برچسب ها بـ ‘عطشان’

آرزوی دیدار او

دوشنبه, 1 اکتبر, 2012

یاد یاران ،همره تنهایی شبهای من

باد و باران آرزوی این تن تبدار من

جرعه ای از چشمه مهر نگار نازنین

شد تمنای دل عطشان وسرگردان من

ای طلوع و جلوه خورشید روح آدمی

ای خدایی که نمایی خلق این شبهای من

بر کدامین کس توان امید همراهی نمود

گر که نتوان پس چرا جولان دهی در کار من

این دو روزی را که باید در جهان بازی کنم

لااقل رخصت نما،شادی شود همراه من

آمدم،رفتم،نفهمیدم که مقصودت چه بود

جان من آخر چه خواهی از دل و از جان من

هرچه بوده،خود نمودی خلق این آدم نما

پس چرا حیوان نمودی،نیمه پنهان من

روزی آخر ای خدا با تو نمایم گفتگو

تا بگویی که چرا آشفته شد افکار من

ما همه از تو جدا گشتیم و در دنیا شدیم

عاقبت رجعت نماید این تن بیمار من