برچسب ها بـ ‘عاشق’

تصویر نوشته 112

سه شنبه, 19 مارس, 2019

تکه های ناب 37

چهار شنبه, 23 ژانویه, 2019

عاشق طرز فکر آدم ها نشوید.
آدم ها زیبا فکر می کنند، زیبا حرف می زنند.
اما زیبا زندگی نمی کنند.

رومن پولانسکی

از سر خستگی 3

شنبه, 10 مارس, 2018

باید به یاری هم برخیزیم.باید ما شویم و هرچه غیر ما(من) است از خود برانیم.باید عاشق شویم و دست یکدیگر را بگیریم.باید باهم دوست شویم و یکدیگر را دوست بداریم.
باید که همه پیام آور و پیامبر عشق باشیم.باید که هریک به وسع خود بکوشیم،بی شتاب و پرحوصله و سرسخت،همچون عاشقان.
باید دوباره انقلاب کنیم،اما این بار” انقلاب عشق “.
به قول نادر ابراهیمی:
دوست داشتن خوب است ، عشق اما ، عالی است.
دوست داشتن آرامش است ، عشق غوغاست.
دوست داشتن دریاست . عشق ، آتشفشان زنده ی روح.
بی عشق ، جهان قبرستانی ست همه ی قبر هایش خالی خالی ؛ باغی ، بوته هایش ، درخت هایش همه خشکیده و پژمرده.
بی عشق ، چشه بی آب است . قلب ، بدون راز.
بازگردیم به سوی عاشقانه زیستن ، اما عشق را همه میل تن به تن ندیدن.
از نگاه به نگاه ، رد پای عشق را بهتر از هر کجای دیگر می توان یافت ؛ از ضربه های آهنگرانه ای که بر سندان قلب می کوبند.

عرفان نامه 2

چهار شنبه, 3 می, 2017

از کتاب “یک عاشقانه آرام” نادر ابراهیمی:

عاشق بهانه نمي گيرد.

عاشق ،نق نمي زند.

عاشق ، در بابِ زندگي ، سخت نمي گيرد.

عاشق ، به نان خالي و ظرف پر از محبت راضي ست.

خدا عشق است 1

سه شنبه, 22 نوامبر, 2016

با توجه به پایان مطالب مربوط به خلاصه کتاب دکتر محمد اسلامی ندوشن در باره حافظ،از این پس مطالبی تحت عنوان ” خدا عشق است” به جای آن،تقدیم می گردد:

و خدا

پرنده را آفرید و گل را

پرنده،عاشق گل شد

گل پژمرد،پرنده مرد

عشق ماند و خدا

چه کسی می داند که عشق از کجا آمد؟

تصویر نوشته 15

سه شنبه, 8 نوامبر, 2016

heavenly-82

بازهم از عشق!

شنبه, 29 اکتبر, 2016

خوش به حال “عاشق”
جز یار و معشوق هیچ چیز و هیچ کس دیگر را نمی بیند،خودی برایش وجود ندارد.
خوش به حال “معشوق”
کسی را دارد که جز او ،کس دیگری را نمی بیند.
و بدا به حال”عاشوق”! (عاشق+معشوق=عاشوق)
کسی که خودش هم عاشق است و هم معشوق
جز خودش هیچ کس و هیچ چیز دیگر را نمی بیند.
بد روزگاری شده است
دنیا پر است از عاشوق و چه نادرند عاشق ها و معشوق ها

چه خوش می گوید لسان الغیب…..

دوشنبه, 10 اکتبر, 2016

دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز