برچسب ها بـ ‘عالم’

تصویر نوشته 104

سه شنبه, 22 ژانویه, 2019

عرفان نامه 5

چهار شنبه, 24 می, 2017

قدرت خدای درون تو،بسیار بزرگتر و عظیم تر از قدرت تمام عالم،یکجاست

تو با بخشش و پذیرش و آرامش، همه دنیا را به خدمت خود در می آوری

صدای خدا، صدای روحت است

تو و با خدا درون تو زندگی می کند و به این شکل همواره و همیشه در توست

واز طریق تو در جهان و در کهکشان ها تجلی می یابد

مقالات 79

یکشنبه, 1 ژانویه, 2017

انسان و تنهاییش 1

آدم شدن چه آسان،انسان شدن چه سخت است!؟
به نظر من ،همه ما” آدم” به دنیا می آییم.کافی است آمیزشی صورت پذیرد و نطفه ای بسته شود.چندی بعد آدمی به جمع آدمیان جهان اضافه می گردد.
از طرفی دیگر باز معتقدم ، تکلیف آدمی در طول زندگی بر اساس مشیت الهی حرکت به سمت انسان شدن در شاهراه تکامل است.به عبارت دیگر:”انسان شدن”سرنوشت محتوم هر “آدم”است.
من در مقاله “از آدم تا انسان” مفصلا در این مورد توضیح داده و عقاید و نقطه نظرات خود را بیان نموده ام.در این بحث قصد دارم تا به تبعات انسان شدن بپردازم.مگر نه اینکه برای حرکت در یک راه باید مقصد را شناخت و شوق رسیدن به آن در دل آدمی پدید آید؟
انسان شدن فرایند سهل و ممتنعی است و بزرگترین سوال بشر از ابتدای خلقتش تا بحال این بوده است که:برای چه به دنیا آمده ایم و رسالت و وظیفه ما در زندگی چیست؟صاحبان اندیشه و خردمندان بسیاری در پی یافتن پاسخ این سوال در طول حیات بشریت برخاسته اند و بسیاری با تصور یافتن جواب،به راهی که درست می دانستند ،پای گذاشتند. راه های مختلفی که یکی را “عالم”کرد و دیگری را”عارف”،یکی را “متشرع”نمود و دیگری را “کافر”،یکی اصالت را به آزادی انتخاب انسان می دهد و دیگر معتقد به جبر آدمی است و این داستان تا بشریت وجود دارد،ادامه خواهد داشت. تفاوت ها بسیار است و هر یک مدعی یافتن کلید رستگاری بشر،اما ما در این مقاله با اختلافات کاری نداریم بلکه به پدیده مشترکی در همه جویندگان حقیقت و سالکان راه انسانیت خواهیم پرداخت.پدیده ای به نام “تنهایی انسان”.

من تو را خواهم

دوشنبه, 24 آگوست, 2015

نه که چند روز،که چون چند قرن است
آنچه بین من و این عالم،زتنهایی نمود
بی تو من بس ماجراها با خدایم داشتم
که چرا چندی است ما را در جهان تنها نمود
گر برای هم بدیم،تنهایی اینسان چرا
گر که باید دور بود،اینسان چرا عاشق نمود
من تو را خواهم،مرا با مردم دیگر چه کار
گر که او خواهد روم، باید تورا همره نمود

بودن یا نبودن،مسئله این است!؟

دوشنبه, 29 دسامبر, 2014

تو نباشی،همه عالم به برم بیهوده است
تو که باشی،دل من فارغ از عالم باشد
تو نباشی،می نویسم مثنوی هجر تو با خون دل
تو که باشی هرچه غم بود،همه زائل باشد
تو نباشی،شب و روز در نظرم یکسان است
تو که باشی،ز فروغت همه جا نور باشد
تو نباشی،لشگری از غم و اندوه به دلم حمله کند
تو که باشی،به نگاهی ،سپاهی به هزیمت باشد
ای دل افروز تن و جان و روان و روحم
تو که باشی و نباشی،عطر یادت همره من باشد

یادش بخیر

دوشنبه, 26 می, 2014

یاد ایام جوانی و دل پاکم به خیر
کودکی و جست و خیزهای فراوانم به خیر
هرچه بود مهر و صفا و خنده بود
مهربانی ها و دلتنگی،همه یادش به خیر
گر دوروزی غصه ای بر چهره ظاهر می نمود
جمله مردم در تکاپو می شدند،یادش به خیر
رقص بادبادک میان آسمان و رقص یاری بر زمین
هر دو دل را می ربودند،واقعا یادش به به خیر
فارغ از دنیا و عالم می شدیم هنگام خواب
خواب را رویای شیرین می رسانید تا به صبح،یادش به خیر
سادگی و مهربانی و تبسم بر همه
رسم و آیین زمان بود،جملگی یادش به خیر

سال نو مبارک

سه شنبه, 11 مارس, 2014

عالم جوان شود
سرمی رسد بهار
جشن شکوفه ها
در گوشه و کنار
غوغا به پا کند
در دشت و سبزه زار
ای کاش در کنار این،شادی بلبلان
شوری به پا شود در این دل فگار
از این خزان سرد،راهی شویم به باغ
تا غم فرو شود،بدکاره تار و مار
ای همرهان من
دوستان بی ریا
خواهم برایتان
از درگه خدا
اول سلامتی
وانگه زبعد آن
سبزی زندگی
شادی بی شمار

خدا به فریادمان نخواهد رسید……

شنبه, 1 فوریه, 2014

مدتهاست با خود می اندیشم:
آنگاه که امام حسین(ع) در آخرین لحظات عمرش فریاد برآورد که :آیا یاره کننده ای هست که یاریم کند؟،خطابش به چه کسانی بود.یقین دارم همه با من هم عقیده اید که:
-خطابش به همه مردم عالم بود.
-و نه مردم همان زمان که به آیندگان هم اطلاق داشت.
– و به طور عام به بشریت تکلیف کرد که در مقابل ظلمی که به دیگران می شود،به کمک مظلوم بشتابید.
اما وقتی وضعیت خودمان را در جامعه می بینم،از خودم خجالت می کشم.عجب عناد و دشمنی با ایشان می کنیم؟!
کدام یک از ما با دیدن ظلمی به دیگران به کمک و یاری او می شتابیم؟
کدام یک از ما در مقابل ظلم های اجتماعی همچون آلودگی هوا و…. اعتراض می کنیم؟
کدام یک از ما نسبت به رواج پدیده های خانمان برانداز اجتماعی همچون دروغ و…..واکنش نشان می دهیم؟
اما عمق فاجعه بیش از این است:
نه تنها با این مصادیق و پدیده ها مخالفت نمی کنیم بلکه خودمان عامل نشر و توسعه همه این پدیده ها همچون آلودگی و دروغ و…..می باشیم و این ها را فقط برای دیگران عیب می دانیم و نه برای خود!!!!!!
یقینا خدا به فریاد ما نخواهد رسید.