برچسب ها بـ ‘طوفان’

سروده ای از آقای خوشخو

دوشنبه, 30 جولای, 2018

زخم هاي كهنه اي برتن شديم 

                 عاقبت با عشق هم دشمن شديم                    

                 
فكر مي كرديم طوفان زاده ايم   

                       دل به درياي صداقت داده ايم                          

                      
ساقه احساسمان خشكيده بود   

                      حرفهامان مبهم و پيچيده بود                          

                       
آنچه مي گفتيم خوابي بود وبس   

                    طرح بيرنگ سرابي بود وبس                       

                       
باز هم نان جاي ايمان راگرفت 

                    فاصله سيلي شد و جان راگرفت                      

                 
دست هايي خالي و اميدوار 

                       بار ديگر چشمهايي اشك بار                         

                     
بازقلبت سنگ شد ديدي رفيق

پاي مردي لنگ شدديدي رفيق

مرهم دريا شدن شوخي كه نيست

ناجي فرداشدن شوخي كه نيست

ما ميان خواب و رويا گم شديم

سوگوار قصه مردم شديم

دست ما آيينه بود و آفتاب

يك دل بي كينه بود و آفتاب

كاشكي يك لحظه منطق داشتيم

از سياهي دست بر مي داشتيم

مقالات 49

یکشنبه, 29 می, 2016

عشق 9

بعضي از اوقات انواع طوفانها ما را احاطه میکند و به مبارزه میطلبد.  طوفانهای ذهنی، مالی، خانگی، و بسیاری انواع دیگر که آسمان زندگی ما را تیره و تار میسازد و هواپیمای حیات ما را دستخوش حرکات غیر ارادی میسازد، آنچنان که هیچ ارادهای از خود نداریم و نمیتوانیم کوچکترین تغییری در جهت حرکت طوفانها بدهیم.  همه اینگونه اوقات را تجربه کردهایم؛ بیایید صادق باشیم و صادقانه اعتراف کنیم که در این مواقع روی زمین سفت و محکم بودن به مراتب آسانتر از آن است که روی هوا، در پهنهء آسمان تیره و تار، به این سوی و آن سوی پرتاب شویم.
امّا، به خاطر داشته باشیم، خداوندي که خلبانی هواپیما را به عهده دارد و با دست‌های آزموده و ماهر خویش آن را در پهنهء بیکران زندگی هدایت میکند.  او ما را به منزل خواهد رساند؛ او مقصد ما را نیک میداند و هواپیمای زندگی ما را از طوفانها خواهد رهانید و به سرمنزل مقصود خواهد رساند.  نگران نباشید.
آرام باشید و عاشق.

از فروغ فرخزاد

دوشنبه, 18 ژانویه, 2016

بر روی ما نگاه خدا خنده میزند

هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش

پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود

بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا

نام خدا نبردن از آن به که زیر لب

بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع

بر رویمان ببست به شادی در بهشت

او میگشاید … او که به لطف و صفای خویش

گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت

طوفان طعنه خنده ما زلب نشست

کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم

چون سینه جای گوهر یکتای راستیست

زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم

ماییم … ما که طعنه زاهد شنیده ایم

ماییم … ما که جامه تقوا دریده ایم

زیرا درون جامه به جز پیکر فریب

زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم

آن آتشی که در دل ما شعله میکشد

گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود

دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق

نام گناهکاره رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان

در گوش هم حکایت عشق مدام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریده عالم دوام ما

گفتا ز که نالیم…….

