برچسب ها بـ ‘غار’

دل نوشته 15

شنبه, 10 آگوست, 2019

آدمی تنهاست!
تنها تر از زمانی که در غارها می زیست.
زندگی اجتماعی متمدنانه شهرها هم او را از تنهایی درنیاورد که هیچ،تنهاترش هم کرد!
آیا وجود حاضر غایب شنیده ای؟
خود در میان جمع و دلش جای دیگر است
اما مشکل این است که نمی دانی دل کجاست؟
من می دانم. دلت همینجا در درون سینه خود توست اما آنقدر زنگار گرفته و آلوده شده که سنگینی اش را کاملا احساس می کنی اما خودش را نه!
می دانی چرا؟
چون جنس دل ها تقلبی شده یا زنگارهای آلوده چنان دور ماده اولیه دلت را گرفته اند که مانع کارکرد اصلی آن شده اند.
می دانی ماده اولیه دل از چیست؟
از “عشق”!
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست

خانه دوست کجاست؟

دوشنبه, 9 دسامبر, 2013

خانه دوست کجاست؟

می نویسند: در دل

من به خود می گویم

پس چرا در دل من یاری نیست؟

گشته ام کنج و کنارش و نبینم گنجی

اثری وخبری و رد پایی هم نیست

نکند با دل خود در دنیا

کلبه از رنگ و ریا ساخته ام

نکند جای عزیز خود را

به حریف دغلی باخته ام

نکند رفته و من در خوابم

نکند با صنمی جای دگر تاخته ام

دل من سرد و ز گرمی خالی است

من به غاری که تهی است از همه چیز، مانده ام

سالهاست کس نکند سر در غار

تا مدد خواهم و پرسم از او

خانه دوست کجاست؟

غافلیم

دوشنبه, 18 فوریه, 2013

غافلیم از حال یکدیگر

                               کنج غار روح خود،عزلت گزیدیم و خمودیم

فارغیم از دردمندان

                               عافیت را در تن خود دیده ایم،راحت نمودیم

دور ماندیم ما زیاران

                             رفتن پی در پی آنان ندیدیم،جاودانی را سرودیم

خوش خیال و ساده لوحیم

                              گر سرودیم شعر دوری،دور خود خلوت نمودیم

یادی از سبحان نکردیم

                          عاقبت نزدش رویم ودر برش ما بس سیه رو و کبودیم