برچسب ها بـ ‘فارغ’

تصویر نوشته 41

سه شنبه, 22 آگوست, 2017

بار دگر……..

دوشنبه, 7 سپتامبر, 2015

باردگر به کوچه رندان گذر کنیم
تا بشکنیم توبه و سجاده ترکنیم
دل را به دست مطرب و معشوق می دهیم
فارغ زفکر نیک و بد و خیر و شر کنیم
یک جرعه درکشیم زان داروی نشاط
چندین هزار وسوسه از سربدر کنیم
زاهد به ما نصیحت بیهوده می دهد
کز باده بگذریم و زساقی حذر کنیم
بیهوده بود پیروی ترهات شیخ
باردگر نباید از این ره گذر کنیم
بدتر از این عقیده چه باشد که شیخ وقت
گوید به روی خوب نباید نظر کنیم

بودن یا نبودن،مسئله این است!؟

دوشنبه, 29 دسامبر, 2014

تو نباشی،همه عالم به برم بیهوده است
تو که باشی،دل من فارغ از عالم باشد
تو نباشی،می نویسم مثنوی هجر تو با خون دل
تو که باشی هرچه غم بود،همه زائل باشد
تو نباشی،شب و روز در نظرم یکسان است
تو که باشی،ز فروغت همه جا نور باشد
تو نباشی،لشگری از غم و اندوه به دلم حمله کند
تو که باشی،به نگاهی ،سپاهی به هزیمت باشد
ای دل افروز تن و جان و روان و روحم
تو که باشی و نباشی،عطر یادت همره من باشد

سلسله مباحث مدیریتی 15

سه شنبه, 7 اکتبر, 2014

حال بد نیست به گوشه ای دیگر از جهان برویم و ببینیم با مدیریت درست و برنامه ریزی شده و مسئولانه چگونه می توان به مردم کشور خدمت نمود و به خدا نزدیک تر شد!اگر دانمارک می تواند چنین کند،ایرانی مسلمان با آن همه پشتوانه دینی و فرهنگی و تاریخی نتواند؟!
نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است .
وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد.
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل “ووگستو” می شود.”ووگستو” متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما “داوپلایه ها” شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.

یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
به طور کلی شهرداری ها مسئول تعلیم و تربیت کودکان ، نوجوانان و جوانان می باشند . از این رو شهرداری ها اهمیت خاصی به استفاده از افراد تحصیلکرده می دهند وبا توجه به نیاز متفاوت کودکان در سنین مختلف برنامه های آموزشی خاصی برای آنها ترتیب می دهند.
در هر سه مرکز نگهداری کودکان جشن هایی برگزار می شود ، با این هدف که همکاری پدر و مادران با مرکز آموزشی بیشتر شده و آنان با شناخت والدین دیگر کودکان ،محل را برای خود امن تر حس کنند.
معمولا در این جشن ها انتخابات هیئت امنا نیز برگزار می شود و نمایندگان والدین در این جشن ها انتخاب می شوند. در دانمارک مرسوم است که هر محل آموزشی منقل کباب خیلی بزرگی نیز است که در روز جشن پدر و مادرها خود غذاهایشان را می آورند و کباب کرده و به این بهانه با یکدیگر آشنا می شوند

یادش به خیر

دوشنبه, 9 سپتامبر, 2013

یاد ایام جوانی و دل پاکم به خیر

کودکی و جست و خیزهای فراوانم به خیر

هرچه بود مهر و صفا و خنده بود

مهربانی ها و دلتنگی،همه یادش به خیر

گر دوروزی غصه ای بر چهره ظاهر می نمود

جمله مردم در تکاپو می شدند،یادش به خیر

رقص بادبادک میان آسمان و رقص یاری بر زمین

هر دو دل را می ربودند،واقعا یادش به به خیر

فارغ از دنیا و عالم می شدیم هنگام خواب

خواب را رویای شیرین می رسانید تا به صبح،یادش به خیر

سادگی و مهربانی و تبسم بر همه

رسم و آیین زمان بود،جملگی یادش به خیر

من و تو

دوشنبه, 20 می, 2013

 

گوشه ای بود،تو بودی و من و دل بودیم

بزم ما پیش تو یک عیش تمام معنا بود

من و دل فارغ و شاد و چه خوش حال بودیم

گه بر لطف بدی،گه غضبت بر ما بود

ما که دیوانه و مفتون دو چشمت بودیم

در دل برق نگاهت اما،شرری با ما بود

دل دیوانه و من حلقه به گوشت بودیم

لیک معلوم نگشت خاطر تو با ما بود؟

ما در این کنج خرابات چه سرمست بودیم

لیک افسوس که هجرت،ز ازل با ما بود

غافلیم

دوشنبه, 18 فوریه, 2013

غافلیم از حال یکدیگر

                               کنج غار روح خود،عزلت گزیدیم و خمودیم

فارغیم از دردمندان

                               عافیت را در تن خود دیده ایم،راحت نمودیم

دور ماندیم ما زیاران

                             رفتن پی در پی آنان ندیدیم،جاودانی را سرودیم

خوش خیال و ساده لوحیم

                              گر سرودیم شعر دوری،دور خود خلوت نمودیم

یادی از سبحان نکردیم

                          عاقبت نزدش رویم ودر برش ما بس سیه رو و کبودیم

خدادل

دوشنبه, 2 ژانویه, 2012

قید دنیازدن و دل به خدا دادن را

کار کمتر صنمی ،در خم دوران بینم

پشت پا بر هوس و حشمت و آمال جهان

در کدامین دل فارغ ز هیاهو بینم؟

دل بود خانه خالق که کند تکیه بر آن

لیک کمتر زخدا،نام و نشانی بینم

جان ما در عطش مهر الهی سوزد

روح را دربدر و دور ز اصلش،بینم

ای خوش آن دل که رهد از همه چیز

تا که فریاد کند،نور خدا را دیدم