برچسب ها بـ ‘شیوه’

مقالات 23

یکشنبه, 11 اکتبر, 2015

عرفان غربی و عرفان شرقی 3

پی بردم که چگونه بشری که دیگر همه چیزش را در این جهان از دست داده است،هنوز می تواند به خوشبختی و عشق بیاندیشد،ولو برای لحظه ای کوتاه به معشوقش می اندیشد.بشر در شرایطی که خلائ کامل را تجربه می کند،و نمی تواند نیارهای درونی اش را به شکل عمل مثبتی ابراز نماید تنها کاری که از او بر می آید این است که در حالی که رنج هایش را به شیوه ای راستین و شرافتمندانه تحمل می کند،می تواند از راه اندیشیدن به معشوق و تجسم خاطرات عاشقانه ای که از معشوقش دارد خود را خشنود سازد.
ما را می زدند اما ذهن من همچنان متوجه همسرم بود.اندیشه ای از ذهنم گذشت که آیا اصلا همسرم زنده است؟(چون او را هم دستگیر و به اردوگاهی دیگر برده بودند) اما من در آنجا آموختم که عشق از جسم معشوق هم بس فراتر می رود،و معنای ژرف خود را در هستی معنوی شخص و در درون او می یابد.حال دیگر فرقی نمی کند که معشوق حاضر باشد یا نباشد،مرده باشد یا زنده،این دیگر اهمیتی ندارد.”
مردی که به مسئولیت خویش در برابر یک انسان که مشتاقانه در انتظار اوست(معشوق)،یا در برابر یک کار ناتمام آگاه است،هرگزآگاهانه تسلیم مرگ نخواهد شد .او همچنین “چرای هستی اش” را می داند و توان آن را نیز خواهد داشت که با هر”چگونه ای” درافتد.

چرا دروغ می گوییم 6

شنبه, 4 جولای, 2015

می بینیم که تقریباً همه افراد به شیوه‌های متفاوتی در زندگی دروغ می‌گویند. بسیاری از آن‌ها معتقدند که قرار گرفتن در بعضی شرایط ، آن‌ها را وادار به دروغ‌گویی می‌کند. در بعضی موارد دیگر، افراد برای حفظ منافع و علایق شخصی خود دروغ می‌گویند. اما بعضی افراد هم برای گول زدن دیگران دروغ می‌گویند و کم‌کم به آن عادت می‌کنند و ترجیح می‌دهند کمتر صداقت داشته باشند و راست بگویند! عده‌ای دیگر هم دروغ می‌گویند چون به واقعیت وجودی خود ایمان ندارند، اعتمادبه‌نفس‌شان پایین است و از اینکه در جامعه مورد انتقاد دیگران واقع شوند، می‌ترسند.
بسیاری از ما حتی بدون اینکه لحظه‌ای فکر کنیم دروغ می‌گوییم و حتی گاهی خودمان هم دلیلش را نمی‌دانیم.البته گاهی هم اشخاص برای اینکه نظر دیگران را از موضوعی که واقعیت دارد منحرف کنند یا بیشتر جلب توجه کنند دروغ می‌گویند. عده‌ای دیگر هم به دلیل نداشتن اعتمادبه‌نفس لازم، مجبور می‌شوند در بسیاری از موارد راجع به خود دروغ بگویند.
فراموش نکنید که یکی از مهم‌ترین عوامل برای حفظ یک ارتباط صحیح و برای برخورداری از یک دوستی لذت‌بخش این است که دو طرف واقعاً صداقت داشته باشند. بسیاری از ما در مورد اهمیت صداقت در روابط خود بسیار سخن می‌گوییم و از لزوم آن کاملاً آگاهیم، اما واقعاً چند نفر از ما در ارتباطات اجتماعی یا کاری خود صادقانه برخورد می‌کنیم؟

کمی بیاندیشیم 44

سه شنبه, 22 ژانویه, 2013

از دست دادن امیدی محال و پوچ،خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

******************

موفقیت کلید شادی نیست،بلکه شادی کلید موفقیت است.

اگر کاری را که انجام می دهی،دوست داری،موفق خواهی بود.

***********************

مهمترین عنصر فرمول موفقیت،عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم

سخنی زیبا از پائولو کوییلو

سه شنبه, 3 آوریل, 2012

 انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد

همسفر

سه شنبه, 6 سپتامبر, 2011

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد

بگذار خرده اختلافهایمان،باهم باقی بماند

خواهش می کنم که مخواهی یکی شویم

مطلقا یکی

مخواه که هرچه دوست داری،من همان را،به همان شدت دوست داشته باشم

و هرچه من دوست دارم،به همان گونه،مورد دوست داشتن تو هم باشد

مخواه که هردو،یک آواز را بپسندیم

یک ساز را،یک کتاب را،یک طعم را،یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را

مخواه که انتخابمان یکی باشد،سلیقه مان یکی،و رویاهایمان یکی

هم سفر بودن و هم هدف بودن،ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست

و شبیه شدن،دال بر کمال نیست،بلکه دلیل توقف است

عزیز من

دونفر که عاشقند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است

واجب نیست که هردو صدای کبک،درخت نارون،رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند

و یکی کافی است

عشق،از خودخواهی و خودپرستیدن ها گذشتن است

،اما این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست

من از عشق زمینی حرف می زنم،که ارزش آن در حضور است

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری

عزیز من

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نباشد،بگذار نباشد

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم

بخواه که در عین یکی بودن،یکی نباشیم

بخواه که همدیگر را کامل کنیم،نه ناپدید

بگذار صبورانه و مهرمندانه،در باب هرچیز که مورد اختلاف ماست،بحث کنیم

اما نخواهیم که بحث،ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند

بحث،باید ما را به ادراک متقابل برساند،نه فنای متقابل

اینجا،سخن از رابطه عارف با خدای عارف نیست

سخن از ذره ذره واقعیت هاو حقیقت های عینی و جاری زندگی است

بیا بحث کنیم

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم

بیا کلنجار برویم

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم

من و تو،حق داریم در برابر هم قد علم کنیم

و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید همدیگر را نپذیریم

بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم

عزیز من

بیا متفاوت باشیم

قسمتی از نامه نادر ابراهیمی به همسرش