برچسب ها بـ ‘عربستان’

ایران و ایرانی 122

چهار شنبه, 15 فوریه, 2017

اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.

حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

ایران و ایرانی 120

چهار شنبه, 18 ژانویه, 2017

براي اينكه جامعه‌اي رشد كند، عموم مفاهیم باید وارد جزئیات شود. الان ما و عربستان 30 سال است می‌گوییم باید روابط‌مان خوب باشد. بعد هم می‌گوییم صداقت و برادری داشته باشیم، همه مسلمان هستیم، اما بعدش تمام می‌شود! هیچ‌وقت نگفتیم مثلا دانشگاه‌های ما در چه مقطعی، چه رشته‌هایی، برای چه مدتی و با چه محتوایی می‌توانند تبادل دانشجو کنند. یا در کدام صنایع، می‌توانیم با همدیگر همکاری کنیم. ما روابط‌مان را «ریز» نکرده‌ایم. همیشه با تعارف و کلیات گذشته است؛ درحالی‌که اگر روابط آمریکا و ژاپن را مطالعه کنید؛ می‌فهمید چه جزئیاتی در رابطه‌شان وجود دارد.
به‌هرحال می‌توانم این‌گونه جمع‌بندی کنم: به اعتقاد من خاورمیانه برای مدت‌ها بی‌ثبات خواهد بود. اين گفته، دلایل علمی دارد. با اتفاقاتی که در آمریکا افتاده، بازیگران محلی و منطقه‌ای نقش مهم‌تری از بازیگران بین‌المللی خواهند داشت. این موضوع در سال‌های اخیر برای اولین‌بار است که رخ می‌دهد. رقابت صفر- یک بین بازیگران اصلی منطقه وجود دارد؛ یعنی ایران، ترکیه، مصر و عربستان که این، تضاد و تنش را تعمیق می‌بخشد و بیشتر می‌کند. روابط اقتصاد حداقلی بین این کشورها وجود دارد؛ حدود شش درصد. روابط اقتصادي تا زمانی‌که مسائل سیاسی و امنیتی بین این کشورها بهبود پیدا نکند، همچنان در حاشیه خواهد بود. این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبه‌روز بيشتر به هم گره می‌خورد و قفل می‌شود.
از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفل‌‌شدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا می‌کند. دراين‌بين، کشورهای خارجی هم دنبال منافع خودشان هستند: فروش اسلحه، دسترسی به نفت و گاز یا دسترسی به بازارهای مصرفی. احتمالا حضور مستقیم بازیگران بین‌المللی در منطقه کم‌رنگ‌تر شود و حضورشان غیرمستقیم خواهد بود و تضاد بین بازیگران منطقه‌ای افزایش پیدا خواهد ‌کرد. اروپا درحال به دست‌آوردن سهم بیشتری در خاورمیانه است؛ هم اقتصادی و هم نظامی. روسیه همچنان در ورود و دخالت در منطقه، محتاط است و نقش سنتی دوره شوروی را دیگر ندارد، چراکه امکاناتش محدود است. همچنین اولویت‌های خود را جاهای دیگری، مانند چین تعریف کرده ‌است. چین هم حضور خود را در خاورمیانه، صرفا اقتصادی، بانکی و مالی تعریف می‌کند.

ایران و ایرانی 116

چهار شنبه, 23 نوامبر, 2016

ما باید هم ریز باشیم و هم دقیق. با تحلیل محتوا از مواضع و سخنرانی‌ها در آمریکا می‌توانیم به این نکات پی ببریم: اول اینکه تعریف آمریکا از جمهوری اسلامی ایران، یک کشور مخالف است. جمهوری‌خواه، دموکرات، سناتور، کاخ سفید، پنتاگون و …، حاکمیت ایران را مخالف آمریکا می‌دانند. دوم اینکه آنها ایده تغییر رژیم را کنار گذاشته‌اند. در مقطعی به این نتیجه رسیدند که اصلا تغییر حکومت در ایران امکان‌پذیر نیست. راه بعد این است که آمریکا می‌گوید می‌خواهد سیاست‌های سیستم را تغییر دهم، اما به ساختارش کاری ندارد. برای پاسخ به اینکه در کدام مسیر می‌توان این کار را انجام داد، برنامه‌شان را خُرد و اقتصادی‌ و تحریم‌ها را طراحی کردند.

