برچسب ها بـ ‘طلب’

از شوروش نوایی

دوشنبه, 3 سپتامبر, 2018

یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم
گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم
خودبسازیم به هردردکه ازدوست رسد
بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم
جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم
شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم
وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق
جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم
یاورخویش بدانیم خدایاران را
جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند
طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم
وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم
پرپروانه شکستن هنرانسان نیست
گرشکستیم به غفلت من ومایی نکنیم
دوستداری نبود بندگی غیر خدا
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
مهربانی صفت بارزعشاق خداست
یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم

از عطار نیشابوری

دوشنبه, 13 نوامبر, 2017

گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور
چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر
کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت

مقالات 46

یکشنبه, 1 می, 2016

عشق 6
باز به نقطه اول برگشتیم!در طلب آرامش باش و با نرمی و عشق به درگاهش دعا کن و از او آگاهی بخواه.
برای خودت دعا کن که آرام باشی.وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی.تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.
برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.
برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.
برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخر راهی را که باید بروی خیلی طولانی است.خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیراست.
برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.هیچ وقت خودت را به مردن نزن!
برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی.باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.
برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات راآلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.

برای خودت دعا کن

شنبه, 7 ژوئن, 2014

برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی.
تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.

برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.

برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛
چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.

ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.
برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است.
خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛
پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیراست.

برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.
چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدمبیاید، خیلی دردناک است.
هیچ وقت خودت را به مردن نزن!

برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی.

باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه
و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند.

برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات راآلوده کند.
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.

هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت رامعاینه کنند.
دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند بهاندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!

اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و بهآسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛
آن وقت صدایش کن؛

به نام صدایش کن؛
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!
تو صریح و ساده و رک بگو.

هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.
از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت… تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و …عشق… بدهد

باید بروم

دوشنبه, 5 نوامبر, 2012

باید امشب من از این خانه ویران بروم

از خودم دل بکنم،سوی حریفان بروم

باید این جان به جا مانده ز خود

بفروشم به خدا و تک و تنها بروم

مستی و شیون و آز و طلب دنیا را

واگذارم به شما،پاک و سبک دل بروم

این جهان آمدن و سعی فراوان کردن

بهر یک لقمه،عبث بود پشیمان بروم

کاروان رفت و همه با عجله در پی او

ره نه این بود،کنون راه دگر من بروم

کمی بیاندیشیم(14)

سه شنبه, 26 ژوئن, 2012

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.

دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیگر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.

اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش، گل باش خار مباش.

*(خواجه عبدالله انصاری)

 

عارفانه ها(9)

چهار شنبه, 6 ژوئن, 2012

دنیا چنگال و دندان بر آدمی تیز کرده و امروز یا فردا او را برخواهد درید و طعمه موران و ماران خواهد ساخت.با این وجود آدمی بر روی دنیا خندد و او را دوست دارد و انس از او یابد،عجب ساده که آدمی است!

به خدا که دنیا در کار آدمی و سادگی او حیران است که این همه را از ایشان می کشد و در خاک و خون می کشد و ایشان از پی او باز نمی شوند و مهر از او نمی گسلند.

ای آدمی!دنیای بیگانه را بگذار و به طلب آشنای خود مشغول شو که به خدای که تو را آشنایی است،که چون او را بیابی و در کنف او روی،از دنیا بیزار شوی،بلکه دنیا به تو نیازمند گردد و عجوزه ملعونه به در یرای تو آید و در کوبد و تو به وی التفات ننمایی.

عارف گوید:

اگر سلطان ما را بنده باشی

همه گریند و تو در خنده باشی

وگر پر غم شود اطراف عالم

تو شاد و خرم و فرخنده باشی

همه مشتاق دیدار تو باشند

تو صد پرده فروافکنده باشی

ای آدمی!این و آن،نه آشنای تواند،برای آنکه هر یک بر هستی خود می تند.آشنای تو آن کس است که هستی تو بر تو می تند.

عارفانه ها(3)

شنبه, 21 آوریل, 2012

 

عالم،بامداد طلب زیادتی علم کند و زاهد طلب زیادتی زهد کند

و ابوالحسن در بند آن بود که سروری به دل برادری برساند

******

کاشکی عقوبت همه خلق،مرا کردی

تا ایشان را دوزخ نبایستی دید

******

بهترین چیزها دلی است که در وی هیچ بدی نباشد

******

آزمودم دو جهان بر دل کار افتاده

به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست

ابوالحسن خرقانی