برچسب ها بـ ‘شیفت’

دل نوشته 37

شنبه, 11 ژانویه, 2020

حجت الاسلام دعایی ، مدیر روزنامه اطلاعات در سایت عصر ایران (کد خبری 687175) :
حاج احمد‌آقا زنگ زد که امام شما را کار دارند. ما نگران بودیم که چه خطایی سر زده است. وقتی نشستیم، امام بعد از محبت و تفقدی که کردند، فرمودند که من نسبت به انتخاب تیترها، عناوین و عکس‌های شما در صفحات اول روزنامه اعتراض دارم. معنا ندارد تیتر اول و عکس اول شما مربوط به صحبتی باشد که من کرده‌ام یا صحبتی باشد که رئیس‌جمهور کرده است. به سراغ مردم بروید. مردم صاحبان اصلی انقلاب هستند. شما سراغ کشاورزی بروید که با سختی و مرارت دستاورد مثبتی در امر کشاورزی دارد و نیاز کشور را برآورده می‌کند. سراغ صنعتگری بروید که نیاز صنعتی کشور را تأمین می‌کند.
حتی من یادم هست، اشاره کردند که برای ایجاد نظم پلیس همکاری می‌کند. این پلیس در سرما و گرما، فضای آلوده و پر‌سر‌و‌صدا، تحمل می‌کند، می‌ایستد و نظم را برقرار می‌کند. چرا نباید به این توجه شود؟ چرا نباید به رفتگری که نیمه‌شب شهر را تمیز می‌کند و زنده نگه می‌دارد، توجه شود؟ چرا نباید به کسی که شیفت نیمه‌شب را بر‌عهده دارد و اگر بیمار اورژانسی باشد، مشکلش را برطرف می‌کند، توجه شود؟
امام تأکید کردند که از این به بعد حق ندارید از من تیتر و عکس صفحه اول داشته باشید. این نهی جدی بود که ایشان آن روز کردند و برای ما درس بود. درس توجه به واقعیات حاکم بر جامعه، پرهیز از گزافه‌گویی، مجیزگویی، تملق‌گویی و درس توجه به خدمتگزاران اصلی و واقعی که در جامعه منشأ خدمت و اثر هستند.
بعضی‌ها خواستند بگویند که به دلیل محبوبیتی که وجود دارد، جامعه از ما توقع دارد. اگر به این نکات نپردازیم، ما را بی‌اعتنا و بی‌توجه و احیانا مخالف تلقی خواهند کرد. امام تأکید کردند که : اینها توجیهات شما است و من راضی نیستم و از این به بعد حق ندارید.
فاعتبرو یا اولی الابصار

یک تجربه 2

شنبه, 30 جولای, 2016

1 – به خاطر چاق بودن من،لباسی که داده بودند اندازه ام نبود.به جایی که لباس ها را دریافت کرده بودم،مراجعه کردم.گفتند:لباس ها تک سایز است و اندازه دیگری نداریم!با صلاحدید تیم پرستاری بخش از منزل لباس آوردم و در نتیجه در مدتی که در بیمارستان بودم نه شبیه کادر پزشکی بودم و نه شبیه سایر بیماران.به همین دلیل تک سایز بودن لباس ها ،بعضی از بیماران نحیف و لاغر هم درون این لباس ها آدمی را یاد فیلم های کمدی می انداخت!
یک بار یکی از کارکنان سر من فریاد کشید که :آقا شما چرا روی تخت بیماران خوابیده ای؟ و وقتی که فهمید موضوع چیست،خیلی عذر خواهی کرد!
2 – تیم های پرستاری هر شیفت عوض می شدند و مثل تیم های پروازی هواپیماهای مسافربری،یک تیم جدید کامل،جایگزین شیفت قبلی می گردد.نکته ای که بعد از چند روز متوجه شدم این بود که به تدریج و در طول زمان،اعضای تیم های مختلف آنقدر جابجا شده بودند تا کسانی که از نظر روحی و اخلاقی و فرهنگی شبیه و نزدیک به هم بودند،در یک تیم جای بگیرند.مثلا یک تیم از نظر لباس پوشیدن کاملا استاندارد های اداری را رعایت می کردند و برخورد بسیار گرم و دوستانه ای هم با بیماران داشتند اما تیمی دیگر با پوشش غیر استاندارد و بیشتر مد روز بودند که به پیامک ها و مطالب درون موبایل هایشان بیشتر از بیماران اهمیت می دادند.تیمی دیگر بداخلاق و سختگیر بودند و وقتی مستقر شدند بیماران قدیمی تر به من گفتند:وضعیت قرمز است!
در موردی یکی از کارکنان با ناراحتی و صدای بلند به همکار دیگر خود می گفت:من که نمی توانم جانم را برای کار بگذارم.آخر من هم توانی دارم.فقط در حدی که می توانم کار می کنم،بقیه اش هم به من مربوط نیست.می توانید وضع بیمارانی را اجبارا و دردمندانه این مکالمه را گوش می کنند،حدس بزنید.