برچسب ها بـ ‘عقده’

به یاد آتش نشان های شهیدمان

دوشنبه, 30 ژانویه, 2017

آتش گرفته این دل،آتش نشانی آیا؟
راه نفس گرفته ،از دود ماتم و درد
آنانکه مال دارند،غافل ز دورخویشند
خندند به هرکه گوید،رحمی به خود نمایند
داروغه و بلدچی، برنص حکم و قانون
زین رونق تجارت، حق از کسان ستانند
چون آتش طمع ها،ویران نمود بنا را
آتش نشان و یاران،باید که جان گزارند
انصاف نیست خدایا،جمعی خطا نمایند
تاوان آن خطاها ، از دیگران ستانند
امسال به وقت نوروز،گرد یتیم آنان
بابا دگر نباشد،بس شکوه ها نمایند
در وقت سختی وغم،باشید با یتیمان
شاید که لطف یزدان،این عقده ها گشایند

زندگی ثانیه ای است

دوشنبه, 17 سپتامبر, 2012

تو كه در باور مهتابی عشق

زندگي ثانيه‌ای است

رنگ دريا داری

فكر امروزت باش

به كجا می نگری

وسعت ثانيه را می‌فهمی

در شبی مهتابی

می‌شود در دل اين ثانيه باران بشويم

وز دلی غمزده در بستر عشق

عقده ها بگشائيم

گره از كار كسی باز كنيم

و تماميت دنيامان را

از نم عاطفه لبريز كنيم

مي شود مثل نسيم

بال در بال پرستو با شوق

بوسه بر قلب شقايق بزنيم

مي شود غرق محبت بشويم

خودمان را به خدا بسپاريم

قلبمان را به صميميت عشق

دلمان را به اميد

می‌شود همدم تنهائی يك دل بشويم

بودنت تنها نيست

تو خدا را داری

و من آرامش چشمان تو را

زندگي ثانيه ای است

وسعتش را درياب

می‌شود در دل اين ثانيه كامل بشويم