برچسب ها بـ ‘صفات’

ایران و ایرانی 61

چهار شنبه, 19 فوریه, 2014

دوم – بد قولی و بد عهدی
باز هم در این مورد تمامی سیره بزرگان دینی و اجتماعی ما پر است از عمل و توصیه به وفای به عهد و امانتداری و مفاهیمی با همین تعبیر.
خداوند در قرآن خود به ما توصیه می نماید که: به عهد های خود وفا کنید.
زمانی بود که در بندر خرمشهر ما قافله داری با کاروان شترش بار پارچه یک کشتی را تحویل می گرفت و در بیابانهای ایران گم می شد و ماهی بعد در حجره ای در بازار را می کوبید که بیایید بار خود را تحویل بگیرید و صاحب مال هم یقین داشت سانتیمتری از پارچه هایش کم نشده است.تا همین چند دهه پیش در بازار ما معامله بر اساس قرار شفاهی به اندازه یک سند رسمی و محضری قابل استناد و قبول بود.تار سبیلی از معتبر ترین وثیقه بود و در این مورد داستانهای بسیاری در میان مردم وجود دارد.شاید کمتر ایرانی باشد که نداند چرا ما امام رضا(ع) را ضامن آهو می نامیم و از وفای به عهد آهویی که آن امام ضامنش گشت به نیکی و با افتخار یاد نکند.پس ما را چه شده که اکنون تمامی این صفات را از دست داده ایم؟
دادگاه های ما پر شده از پرونده هایی که اکثریت قریب به اتفاق آن ها به خاطر ترک همین صفات خوب و پسندیده است.
چک هایی که در زمان سررسیدشان نقد نگردیده اند.ملک هایی که در زمان قید شده در قرارداد تخلیه و تحویل به صاحبش نشده اند.تعهداتی که در زمانهای تعیین شده انجام نشده اند ویا گندم نمایی و جو فروشی در معاملات و قول و قرار های مختلف که باعث شکایت و دادخواهی زیان دیده می گردد.
تکرار و فراوانی بروز این ناهنجاری ها باعث گردیده اعتماد و اطمینانی که بین مردم حاکم بود و در ابتدای این بخش به آن اشاره شد از جامعه رخت بربسته و بین دو برادر اعتماد حاکم نیست.
حتی در اموری ساده همچون به موقع حاضر شدن در قرارها و جلسات خود بد قولیم.همه کسانی که در کسوت کارمندی قرار دارند حتما با من هم عقیده اند که دیر انجام شدن ملاقات ها و جلسات به خاطر حضور یک یا چند تن از دعوت شدگان امری بسیار عادی است.
دیگر هیچ کس از دیر انجام شدن پرواز های هواپیما و یا دیر راه افتادن وسیله عمومی مسافرتی خود متعجب نمی شود و کاملا به آن خو کرده و پذیرفته ایم.

از گاندی

شنبه, 9 فوریه, 2013

من می توانم خوب ٬ بد ٬ خائن ٬ وفادار ٬ فرشته خو یا شیطان صفت باشم . من می توانم تو را دوست داشته و یا از تو متنفر باشم ٬ من می توانم سکوت کنم ٬ نادان و یا دانا باشم . چرا که من یک انسانم و اینها صفات انسانی است .

و تو هم به یاد داشته باش من نباید چیزی باشم که تو می خواهی . من را خودم از خودم ساخته ام ٬ تو را دیگری باید بسازد و تو هم به یاد داشته باش منی که من از خود ساخته ام آمال من است ٬ تویی که تو از من می سازی آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند .

لیاقت انسانها کیفیت زندگی را تعیین می کند ٬ نه آرزوهایشان . و من متعهد نیستم چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی که من را می خواهی یا نه 

! ولی نمی توانی انتخاب کنی که از من چه می خواهی ! می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم و من هم .

می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم .

 چرا که ما هر دو انسانیم . این جهان مملو از انسانهاست ٬ پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسی جدید باشد . تو نمی توانی برایم به قضاوت بنشینی و یا حکمی صادر کنی و من هم .

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروی ماورائ خداوندگار است .

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می ستایند ٬ حسودان از من متنفرند ولی باز مرا می ستایند ٬ دشمنانم کمر به نابودیم بسته اند و همچنان می ستایندم ٬ چرا که من اگر قابل ستایش نباشم ٬ نه دوستی خواهم داشت ٬ نه حسودی و نه دشمنی و نه حتی رقیبی ٬ من قابل ستایشم و تو هم .

یادت باشد اگر چشمت بر این دست نوشته افتاد به خاطر بیاوری که آنهایی که هر روز می بینی و با آنها مراوده می کنی همه انسان هستند و دارای خصوصیت یک انسان هستند با نقابی متفاوت ٬ اما همگی جایزالخطا .

اگر انسان ها را از پشت نقابهای متفاوتشان شناختی نامت را انسانی باهوش بگذار .

در جستجوی خدا

دوشنبه, 11 ژوئن, 2012

آنها که طلبکار خدایید خدایید
بیرون ز شما نیست شمایید شمایید

چیزی که نکردید گم از بهر چه جویید
اندر طلب گم نشده بهر چرایید

اسمید و حروفید و کلامید و کتابید
جبریل امینید و رسولان سمایید

در خانه نشینید و مگردید به هر سوی 
زیرا که شما خانه و هم خانه خدایید

ذاتید و صفاتید گهی عرش و گهی فرش
در عین بقایید و منزه ز فنایید

خواهید که بینید رخ اندر رخ معشوق
زنگار ز آیینه به صیقل بزدایید

(مولوی)