برچسب ها بـ ‘فراموش’

واگویه ها 51

یکشنبه, 14 جولای, 2013

فراموش نکن

شب هرچه هم که تاریک و سیاه باشه

سرد و ترسناک باشه

خاموش و بی روح باشه

طولانی و کسل کننده باشه

نهایتا صبح خواهد رسید

واگویه ها 38

سه شنبه, 25 دسامبر, 2012

عاشقی نه دلیل می خواهد و نه بهانه

عاشق فقط عاشق است

برای عاشق شدنش دلیلی ندارد

و به هیچ بهانه ای معشوق را فراموش نمی کند

چقدر عاشقی؟

کمی بیاندیشیم 32

سه شنبه, 30 اکتبر, 2012

 

مواظب کلماتی که در صحبت استفاده میکنید باشید آنها شاید شما را ببخشند ، اما هرگز فراموش نمیکنند . . .

.

.

.

از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان میکنند !

)شکسپیر(

.

.

.

مهم ترین زمان برای نگه داشتن خلق و خوی ما وقتی است که طرف مقابل ، آن را از دست داده . . .

ذره ذره کم می شوی……

شنبه, 22 سپتامبر, 2012

با گذر زمان ذره ذره کم می شوی..

از یقینی که داشتی

از ایمان ،صداقت و خلوصی که داشتی

از زیبابینی و لطافت روحی که داشتی

از عشقی که مثل پرنده پر می کشید

 

ذره ذره کم می شوی و مثل یخی قطره قطره آب می شوی…

نه مهری نه وفایی

نه دلی نه محبتی

همه اش بوی خودخواهی و خودپرستی

و آخرش ظلم و جفا در حق دیگران

و فراموش کردن خود ، خدا و دیگران

و تبدیل شدن به سنگ بی خاصیت

 

کم می شوی اما چگونه؟

با دروغ، ریا،ظلم،بدگویی،طمع،خشم و نفرت،شهوت،

با چشم و گوش و زبان بدون حیا و پرده

و خلاصه با لبیک گفتن های پی درپی به دعوت شیاطین انس و جن..

 

با کم شدنت دیگر دلت برای خدا تنگ نمی شود

فرشتگان نیز کم کم از کنار تو دور می شوند

دوستان و آشناهایت هم این کم شدنت را می بینند و کم کم جای آنها خالی می شود

حتی پرندگان و چرندگان نیز با دیدن تو می هراسند و می گریزند چون تو دیگر مامن آرامش و مهر نیستی

و تبدیل به هیولای هزار شاخ شده ای

 

می بینی خیلی راحت کم می شوی قطره قطره…

کجاست آن قسم خورده روز الست که وفای عهد کند

و بر چکیدن قطره های دل واقف باشد

و نگذارد این دل و امانت الهی که جهان به خاطر آن خلق شده آب شود.

 

آری دیگر خیلی دیر خواهد شد اگر چکیدن قطره ها و مرواریدهای دل را نبینم

از وبلاگ کیمیای معرفت

 

انسان باش

دوشنبه, 9 ژانویه, 2012

دیندار یا بی دین فرقی نمی کند، تنها لایق نام انسان باش..

گاهی برو…گاهی بمان..گاهی بخند..

 

گاهی گریه کن…گاهی حرف بزن..گاهی 

 

فریاد بزن…گاهی قدم بزن…گاهی سکوت کن..گاهی رها شو…

گاهی ببخش..گاهی یاد بگیر…گاهی سفر کن…

 

گاهی اعتماد کن…گاهی بازی کن…گاهی فراموش کن…

گاهی زندگی کن…گاهی باور کن..

 

گاهی بزرگ باش…گاهی کوچک باش..گاهی چتر باش..

گاهی باران باش…گاهی دریا ..گاهی برکه..

 

گاهی همه چیز..گاهی هیچ چیز…

اما همیشه .. همیشه انسان باش..ـ

 

ده درس زندگی

چهار شنبه, 21 دسامبر, 2011

ده یادآوری خداوند به جنین آدمی و در بطن مادر:

تا نه ماه دیگر،از این فضای امن بیرون می روی و اصولی بر زندگیت حاکم خواهد شد:

-تو یک جسم دریافت خواهی کرد،ولی واقعیت تو جسمت نیست و به چشم نمی آید.

-به تو درسهایی داده خواهد شد.

-اشتباه یا شکست معنایی ندارد و همه چیز درس است.

-درس ها آنقدر تکرار خواهند شد تا تو یاد بگیری.

-فارغ التحصیل شدن از یاد گیری وجود ندارد.

-هیچ جا بهتر از هیچ جانیست.

-دیگران تنها آینه ای از تو هستند.

-آنچه از زندگی ات می سازی به خودت بستگی دارد.

-جوابت در درون خود توست.

-تمام این درسها را،موقع تولد فراموش خواهی کرد.

 

نوشته ای بر سنگ

سه شنبه, 25 اکتبر, 2011

دو دوست با پای پیاده از جایی عبور می کردند.

بین راه بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردندو به مشاجره پرداختند.یکی از آنها از سرخشم،بر چهره دیگری سیلی زد.

دوستی که سیلی خورده بود،سخت آزرده شدولی بدون آنکه چیزی بگوید،روی شن های بیابان نوشت:امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.

آن دو کنار یکدیگر به راه ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سیلی خورده بود،لغزید و در آب افتاد.نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت،بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد:امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد.

دوستش با تعجب پرسید:بعد از آنکه من با سیلی تورا آزردم،تو آن جمله را روی شن های صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی؟

دیگری لبخندی زد و گفت:وقتی کسی ما را آزار می دهد،باید روی شن های صحرا نوشت تا بادهای بخشش آن را پاک کنند،ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می کند،باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هرگز فراموش نشود.

وقتی کسی غصه دارد

چهار شنبه, 17 آگوست, 2011

وقتی کسی غصه دارد،سوال مکن

فقط آغوشت را برایش باز کن

و وقتی خوب شد هم سوال مکن

بگذار تا فراموشش کند.