شنبه, 1 مارس, 2014

یقینا کشتی اگر در کنار ساحل لنگر بیندازد و تکان نخورد،زیبا و سالم و سرحال خواهد ماند،اما مگر کشتی را برای این کار ساخته اند؟کشتی باید موجها را بشکافد و با طوفان ها بجنگد تا باری را یا کسی را به مقصد برساند.
آدمی نیز همینطور است.
یقینا هدف و منظور خدای تعالی از خلقت بشر این نبوده است که در گوشه ای بلمد و دیگران همه در تکاپو باشند تا او آسوده در استراحت مطلق باشد،چیزی که نامش را گذاشته ایم”رفاه”.
انسان برای حل مشکلات بشر معاصر و آینده خلق شده و در این راه آنقدر باید بکوشد تا به مقام شبه خدایی برسد،یعنی توانمندی درک همه امور هستی و حل مشکلات برای برقرای توازن زندگی بر اساس استانداردهای الهی.
تا کی می خواهیم کاری نکنیم و در عین حال توقع آسایش و آرامش و رفاه بیشتر از آنان که تلاش می کنند،داشته باشیم؟
تا که آفریده های الهی همچون طبیعت و هوا و….. را نابود می کنیم و از دیگران گله مندیم؟!

نجوایی با خود

دوشنبه, 6 ژانویه, 2014

زندگی حوضچه رنگینی است
که میان دو ضرورت،جاری است
زندگی باغچه بیرنگی است
که تو خود رنگ نمایی آن را

گرچه سهراب گوید
زندگی باید کرد
تا شقایق باقی است
لیک جانا،تو چه می پنداری
بهر چه آمده ایم؟
زچه رو باید رفت؟
قصد ارباب چه بود
اندرین آمدن و رفتن ما؟

من به خود می گویم
آمدن اجباری است
رفتنم اجباری است
و من آزاد و رها
در میان طوفان
بین دیوان و ددان
جاری و مختارم!

چون که در آمدن و رفتن من
هیچکس رای مرا کار نداشت
زچه رو روزی بپرسند از من
نقش خود در گذر این ایام؟!

اینگونه باشیم

شنبه, 2 فوریه, 2013


گذران امروز ، برای شکایت از دیروز ، فردای بهترین نخواهد ساخت . . .
.
.
.
برای اینکه انسان کاملی باشید لازم نیست حتما در یک رابطه قرار بگیرید
شما به واسطه آنچه که هستید کاملید ، نه به واسطه آنکسی که با او هستید
.
.
.
میگویند با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اما مشکل این است که این روزها نمیتوان آنها را از هم تشخیص داد . . .
.
.
.
وقتی کسی به زندگیتان وارد میشود
خدا اورا به دلیلی میفرستد
یا برای درس گرفتن از او
و یا برای ماندن با او برای همیشه . . .
.
.
.
یادتان باشد ، وقتی خورشید میدرخشد
هرکسی میتواند دوستتان داشته باشد
در طوفان است که متوجه میشوید چه کسی واقعا به شما علاقه دارد . . .
.
.
.
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
خوشبخت کسی است که با مشکلات مشکلی ندارد

معنی بعضی مفاهیم!

پنجشنبه, 24 ژانویه, 2013

وفـاداری یک زن زمانی معـلوم میشود که مــردش هــیچ نداشته باشد
وفـاداری یک مـرد زمانی معـلوم میشود کــه همــه چــیز داشـته باشـد . . .
.
.
.
از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی . . .
“دیباک چوپوا”
.
.
.
مهم نیست دیگران در مورد شما چگونه فکر می کنند
مهم این است که تصویر ذهنی شما از خودتان چگونه است . . .
.
.
.
بدترین راننده قانونمند در شهر بسیار بهتر از بهترین راننده قانون شکن رانندگی میکند .
.
.
.
ایمان به این معنا نیست که کشتی شما هیچگاه دچار طوفان نمیشود
بلکه یعنی کشتی شما هیچگاه غرق نمیشود . . .
.
.
.
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام

عاشق باش

شنبه, 15 دسامبر, 2012
  1. هرگز عاقل نشو!
    همیشه دیوانه بمان.
    مبادا بزرگ شوی!
    کودک بمان.
    در اندوه پایانی عشق
    طوفان باش
    و این گونه بمان.
    مثل ذرات غبار در هوا پراکنده شو!
    مرگ عیب جویی می کند
    با این همه عاشق باش
    وقتی می میری…