افراد جامعه مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار “هیجان جبران” هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد مقابل اتفاقات احتمالی تمام دستاوردهای خود را یا از دست بدهند ویا دستاوردهایشان ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!

۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و در به در بدنبال لذتهای سریع و با طول عمر کوتاه هستند چون به آینده امیدی ندارند. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.

پی نوشت:
حسی در درونم میگوید ،سهیل دیگه ننویس! چون در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله کمی برای عمیق خواندن ودقیق شدن در موضوعی دارند ؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه وخرافی برای حل مسائل می گردند واگر شما تا اینجای مطلب را خوانده اید می توانید امیدوار باشید که خیلی هم صاحب سبک تفکر توسعه نیافته نیستید.

اما چاره چیست؟

۱-اول باید اعتراف کنیم که ما دچار تفکر توسعه یافته نیستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان جا مانده است.

۲-به فرایند تفکر خود هشیار شویم تا بفهمیم اکثر اضطرابها و انتخابها ریشه در عقده وترس دارند ویا از عمق وجود ما ریشه گرفته اند؟

۳-آرام آرام ماسکهای کاذب خود را کنار بگذاریم تا خود واقعیمان را به محیط نشان دهیم ،چون این تنها راهی است که شاید جهان هم شکل حقیقی وکم اضطرابتر خود را به ما نشان دهد .

۴-برای آینده بهترفرزندانمان بیشتر از آموزش روی پرورش وشکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباط اجتماعی بیشتر و مراوده فراوان تر با بخشهای مختلف جامعه وسفرهای گسترده تر بهره بگیرید و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر ومناسب واختصاصی وی بهره ببرید.

۵-مطالعه متون عمیق و پیگیری آموزش هایی که می تواند درک موثرتری از زندگی ،روابط واصول اداره بهتر زندگی به ما بدهد.

۶-تنها به بهتر شدن زندگی خودمان فکر نکنیم و بخشی از وقت و درآمد خود را برای بهبود اطرافیان وجامعه اختصاص دهیم تا بفهمیم اگر هوای شهر آلوده باشد شما در خانه خود بمانید آسیبی نمی بینید بیشتر یک طنز است تا یک حقیقت علمی و معنوی.

ایران و ایرانی 98

چهار شنبه, 6 ژانویه, 2016

مهم‌ترین محرکه شرکت‌های اروپایی و آمریکایی بازارهای چین و آسیاست، به خاطر تقاضایی که آنجا وجود دارد و اینجاست که باید کاهش قیمت نفت را در یک ماتریس جهانی مورد ارزیابی قرار داد. الان هزینه‌های انرژی در آمریکا کاهش پیدا کرده است. در دسامبر 2014، در آمریکا 230 هزار شغل جدید ایجاد شده است. بنزین شش ماه پیش در آمریکا، گالنی 3.80 دلار بود، الان 2.40 دلار شده است. آمریکا دارای یک جامعه مصرفی است که در آن مردم وقتی ببینند قیمت محصولی کاهش یافته، برای خرید آن هجوم می‌برند. به قول خودشان پروپلر (ملخ هواپیما) اقتصاد آمریکا، مصرف مردم است. اگر مصرف مردم نباشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. آمریکا تا سال 2020، روزانه 300 هزار بشکه نفت، صادرات خواهد داشت. اولین بار، بعد از چندین دهه، کنگره جمهوریخواه قوانین صادرات نفت آمریکا را به نفع شرکت‌های نفتی تعدیل می‌کند.
عربستان در اثر کاهش قیمت نفت حدود 90 میلیارد دلار از درآمد نفت خود را از دست می‌دهد که این از طریق سود ذخایر ارزی‌ای که دارد قابل جبران است. این وضعیت قیمت نفت منافعی را برای عربستان دارد که در درازمدت قابل تامین است. بنابراین شرایط موجود برای عربستان مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

