برچسب ها بـ ‘ضربه’

تا کجا؟

دوشنبه, 21 آگوست, 2017

تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟

تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟

یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟

خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار…….

کمی بیاندیشیم(13)

سه شنبه, 19 ژوئن, 2012

از درد های کوچک است که آدم می نالد

وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.

 

**********

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که

نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد

نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

 

**********

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم

بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.

 

**********

اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید

کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است.

کمی بیاندیشیم(4)

سه شنبه, 17 آوریل, 2012

 

 

از درد های کوچک است که آدم می نالد

وقتی ضربه

سهمگین

باشد، لال می شوی.

.….. 

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که

نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد

نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

……
مهم

نیست که چه اندازه می بخشیم

بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد. 

……

اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید

کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است. 

……

هستند مردمانی که خویشاوندان آنها از گرسنگی می میرند

ولی در عزایش گوسفندها سر می برند. 

……

 شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری، اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد

……

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

……

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر”فقط یه شوخی بود “- یک کم کنجکاوی پشت” همین طوری پرسیدم ” – قدری احساسات پشت”به من چه اصلا ” – مقداری خرد پشت ” چه بدونم ” و اندکی درد پشت ” اشکالی نداره” هست.

 

دوستی

دوشنبه, 16 می, 2011

ساحلی در گوشه ای افتاده و سنگین و سردم

گرچه در ظاهر خموش و موج ها در پیچ و تابند

من به خود هموار سازم ضربه های تند امواج

تا که یارانم به ساحل،فارغ و مسرور باشند

عاشقی جهدی بود در روز و شب،تا یاران خوبم

بی خبر از اهرمن ها،سرخوش و خوشدل بمانند