در سیاست رایج جهان می‌گویند هیچ وقت دشمنتان را کاملا نابود نکنید. 20 درصد امکان ادامه حیات بگذارید، چون شما نیاز دارید که با او تعامل کنید. آنها می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران بماند. ما نه با قانون اساسی‌اش کار داریم، نه با حاکمیت آن و نه با این هدفش کار داریم که برای خود دنبال یک مدل اسلامی است. ما آنجاهایی تزاحم داریم که به منافعمان برمی‌گردد. اولین موضوع، هسته‌ای و دومی قدرت دفاعی ایران است. این دو موضوع اگر با منافع ما تزاحم پیدا کند، ما سراغش می‌آییم. استراتژی آنها «تطویل» است. تا به حال در زندگی‌تان با موضوعی روبه‌رو بوده‌اید که نخواسته باشید حلش کنید؛ یعنی حل‌نکردنش به نفع شماست؟ آمریکا معتقد است که باید اختلافاتم را با ایران نگه دارم. بهترین اختلاف همین موضوع هسته‌ای است. آمریکا می‌گوید این سیستم، غیرقابل پیش‌بینی است.

اگر این سیستم قدرتمند شود، به سیاست‌های سابقش برمی‌گردد. چگونه قدرتمند می‌شود؟ وقتی به پول دسترسی داشته باشد. بنابراین محدودکردن صنعت نفت ایران، بازنکردن تمام سیستم بانکی ایران، اجازه معامله‌ندادن به همه دنیا برای خرید نفت ایران، کانون است. ضمن اینکه آنها می‌گویند ما ماهی 700 میلیون دلار به شما می‌دهیم تا بقا داشته باشید. چون نمی‌خواهند ایران به‌هم بریزد. آمریکا به هیچ‌وجه به دنبال تجزیه ایران نیست. ممکن است کشورهای دیگر باشند، ولی این موضوع به ضرر آمریکاست. یکی، به خاطر روس‌ها و چینی‌ها که نزدیک ایران هستند.

بعد هم، به خاطر بنیادگرایی و سلفی‌گری و دیگر به خاطر حفظ توازن منطقه‌ای میان کشورهای تأثیرگذار. می‌گوید ایران همین که هست، باید بماند. همه این استراتژی‌ها روی یک ستون استوار است: «ایران ضعیف». روش این کار تطویل است. آنها پیش خودشان می‌گویند که برای مثال ایران در یک دهه آینده، دچار یک‌سری تحولات خواهد شد. ممکن است مدیرانش تغییر کنند، ما کاری کنیم که ایران در دایره و مدار بماند که ما دائما بتوانیم مذاکره کنیم. همین کار را اسرائیل با فلسطینی‌ها می‌‌کند. الان از «اسلو» 24 سال می‌گذرد؛ هنوز هم مذاکره می‌کنند. هیچ عجله‌ای هم ندارند. یک قرن دیگر هم مذاکره می‌کنند.

در نظر بگیرید که این استراتژی آمریکا، دو همراه منطقه‌ای یعنی اسرائیل و عربستان هم دارد. شاید بتوانیم بگوییم که یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی خاورمیانه در دوران پس از انقلاب اسلامی، همراهی و همکاری عربستان و اسرائیل با یکدیگر در شکل‌گیری ساختارهای جدید در این منطقه است. شاید این موضوع، مهم‌ترین چالش سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باشد.

ایران و ایرانی 109

چهار شنبه, 27 جولای, 2016

همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.
بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.
اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.
حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