سه پیشنهاد بسیار شاخص در میزگردها و سخنرانی‌های امسال برای اصلاح نظام‌های اقتصادی کشورهای مختلف مطرح شد. اولین آن اعطای فرصت به شهروندان است، یا در واقع مشارکت همگانی و همه را شریک کردن تا منابع اقتصادی در کشورها در انحصار نباشد، بلکه تا امکان دارد آن را گسترده کنند که در اختیار اقشار مختلف اجتماعی قرار بگیرد. دوم اینکه، آموزش سنتی باید کنار گذاشته شود و انسان‌ها باید برای مهارت‌های جدیدی آموزش ببینند که با دنیای دیجیتال و تصمیم‌گیری پیچیده امروز، بیشتر سنخیت داشته باشد.
انسان‌ها نیازمند مهارت‌های جدید هستند و باید در مدارس، یک بازبینی اساسی شود که به کسی که امروز دیپلم می‌گیرد، چه مهارت‌ها و دانشی باید منتقل شود. پیشنهاد این بود که تا جایی که امکان دارد، یک بینش جهانی به شهروندان منتقل شود که بتوانند بهتر فکر کنند و تصمیم بگیرند و کار انجام دهند و کارهایشان را بتوانند پیش ببرند. نکته سوم اینکه، کشورها باید خودشان را با تکنولوژی‌های جدید آشنا کنند. هیچ دولت و شرکت و موسسه و فردی نمی‌تواند مستقل از این تکنولوژی جدید نه فکر کند و نه تصمیم بگیرد و نه زندگی کند. دولت‌ها باید این فرآیند را که انسان‌ها با فناوری‌های جدید آشنا شوند تسهیل کنند که نهایت بهره‌برداری را برای سودآوری و افزایش کارآمدی در زندگی عمومی‌شان به همراه داشته باشد.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

سلسله مباحث مدیریتی 11

سه شنبه, 9 سپتامبر, 2014

سبک زندگی ایرانی تا زمانی که تلقی منطقی از پول و امکانات پیدا نکند اصلاح نمی‌شود. بخشی از این مسأله به این برمی‌گردد که ما می‌ترسیم و زندگی را کوتاه مدت می بینیم و عموماً در یک قرن و نیم گذشته در فضاهای بی ثباتی زندگی کرده‌ایم. لذا افراد به دنبال این هستند که نهایت بهره‌برداری را در زمانهای کوتاه انجام دهند و حرصی که برای سریع به دست آوردن پول دارند فروبنشانند. البته این مسایل ریشه‌های طبقاتی هم دارد. فردی را می‌شناسم که سال 1370 راننده تاکسی بوده و هم اکنون با رانت، زد و بند و اجحاف به حقوق دیگران به ثروت دهها میلیاردی رسیده است. او را تشویق کردم به حج برود و آسیا، آفریقا و اروپا را کشف کند. جواب داد که دو کارخانه باید راه‌اندازی کند شاید در هفتاد سالگی فرصت این کارها فراهم شود. کسی که قبلاً در فقر و محرومیت زندگی کرده الان از فرایند ناسالم پول درآوردن در این جامعه به وجد آمده و معنای دیگری برای زندگی قایل نیست. کتاب خواندن و به موزه رفتن برای او مسخره است. رشد قوای فکری و معنوی برای او وقت تلف کردن است. به صورت این شخص با این ثروت نگاه کنید فکر می‌کنید کارگر معدن است. این صورت را مقایسه کنید با مردم و کارآفرینان عادی جامعه ما که با زندگی معمولی، امیدوار و شاداب و سلامتی روانی دارند. بسیار جالب خواهد بود ما حتی در میان مجریان مملکت، 5 نفر پیدا کنیم که خوش رنگ و خوش پوست باشند. صورت انسان، انعکاس آرامش، سلامتی روانی و روحی اوست. پول و سمت به طور باور نکردنی برای میانگین ایرانی قداست پیدا کرده و معما این است که این در جامعه‌ای است که می خواهد الهام‌بخش دیگر مسلمانان باشد!
نقد سوم بر سبک زندگی ایرانی این است که در مقایسه با ملتهای دیگر سهم تفریح و خوشگذارانی و دور هم جمع شدنهای متعدد و طولانی بسیار بالاست. همه ملتها دنبال خوشگذرانی و تفریح هستند اما سهم خوشگذرانی و تفریح در زندگی ایرانی افراطی است. اخلاق، معنویت و حرفهای دلچسب به عنوان پوششی است بر آنچه ما در باطن انجام می دهیم. باید توجه داشت که سرنوشت هر ملتی با روحیه اکثریت آن ملت رقم می خورد.
صحبت من این نیست که همه ایرانیان این ویژگی‌ها را دارند ولی اکثریت آنها چه در داخل و چه در خارج این خصایص را دارند. برای همین تاریخ، فرهنگ و زندگی ما به شدت سینوسی و نوسانی است. یکبار یک فرد ثروتمند هلندی را ملاقات کردم که عمده درآمد خود را صرف امور خیریه می‌کرد. وی در یک آپارتمان نسبتاً متوسطی زندگی می کرد و معتقد بود از این فرصتی که در اختیار دارد و از این امکاناتی که به دست آورده باید کار مفید اجتماعی انجام بدهد

