برچسب ها بـ ‘عاشق’

عرفان نامه 2

چهار شنبه, 3 می, 2017

از کتاب “یک عاشقانه آرام” نادر ابراهیمی:

عاشق بهانه نمي گيرد.

عاشق ،نق نمي زند.

عاشق ، در بابِ زندگي ، سخت نمي گيرد.

عاشق ، به نان خالي و ظرف پر از محبت راضي ست.

خدا عشق است 1

سه شنبه, 22 نوامبر, 2016

با توجه به پایان مطالب مربوط به خلاصه کتاب دکتر محمد اسلامی ندوشن در باره حافظ،از این پس مطالبی تحت عنوان ” خدا عشق است” به جای آن،تقدیم می گردد:

و خدا

پرنده را آفرید و گل را

پرنده،عاشق گل شد

گل پژمرد،پرنده مرد

عشق ماند و خدا

چه کسی می داند که عشق از کجا آمد؟

تصویر نوشته 15

سه شنبه, 8 نوامبر, 2016

heavenly-82

بازهم از عشق!

شنبه, 29 اکتبر, 2016

خوش به حال “عاشق”
جز یار و معشوق هیچ چیز و هیچ کس دیگر را نمی بیند،خودی برایش وجود ندارد.
خوش به حال “معشوق”
کسی را دارد که جز او ،کس دیگری را نمی بیند.
و بدا به حال”عاشوق”! (عاشق+معشوق=عاشوق)
کسی که خودش هم عاشق است و هم معشوق
جز خودش هیچ کس و هیچ چیز دیگر را نمی بیند.
بد روزگاری شده است
دنیا پر است از عاشوق و چه نادرند عاشق ها و معشوق ها

چه خوش می گوید لسان الغیب…..

دوشنبه, 10 اکتبر, 2016

دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

مقالات 68

یکشنبه, 9 اکتبر, 2016

پس فرق است بین دانشمند و سالک راه حقیقت و عاشق خدا.سالک راه حق و حقیقت در شهر دانش نمی ماند و از آن به سرعت عبور می کند چرا که او عاشق است و به هیچ چیز جز وصال یار راضی نیست.باز این مولانا است که این تفاوت را به زیباترین شکل ممکن بیان می نماید:
دفتر صوفی سواد و حرف نیست
جز دل اسپید همچون برف نیست
زاد دانشمند ، آثار قلم
زاد صوفی چیست؟آثار قدم
همچو صیادی سوی اشکار شد
گام آهو دید بر آثار شد
چند گاهش گام آهو درخورست
بعد از آن خود ناف آهو رهبر است
چون که شکر گام کرد و ره برید
لاجرم زان گام در کامی رسید
رفتن یک منزلی بر بوی ناف
بهتر از صد منزل گام و طواف

مقالات 52

یکشنبه, 19 ژوئن, 2016

عشق 12

حالا من عاشقم.
عاشق همسایه ای که بی دلیل با من بد خلقی می کند.
عاشق دانشجویی که فکر می کند سر من کلاه گذاشت و کتاب درسی ام را مجانی از من گرفت.
عاشق دوستانم هستم،عاشق دشمنانم،عاشق فرزندانم،عاشق دانشجویانم و از همه مهمتر عاشق تو که این نعمت را از تو دارم که مرا با عشق آشنا کردی و متاسفم که نمی توانم به اندازه ای که لازم است قدر دان تو باشم.
تو حق داری که به اندازه ای که من دوستت دارم،مرا دوست نداشته باشی و همه چیز را به من ترجیح می دهی.آخر من که به تو چیزی ندادم،رابطه من و تو معامله پر سود اما یکطرفه ای بود که همه اش به نفع من تمام شد. من با ذات عشق آشنا شدم و این بزرگترین سرمایه است.پس من هستم که باید قدردان باشم،تو هرگونه که می خواهی و صلاح می دانی باش.
همین که صبحی،ظهری،غروبی در گذر از همه الویت های مهم زندگی ات سلامی و یادی از من می کنی،مرا کافی است و توشه گرم بودنم خواهد بود تا سلام بعدی، و همین را هم عشق است که هرچه هست عشق است و جلوه عشق و چه زیبا گفته است مولانا که: عشق اصطرلاب اسرار خداست.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی،که شنودی

می توان عاشق بود

دوشنبه, 25 آوریل, 2016

می توان عاشق بود
به همین آسانی
من خودم
چند سالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق در باد
عاشق گندم شاد!
آری
می توان عاشق بود
مردم شهر ولی می گویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار
عشق یعنی خلوتی با یک یار
یا به قول خواجه،
عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار
من نمی دانم چیست
اینکه مردم گویند
ﯾﺎ به قول ﺧﻮﺍﺟﻪ،
من نه یاری، نه نگاری، نه کناری دارم
عشق را اما من،
با تمام دل خود می فهمم
عشق یعنی رنگ زیبای انار

«فروغ فرخزاد»