برچسب ها بـ ‘عاشقان’

عید فطر مبارک باد

چهار شنبه, 7 آگوست, 2013

 ای عاشقان خسته تن،عید شما هم سر رسید

میهمانی عرش خدا،بر عاشقان ،آخر رسید

بر بندگان مخلصش این روز خوب فرخنده باد

یادی ز ما بیچارگان ،بر خاطر جانان رسید؟

آنان که در بیماری و عجز توان و جسمشان

غایب بدند در بزمتان،حسرت به دلهاشان رسید

در این مقدس عیدتان،لطفا بخواهید از خدا

تا به شود احوالشان،شاید شفا هم در رسید

با عاشقان

دوشنبه, 24 دسامبر, 2012

با عالمان چون می روی،همراه خود مشقی ببر

تا درس دین و بندگی،ماوا و همراهت شود

با عاقلان چون می روی،همراه خود رنگی ببر

تا کیمیای زندگی، شاید که در کامت شود

با ناکسان چون می روی،همراه خود تیزی ببر

تا در کمین و پیچ و خم ،بهر تو دستگیری شود

با عاشقان چون می روی،عریان برو،دل را ببر

خود را فدای عشق کن،شاید دلت درمان شود

کمی بیاندیشیم 27

سه شنبه, 25 سپتامبر, 2012

 

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند… اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا ميبينند

وقتي تو زندگي به يک در بزرگ رسيدي نترس و نا اميد نشو… چون اگه قرار بود در باز نشه جاش ديوار ميذاشتن

آنچه که هستي هديه خداوند است و آنچه که ميشوي هديه تو به خداوند… پس بي نظير باش

شريف ترين دلها دلي است که انديشه آزار ديگران در آن نباشد

بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي ميرويد

عاشقانه 15

یکشنبه, 29 جولای, 2012

عزیز من! اگر سرخی روی معشوقان نداری،زردی روی عاشقان باید که بیاری.

اگر جمال یوسفی نداری،درد یعقوبی باید که بیاری.

اگر عجز مطیعان نداری،ناله درماندگان باید که بیاری.

او را بخوانید تا اجابت کند شما را

 

سعدی

واگویه ها(3)

سه شنبه, 24 آوریل, 2012

صدای قهقهه ای از دور به گوش می رسد

و من می پندارم که:چه جای خندیدن است؟

مگر دردمندی دیگر وجود ندارد؟

فقیران رخت از دنیا بربستند؟

یتیمان مام و بابا یافته اند؟

پیران از گوشه گوشه زندانخانه سالمندان رهایی یافته اند؟

غمگنان حداقل گوشی برای شنیدن غمهایشان یافته اند؟

تنهایان،همدمی در کنار خود دیده اند؟

عارفان به لقائ حق رسیده اند؟

عاشقان به وصل معشوق رسیده اند؟

پرندگان در میان برفها،دانه و قوتی دیده اند؟

و اگر نه،

پس چه جای خنده است؟

رنجنامه عاشقان

سه شنبه, 1 نوامبر, 2011

چه کتاب کهنه پرورقی است این زندگی!

که لابلای هر ورقش،

مجنونی در پی لیلایش ،سرگردان بیابان ها

و فرهادی در فراق شیرینش،تیشه بر سنگ و سر می زند.

اما کسی را با عاشقان کاری نیست!

خلایق به دنبال روزی اند

حلال و حرامش هم چندان مهم نیست،

هرچه بیشتر و زودتر،بهتر

در این هنگامه خود فروشی ها

چه نادانم که چشم عشق و مهر دارم من از مردم!

کدام مردم؟

همین آشفته جمع بیقرار در مال اندوزی؟

به هرشکلی،پی روزی؟

خدایا عاشقان را قوت عشق داده ای ،امید و صبرشان نیز عطا کن

دست از تلاش برنداریم

چهار شنبه, 10 آگوست, 2011

هر زمان در خود غمی یا رنج بی حد یافتی

یا که سختی و بلا در جان یاران یافتی

گر میان صدهزاران بی خبر از حال خود

عاشقان را بی کس و تنها و نالان یافتی

گر به دنبال تلاش مردمان سخت کوش

دخلشان را خالی از اجر و بها دریافتی

هان مشو نومید که حق مارا چنین فرموده است

چون بکوشی و جهان را چون بهشتی ساختی

خانه ای در آن بهشت سبز و شاد و دلنشین

من بسازم بهر تو،آباد و بی هر کاستی

ای عاشقان

یکشنبه, 15 می, 2011

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا

گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود

مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته

زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا

ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده

ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا

این باد اندر هر سری سودای دیگر می پزد

سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما

دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله

امروز می در می دهد تا برکند از ما قبا

ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا

هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی

خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان

هر دم تجلی می رسد برمی شکافد کوه را

یک پاره اخضر می شود یک پاره عبهر می شود

یک پاره گوهر می شود یک پاره لعل و کهربا

ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او

ای که چه باد خورده ای ما مست گشتیم از صدا

ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده ای

گر برده ایم انگور تو تو برده ای انبان ما