کوچه مردها(61)

چهار شنبه, 25 آوریل, 2012

در اینجا بد نیست کمی از رسومات و آداب حاکم بر محیط روستاهای بابل برایتان بگویم:

یکی از ابتدایی ترین موضوعاتی که یاد گرفتم این بود که در هر مجلسی که حضور پیدا می کردم ،باید با تک تک ساکنین آن مجلس جداگانه و به گرمی احوالپرسی نمایم.شیوه کار هم به این شکل است که بزرگترین فرد مجلس شروع می کرد به پرسیدن حال من و تک تک اعضای اصلی خانواده ام و بعد هم جملاتی مبنی بر خوش آمد گویی می گفت.وقتی احوالپرسی او تمام می شد ،من هم متقابلا باید احوالپرسی و اظهار خوشبختی از بودن نزد ایشان می کردم و چون این کار تمام می شد،با نفر بزرگتر بعدی عین همین فرایند را باید تکرار می کردیم تا آنجا که تمامی نفرات بزرگتر از من تمام می شدند و از اینجا به بعد من باید بعنوان بزرگتر باقیمانده مهمانان با نفرات کوچکتر از خودم یک به یک همین احوالپرسی ها را انجام می دادم!

بعد با نفر دوم خانواده همین فرایند را آغاز می کردند و بدون اغراق نیم ساعتی به همین منوال می گذشت.

در مرحله بعد توسط مهمانان از وضع کشاورزی آن سال سوالاتی در مورد فراوانی یا کمبود آب و محصول و …… پرسیده می شد که به دقت و تفصیل توسط صاحبخانه پاسخ داده می شد.

در تمامی این مدت سفره ای شامل ظروف عسل و نان سوخاری و نان های کوچک تنور پخت خانگی و چای پی در پی در میان اتاقی که افراد دورش نشسته بودند وجود داشت که تنها هنگام نهار دادن این سفره را جمع می کردند و سفره دیگری پهن می کردند.

از خصوصیات دیگر این محلها غذاهای محلی و خاص این مناطق است.

سیر سرکه،نازخاتون،کوکوی سبزی،ماست چکیده دلال زده،بادمجان و گوجه سرخ شده،ماست های محلی،سبزی های تازه و بسیار اشتها برانگیز از مزه های داخل سفره بودند و غذاهای اصلی هم معمولا کباب غاز،فسنجان غاز و اردک،مرغ بریان،ماهی سفید کباب شده یا سرخ شده،مرغ ترش،ران گوسفند بریان شده و……..بودند که همراه با برنج فراوان صرف می شد.عطر و طعم این غذا ها را هرگز در جای دیگری نمی توان یافت.

قبل از شروع غذا دختر بچه ای در حالی که ظرفی آب در یک دست و لگنی فلزی در دست دیگر و حوله ای دستباف محلی روی شانه اش داشت نزد یک یک مهمانان از بزرگ به کوچک می رفت و انها با آب دست خود را می شستند که آبهای حاصل در لگن زیر دست مهمان گرفته شده،می ریخت و بعد هم با حوله دست خود را خشک می کردند تا اگر بخواهند با دست غذا بخورند،مشکلی نداشته باشند و بعد از صرف غذا هم باز این کار تکرار می شد.

یک تجربه

چهار شنبه, 26 اکتبر, 2011

حال عجیبی دارم.

مدتی است که تصمیم گرفته ام به گونه ای غیر از آنچه تا بحال بوده ام،باشم.

در خود تفاوت هایی ایجاد کنم تا باقی عمرم را با آرامش بیشتری طی کنم.اما این پوست انداختن چقدر برایم دردناک است.

گاهی می اندیشم که چقدر خوب است و چه مزیت هایی نسبت به قبل به دست آورده ام و گاه از فکر آنچه که کنار گذاشته ام به شدت نگران می شوم و نمی دانم آنچه به جایشان به دست آورده ام یا در حال کسبشان هستم بیشتر از آنچه از دست داده ام ،می ارزد یا نه؟

بین زمین و آسمان معلقم.”خود جدیدی” را جایگزین” خود قبلی کردن ” را تا بحال تجربه نکرده بودم.

آیا شما چنین تجربه ای داشته اید؟

اگر آری،لطفا برای من از تجربه خود و گذر از این فرایند بنویسید.شاید مجنونی را به آرامش برسانید!