برچسب ها بـ ‘عشق’

از سهراب سپهری

دوشنبه, 15 جولای, 2019

هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است
چه اهمیت دارد؟
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
من نمی دانم
که چرامیگویند:اسب حیوان نجیبی است،کبوترزیباست؟
وچرادرقفس هیچ کسی کرکس نیست؟
گل شبدرچه کم ازلاله ی قرمزدارد؟
چشمهارابایدشست،جوردیگربایددید
واژه ها رابایدشست
واژه بایدخودباد،واژه بایدخودباران باشد
چترهارابایدبست،
زیرباران بایدرفت

دل نوشته 10

شنبه, 6 جولای, 2019

به قول ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی:
مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم – که می شوم – مهم نیست ، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
کاملا با او موافقم.
تا نیرو داریم باید سعی کنیم به حال دنیا مفید باشیم و چون پیر و ناتوان شدیم، مهم نیست . فقط باید سعی کنیم ناراحتی و زیانی برای دیگران نداشته باشیم.
آخر زندگی فقط عشق است و بس

در قلمرو سکوت 9

یکشنبه, 30 ژوئن, 2019

اﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﺪان ﮐﮫ ﺧﺪاوﻧﺪدر ﺗﮏ ﺗﮏ ﻣﺮدم ﺣﻀﻮر دارد
ﻋﺸﻖ ﺣﻘﯿﻘﯽ اﺻﻄﻼﺣﯽ ﻣﺘﻀﺎد اﺳﺖ ﭼﻮن ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺰی ﺟﺰ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﺎﻟﺺ
ﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻋﺸﻖ اﺳﺖ.
ﺑﺪون ﻋﺸﻖ ﺣﺘﯽ ﺣﻘﯿﻘﺖ را ﻧﻤﯽ ﺗﻮان دﯾﺪ.
ﺣﻘﯿﻘﺖ و ﻋﺸﻖ دو ﺷﮑﻞ و دو ﻧﺎم از اﺷﮑﺎل و اﺳﺎﻣﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ھﺴﺘﻨﺪ.

از ابوسعید ابوالخیر

دوشنبه, 24 ژوئن, 2019

از شبنم عشق خاک آدم گل شد
صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره از آن چکید و نامش دل شد

دل نوشته 3

شنبه, 11 می, 2019

انشائ الله این رزومه همه ما باشد:

نام : پارسا
نام خانوادگی: یکتاپرست
شماره شناسنامه : یک جلوش تا بی نهایت صفرها!
نام پدر: خدا
نام مادر: طبیعت
محل تولد: جهان
زمان تولد: روز تولد جهان هستی
زبان : زبان عشق
دین : عشق
اخرین مدرک تحصیلی : نادانی جاویدان
شغل : خدمت به مخلوقات پدر
اشنایی با رایانه: همیشه متصل به دانش بشری (اینترنت بدون فیلتر!)
سرگرمی : جستجوی دانش (پویندگی حقیقت)

عشق

دوشنبه, 4 مارس, 2019

عشق هر جا رو كند آنجا خوش است
گر به دريا افكند دريا خوش است
گر بسوزاند در آتش دلكش است
اي خوشا آن دل كه در اين آتش است
تا ببيني عشق را آيينه وار
آتشي از جان خاموشت برآر
هرچه مي خواهي به دنيا برنگر
دشمني از خود نداري سخت تر
عشق پيروزت كند بر خويشتن
عشق آتش مي زند بر ما و من
عشق را درياب و خود را واگذار
تا بيابي جان نو خورشيد وار
عشق هستي زا و روح افزا بود
هرچه فرمان مي دهد زيبا بود
فريدون مشيري

عشق یعنی چه؟

دوشنبه, 18 فوریه, 2019

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

از مولانا

دوشنبه, 4 فوریه, 2019

عشق اکنون مهربانی می‌کند
جانِ جان امروز جانی می‌کند

در شعاع آفتاب معرفت
ذره ذره غیب دانی می‌کند

کیمیای کیمیا ساز است عشق
خاک را گنج معانی می‌کند

گاه درها می‌گشاید بر فلک
گه خِرَد را نردبانی می‌کند

گه چو صهبا بزم شادی می‌نهد
گه چو دریا دُر فشانی می‌کند

گه چو روح الله طبیبی می‌شود
گه خلیلش میزبانی می‌کند

اعتمادی دارد او بر عشق دوست
گر سماع لن ترانی می‌کند

اندر این طوفان که خون است آب او
لطف خود را نوح ثانی می‌کند

بانگ انا نستعین ما شنید
لطف و داد و مستعانی می‌کند

چون قرین شد عشق او با جان‌ها
مو به مو صاحب قرانی می‌کند

ارمغان‌های غریب آورده است
قسمت آن ارمغانی می‌کند

هر که می‌بندد ره عشاق را
جاهلی و قلتبانی می‌کند

سرنگون اندر رود در آب شور
هر که چون لنگر گرانی می‌کند

تا چه خورده ست این دهان کز ذوق آن
اقتضای بی‌زبانی می‌کند