ایران و ایرانی 108

چهار شنبه, 13 جولای, 2016

براي اينكه جامعه‌اي رشد كند، عموم مفاهیم باید وارد جزئیات شود. الان ما و عربستان 30 سال است می‌گوییم باید روابط‌مان خوب باشد. بعد هم می‌گوییم صداقت و برادری داشته باشیم، همه مسلمان هستیم، اما بعدش تمام می‌شود! هیچ‌وقت نگفتیم مثلا دانشگاه‌های ما در چه مقطعی، چه رشته‌هایی، برای چه مدتی و با چه محتوایی می‌توانند تبادل دانشجو کنند. یا در کدام صنایع، می‌توانیم با همدیگر همکاری کنیم. ما روابط‌مان را «ریز» نکرده‌ایم. همیشه با تعارف و کلیات گذشته است؛ درحالی‌که اگر روابط آمریکا و ژاپن را مطالعه کنید؛ می‌فهمید چه جزئیاتی در رابطه‌شان وجود دارد.
به‌هرحال می‌توانم این‌گونه جمع‌بندی کنم: به اعتقاد من خاورمیانه برای مدت‌ها بی‌ثبات خواهد بود. اين گفته، دلایل علمی دارد. با اتفاقاتی که در آمریکا افتاده، بازیگران محلی و منطقه‌ای نقش مهم‌تری از بازیگران بین‌المللی خواهند داشت. این موضوع در سال‌های اخیر برای اولین‌بار است که رخ می‌دهد. رقابت صفر- یک بین بازیگران اصلی منطقه وجود دارد؛ یعنی ایران، ترکیه، مصر و عربستان که این، تضاد و تنش را تعمیق می‌بخشد و بیشتر می‌کند. روابط اقتصاد حداقلی بین این کشورها وجود دارد؛ حدود شش درصد. روابط اقتصادي تا زمانی‌که مسائل سیاسی و امنیتی بین این کشورها بهبود پیدا نکند، همچنان در حاشیه خواهد بود. این وضعيت را با آسیا و آمریکای لاتین مقایسه کنید که روابط اقتصادی آنها روزبه‌روز بيشتر به هم گره می‌خورد و قفل می‌شود.
از آنجا كه از نظر اقتصادي درحال قفل‌‌شدن به همدیگر هستند، مسائل سیاسی و امنیتی آنها هم، اصلاح و بهبود پیدا می‌کند. دراين‌بين، کشورهای خارجی هم دنبال منافع خودشان هستند: فروش اسلحه، دسترسی به نفت و گاز یا دسترسی به بازارهای مصرفی. احتمالا حضور مستقیم بازیگران بین‌المللی در منطقه کم‌رنگ‌تر شود و حضورشان غیرمستقیم خواهد بود و تضاد بین بازیگران منطقه‌ای افزایش پیدا خواهد ‌کرد. اروپا درحال به دست‌آوردن سهم بیشتری در خاورمیانه است؛ هم اقتصادی و هم نظامی. روسیه همچنان در ورود و دخالت در منطقه، محتاط است و نقش سنتی دوره شوروی را دیگر ندارد، چراکه امکاناتش محدود است. همچنین اولویت‌های خود را جاهای دیگری، مانند چین تعریف کرده ‌است. چین هم حضور خود را در خاورمیانه، صرفا اقتصادی، بانکی و مالی تعریف می‌کند.

ایران و ایرانی 105

چهار شنبه, 18 می, 2016

كشورهايي كه نسبتا با ثبات و ثروتمند هستند مانند: عربستان، آذربايجان، تركيه، كويت، امارات و قطر و كشورهاي بي‌ثبات با چالش‌هاي جدي مانند: افغانستان، عراق، سوريه، فلسطين و پاكستان، و كشورهايي در حاشيه مانند اردن، مصر و لبنان، آن قدر منابع در اين محدوده مهم است كه مكانيسم‌هاي حفظ و ثبات خود را پيدا مي‌كند.
كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس 2تريليون و 600ميليارد دلار دارايي دارند و كيفيت زندگي در اين منطقه تقريبا براي 150سال آينده حفظ خواهد شد. كانون استراتژي مخالفان ايران اين است كه ايران ضعيف باقي بماند.
كانون مذاكرات هسته‌يي ضعيف نگه داشتن ايران است و تلاش‌ها بر اين متمركز است كه در رسيدن منابع ملي و مالي به ايران تاخير ايجاد كنند. به نظر مي‌رسد ماهيت اين كار سياسي است نه فني.
اولويت سيستم بر خواسته‌ها، منافع و سليقه‌هاي فردي، حركت از مديريت‌هاي فردي به مديريت‌هاي ساختاري، حركت ابهت فرد به مهارت‌هاي فرد، اجازه بروز و ظهور استعدادهاي شهروندان ازجمله موارد مهم در ساختارمند شدن است. به عنوان مثال يك ايراني كمتر مي‌تواند نام يك مسوول كره جنوبي را نام ببرد زيرا كره جنوبي يك سيستم است اما در كشور ما همچنان فرد است كه كليدي است و بيشتر در مورد فرد صحبت مي‌شود. استاد دانشگاه شهيد بهشتي ادامه داد: در كشور ما دليل كليدي فرهنگي و فكري توسعه‌نيافتگي اين است كه از فرد به سيستم حركت نكرده‌ايم و واژه سيستم در نظام رفتاري و فكري بسيار ضعيف است.
امكانات، سرمايه و درآمد، مديريت كارآمد و تخصصي شدن تصميم‌گيري، كار و تعامل ببن‌المللي و به‌كارگيري اقشار مختلف اجتماعي در مسير پيشرفت حايز اهميت است.
سياست خارجي مطلوب اين است كه ضرورت حركت سياست خارجي در ريل الزامات رشد اقتصادي باشد و از سوي ديگر ساير كشورها نبايد از پيشرفت ايران هراس داشته باشند بلكه محيط بين‌المللي بايد محيطي براي يادگيري، اثرگذاري و اثرپذيري و ايجاد فرصت باشد.
تعطيلي هيجانات در رفتار سياست خارجي، پرهيز در استفاده از لغاتي مانند حتما، يقينا، 100درصد در حوزه بين‌المللي و اصول نهايي مورد نظر حاكميت در هركشوري اين است كه هر زمان حكومت در مقام ميانجي در ميان جريان‌ها قرار گرفت مي‌تواند به سمت پيشرفت حركت كند و از سوي ديگر حاكميت علاقه‌مند به كشور و آينده شهروندان، وجود اختلاف فقط در سطح سياست‌گذاري‌ها، فهم دقيق محيط بين‌المللي از موارد ديگري است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

