برچسب ها بـ ‘فرافکنی’

وقت آن رسیده که…… 4

شنبه, 15 جولای, 2017

از فرافکنی دست برداریم و به اصلاح خود بپردازیم.امید از هرکس و هرچه غیر از خداوند بزرگ ببریم و به درون خود سفر کنیم و آن را پالایش نماییم،و پس از آن است که می توانیم به اصلاح دیگران مشغول شویم ،در غیر اینصورت صلاحیت انجام این کار را نداریم و تنها افرادی بهانه جو و طفیلی جامعه خواهیم بود. هرچه هست در درون خود ماست. این تویی که باید تصمیم بگیری درونت را منزلگاه خدا کنی یا پناهگاه ابلیس درونت شوی.
به خدا پناه ببر و با سلاح عشق به جنگ جداییها و نفرت ها برو.
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بی چاره تر است

تنهایی آدم ها

چهار شنبه, 1 ژوئن, 2011

فکر می کنم هنگام جمع بندی و نتیجه گیری است!اگرچه در ایام گذشته بخاطر ضعف میزبان سایت ما(که مکرر می آزارد مان)و قطعی چندباره وبگذر که امکان اظهار نظر را می گیرد،شاید هنوز می توان منتظر ماند اما به احترام آنان که خواندند و اندیشیدند و پاسخ دادند،من هم مطلب آخر در این زمینه را تقدیم می کنم:

به نظر من در مورد خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی گشته اند،دو راه بیشتر وجود ندارد:

الف – با اراده ای قوی و تحملی بی مانند تصمیم به ادامه زندگی با رعایت حداقل های استاندارد های  زندگی مشترک بگیرند و در این راه جز به مصالح و آینده فرزندانشان نیاندیشند و در عین آزاد گذاشتن یکدیگر تا حد ممکن،سعی در بهبود تدریجی و احترام به خواسته ای عادی یکدیگر هم بنمایند.

ب – در صورت نبود اراده و از خود گذشتگی در مورد اجرای بند اول با رعایت انسانیت و دینی که به فرزندان خود دارند، باید با حوصله و صبر زیاد آنها را توجیه کرد و آموزش داد و تفهیم نمود که برای نجات همه اعضای خانواده باید به جدایی تن داد و مصلحت تک تک افراد خانواده در این است.

هردوی این راه ها نوعی معالجه است.

اما در مورد جوانانی که زوج های آینده را تشکیل می دهند،دو نهاد اصلی جامعه وظیفه هایی به شرح ذیل دارند:

الف – خانواده:

1 – آموزش عملی راستگویی و صداقت در همه امور زندگی

2 – مسئولیت پذیر بارآوردن فرزندان و توصیه به فرافکنی نکردن در شکستهای پیش رو

3 – آموختن این نکته که هیچ مشکلی بدون راه حل نیست و با همدلی شریک زندگی که بر مبنای درست انتخاب شده باشد ،همه موانع را می توان پشت سر گذاشت

4 – آموختن این نکته دیگر به فرزندان که زن و مرد هر یک سهمی در زندگی دارند و باید وظایف هر یک قبل از ازدواج مورد بحث و توافق قرار گیرد و در اینصورت زندگی مشترک را آغاز نمایند.به عبارت دیگر هر کس جایگاه و وظایف خود را در زندگی مشترک آینده بداند.

5 – بعد از شروع زندگی مشترک خانواده های قبلی زن و مرد فرع قضایا هستند و در صورت لزوم کمک کننده در حد توانایی.اصل موضوع خانواده جدید است و بس.

ب – حکومت:

1 – آماده سازی بستر های اقتصادی امکان ازدواج در زودترین شرایط سنی افراد

2 – آموزش های مستمر در همه مقاطع آموزشی در باره یک زندگی مسالمت آمیز و همراه با احترام در زندگی مشترک به اشکال مختلف.این آموزشها در وسایل ارتباط جمعی هم به اشکال مختلف باید بصورت مستقیم و غیر مستقیم ارائه گردند.

3 – با استفاده از موازین پرباردینی ،موجبات معاشرت و امتزاج دختر و پسر را در چهارچوب شرع و فرهنگمان مورد بازنگری و تغییرات مثبت تا حد ممکن قرار دهیم.

و در نهایت خود نیز بپذیریم و بدانیم که صداقت و راستی سرمایه و ضامن بقای زندگی مشترک است.از همان صحبت های اولیه قبل از ازدواج که به منظور شناخت طرفین صورت می گیرد تا لحظه وداع از شریک زندگی و مرگ این سرمایه را از کف ندهیم.