برچسب ها بـ ‘طرب’

حال دل

دوشنبه, 1 ژانویه, 2018

مولانا می پرسد:

گر زحال دل خبر داری بگو
ور نشانی مختصر داری بگو
مرگ را دانم ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیکتر داری بگو

و حافظ حال دل را اینگونه توصیف می نماید:

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد
چاره آن است که سجاده به می بفروشیم
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم ز آتش حرمان و هوس می‌جوشیم
می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهوم
چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

کمی بیاندیشیم(14)

سه شنبه, 26 ژوئن, 2012

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.

دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیگر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.

اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش، گل باش خار مباش.

*(خواجه عبدالله انصاری)

 

با خاطراتم

دوشنبه, 18 جولای, 2011

زان همه شيرين زباني،خاطراتي مانده اكنون

وز ميان جمع ياران،ياد آنان هست و بس

روزگاري با حبيبان،در طرب بوديم و شاد

ليك اينك سايه اي از شاخ خشك بيني و بس

در دلم بس روزگاران،مرغ شادي خانه داشت

پس چرا اكنون به جايش،خانه اي ويران و بس؟

گر بجنبد مهر ياران،با اميد لطف حق

مي توان خنديد دوباره،در ميان خار و خس

همدلي با يكدگر،ناقوس مرگ تيرگي است

قيمتي هرگز ندارند،جاهلان در پيش كس