برچسب ها بـ ‘عهدشکنی’

نقد و تحلیل جباریت 34

یکشنبه, 15 مارس, 2020

تحقير انسان ها يكي از ويژگي هاي اخلاقي فرد خودكامه است كه ميداني گسترده در اختيار او مي گذارد تا فراتر از امكانات رقبايش مانور داده و يكه تازي كند . علاوه بر اين برتري خاص او در اين است كه او با تمام وجود به رسالت خود ايمان و اعتقاد دارد . آيا از افرادي كه فكر مي كند تمام بي رحمي و سفّاكيش براي پيشبرد رسالتي است كه بر عهده دارد، مي توان كسي را بيرحم تر سراغ گرفت؟
زماني كه فرد خودكامه سرانجام در مرحلة دست يابي به قدرت قرارمي گيرد، واقع هاي همانند عهدشكني و ناديده گرفتن عهد و پيمان ناجوانمردي و تحريك به اقدامي زودرس رخ مي نمايد . تمامي اسناد وشواهد تاريخي چني ن نشان مي دهند كه فرد خودكامه پلة آخرين نردبان ترقّي و آخرين مرحلة كسب قدرت را در نبردي رودررو طي نمي كند، بلكه او با نيرنگ از دري پنهان وارد مي شود كه در واقع باند پشت پرده (حاميان اقتصادي) به روي او باز مي كنند . وقتي او از چنين راه هايي وارد ميدان مي شود و قدرت را قبضه مي كند، ديگر توطئة ترور و كشتاري كه شروع مي كند خائنانه به نظر نمي رسد. بلكه بيشتر به عنوان تدابير اضطراري و ضرورت هاي غيرقابل اجتناب سياست دولتي و”مصلحت های آرمانی” توجيه مي شد. زماني كه فرد خودكامه با آخرين حيله بر بالاترين پلة قدرت ايستاد با مشروعيتي جديد در مقابل مردم قرار مي گيرد و قدرتي را به دست مي گيرد كه حق استفاده از آن را نيز در اختيارش قرار مي دهد.

نقد و تحلیل جباریت 29

یکشنبه, 2 فوریه, 2020

فرد خودكامه ازطريق رهبران درجة دوم وارد مي شود و سعي مي كند تا كنترل آن ها را دردست گيرد . آن ها نيز به دلايل خاصي كه در ذهن دارند به او مي پيوندند،چرا كه در اين خيال هستند از طريق هم پيماني با فرد خودكامه، رهبر يا شخص شمارة يك را به زير كشيده و جايگاه او را به دست آورند و سپس فرد خودكامه را نيز حذف كرده يا او را همانند يك “شخصیت شماره دو”به خدمت خود درآورند . كاملاً روشن است كه اين گروه (ردة دوم ) اشتباه كرده و راه را عوضي مي روند، در نهايت اين فرد خودكامه است كه كارگردان اصلي صحنه شده و آنان آلت دست او مي شوند. شخص شمارة دو حتي اگر بسيار هوشمند هم باشد، در مراحل بحراني اين بازي از رقيبش(فرد خودكامه ) در صفاتي چون سرسختي، اراده و آمادگي براي انجام هرنوع خيانتي و پشتكار و كوشش جدي در فرآ يند عمل كه لازمه كار است يك گام عقب مي ماند.
معمولاً چنين تصور مي شود كه حد و اندازة خيانت و رفتارهاي خائنانه مشخص بوده و آدم خائن نمي تواند ادعا كند كه جاهلانه مرتكب خيانت شده است . اما اين تصور درست نيست چرا كه افراد خيانت كاري پيدا مي شوند كه مانند دروغ گوهاي بيمار عمل مي كنند. فرد خودكامه نيز از اين گروه افراد به شمار مي رود. اين گونه افراد به طور خودآگاه همواره خود را درموضعي دفاعي نسبت به عهدشكني و خيانت هاي احتمالي ديگران مي بينند.اين جماعت از خائنين به زعم خودشان چون ناگزير بوده و راه ديگري نداشته اند، دست به خيانت زده اند و تلاش مي كند كه اين توهم را به ديگران نيز بقبولانند.
بدين ترتيب مسير دست يابي فرد خودكامه به قدرت تقريباً با يك سلسله اعماق فتنه انگيز و خائنانه پيموده مي شود. حال اگر روزي او را به خاطر اعمالش به دادگاه ببرند، در حالي كه مجبور به دفاع از خود باشد كارهايش را از دو راه توجيه مي كند: اول آن كه هميشه از روي ناچاري وبه طور تدافعي از سلاحش استفاده كرده و دوم آن كه مجبور بوده براي دفاع از آرمان هاي انقلاب و حفظ نهضت و … به آن كار دست بزند.