ایران و ایرانی 101

چهار شنبه, 17 فوریه, 2016

كانون استراتژي ملي امريكا هدفي را كه براي قرن 21 اعلام كرده تسلط بر موضوع ‌آي‌تي در سطح جهاني است و به همين دليل در حال حاضر بهترين‌هاي چين، هند و ايران در امريكا جمع شده‌اند تا اين امر محقق شود.

موفقيت زماني حاصل مي‌شود كه در يك رشته و زمينه، تخصص و مهارت كامل وجود داشته باشد، بنابراين همين امر در ابعاد يك كشور نيز صادق است يعني هيچ كشوري بدون تمركز در يك حوزه نمي‌تواند در توليد ثروت ملي موفق باشد. عدم‌تمركز در يك حوزه موجب پراكنده‌شدن بودجه و منابع شده و توسعه با كندي اتفاق مي‌افتد.

ما كشوري هستيم كه با همسايگان جنوبي خود رابطه خوبي نداريم اما در امريكاي مركزي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم و اين اتلاف منابع ملي است.

با ذكر اين پرسش كه آيا از انسان و شهروند، ايران، سياست خارجي، نقش منطقه‌يي ايران، واژه زندگي و جامعه به تعريف واحد رسيده‌ايم، باید پرسید: آيا به فهم مشترك رسيده‌ايم، ما در سياست‌گذاري مي‌توانيم تضاد و اختلاف داشته باشيم اما نبايد در بيان مفاهيم اختلاف داشته باشيم.

بدون قفل شدن به كشورهاي ديگر پيشرفت نخواهيم كرد؛ اگر اقتصاد ما به عراق و عربستان قفل نشود مسايل سياسي و امنيتي حل نمي‌شود و توسعه كشورهايي آسيايي اين را نشان مي‌دهد. اكنون كشورهاي مختلف جهان تلاش دارند تا به يكديگر نزديك شوند.

وقتي دو كشور از لحاظ اقتصادي به يكديگر قفل شوند توسعه‌يافتگي رخ مي‌دهد. به عنوان مثال اين مورد در مكزيك رخ داد زيرا در 70سال گذشته 75درصد صادرات مكزيك، نفت بوده اما امروز كالا و خدمات صادر مي‌كند.

بوروکراسی کنترلی 4

سه شنبه, 15 دسامبر, 2015

1 – ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺪاﯾﺶ ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ زﻣﺎﻧﯽ آﻋﺎز ﺷﺪه ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي اﯾﺮان از آن  ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي و ﭘﺨﺘﮕﯽ ﺑﺴﻨﺪه اي ﺑﺮايِ ﮔﻮارش آن در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﺒﻮده اﺳﺖ. و ﯾﺎ در اﻧﺘﺨﺎﺑﯽ دﯾﮕﺮ ، ارز ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه را در ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و ﯾﺎ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ از اﯾﻦ دو ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را از آﺳﯿﺐ دور ﻧﮕﻪ دارﻧﺪ.  2- دوﻟﺖ ﻫﺎ ﻫﻢ ﭘﺸﺖ در ﭘﺸﺖ ﺑﺎ ﺳﺮﺧﻮﺷﯽ از رﯾﺎل ﻧﻔﺘﯽ و دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ راﻫﺒﺮد ﺳﺨﺖ اﻓﺰاري و اﺷﺘﻬﺎيﺳﯿﺮي ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﺗﺎ ﺑﻠﻌﯿﺪن ﮐﺎﻣﻞ اﻗﺘﺼﺎد ، ﻓﺸﺎر ﺑﻪ ﺗﻮان اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را ﻣﯽ اﻓﺰودﻧﺪ. و ﻟﺬا در اﻗﺘﺪار ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮﮐﺎﻧﻮن ﻧﮕﺎه دوﻟﺖ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي ﮐﻨﺘﺮل اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎزِي ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﺧﺮﯾﺪارانِ ﻧﻔﺖ دوﺧﺘﻪ ﺷﺪ.در ﻫﻤﯿﻦ راﺳﺘﺎ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﺟﺎده ﻫﺎ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﺎﻣﺘﻮازن ﺷﻬﺮﻫﺎ ، ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺐ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﮐﺸﻮر،ﻧﺮخ رﺷﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ و… را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داد.

3 – ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ يِ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﮐﺸﻮر ﺑﺎ ﻓﻬﻢ ﺟﻮﻫﺮ ﻓﺸﺎرﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ، ﭘﺲ اﻧﺪازﻫﺎيِ رو ﺑﻪ رﺷﺪ ﻣﺮدم را ﮐﻪ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ از  ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ دراﻓﺰاﯾﺶ ﺑﻮده ، ﺑﺪون درﻧﮕﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﻣﺎن دادنِ ﺷﻌﺒﻪ ﻫﺎي ﻓﺮاوان ﺟﻤﻊ آوري ﻣﯽ ﮐﺮد و ﭼﻮن ﺻﺪاي ﺧﺮد ﺷﺪن اﺳﺘﺨﻮان ﻫﺎي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ را ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﺟﻤﻊ ﺷﺪه را ﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﻮِي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﺎﻻﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺮخ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﺮخ ﺗﻮرم رﺳﻤﯽ و ﻧﯿﺰ ﻧﺮخ ﭘﺲ اﻧﺪاز ﺑﻮد ، ﮔﺴﯿﻞ ﻣﯽ داﺷﺖ.

4 – و ﻧﮑﺘﻪ يِ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﺑﺎ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻧﻔﺘﯽ دﯾﮕﺮ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺮوژ، ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن، ﮐﻮﯾﺖ ، ﻗﻄﺮو… ﺗﻔﺎوت  دارد و ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻓﺮوﺷﻨﺪه يِ ﻧﻔﺖ ﺑﻮدن ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻧﺒﻮده و ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ.اﯾﺮان ﮐﺸﻮري اﺳﺖ  ﺑﺎ هشتاد میلیون جمعیت و با فراوانی جوان بودن،دارای 15  ﮐﺸﻮر ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ با زﻣﯿﻦ داﯾﺮ و ﺑﺎﯾﺮ ﻓﺮاوان ، رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﻓﺮاوان و ﻣﺮزﻫﺎي آﺑﯽ و ﺧﺎﮐﯽ ﮔﺴﺘﺮده ،دروازه يِ ﻏﺮب و ﺷﺮق ،و… ﻫﻤﻪ و ﻫﻤﻪ اﻣﮑﺎﻧﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در راﻫﺒﺮد رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر اﻓﺘﺪ. در درﺳﺘﯽ ﻧﺒﻮد ﻫﻤﺎﻧﻨﺪي ﻫﻤﯿﻦ ﻗﺪر ﺑﺲ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻋﻀﻮ ﺷﻮراي ﻫﻤﮑﺎري ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎرس ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ 3000 میلیارد دلار انباشته ارزی دارند که درﮐﺸﻮرﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن و ﻧﯿﺰ ﺻﻨﻌﺖ ﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوت ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﮐﺮده اﻧﺪ و در ﻧﮕﺎه ﻣﻨﻄﻘﻪ اي و ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ ﻧﺪارﻧﺪ و ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎي ﺷﺮﻗﯽ در ﮔﺴﺘﺮش اﻋﺘﯿﺎد در ﮐﺸﻮر و ﺗﺮاﻧﺰﯾﺖ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪرو ﻧﺎآراﻣﯽ ﻫﺎي ﻣﺮزي ﺿﻤﻦ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدي ﺑﺮ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان و ﻣﻨﻄﻘﻪ ،ﻣﻬﻤﺘﺮ ﻫﯿﭻ ﻧﻮﯾﺪي از ﻫﻤﮕﺮاﺋﯽ ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .ﭘﺲ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎرﻧﺪ و ﻟﯿﮑﻦ در اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻪ اﻧﺪﮐﯽ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺷﺎره ﺷﺪ ،ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﯿﺮﮔﯽ ﭼﻨﺪﯾﻦ دﻫﻪ اي ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ ، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺮﺗﺮي ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه را ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر وادارد.