برچسب ها بـ ‘شیخ ابوالحسن خرقانی’

تکه های ناب 33

چهار شنبه, 26 دسامبر, 2018

بر سر در خانقاه شیخ ابولحسن خرقانی نوشته اند:

هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.

کوچه مردها 120

چهار شنبه, 4 دسامبر, 2013

اجازه دهید در این بخش به دو اتفاق در طی تحصیل در انجمن ایران و آمریکا اشاره کنم که روی شخصیت من بسیار اثر گذاشت:

اول – من در درک مطالبی که از کتاب می خواندیم بسیار مشکل داشتم،به این معنی که مطالب کتاب را دقیق نمی فهمیدم و با درک کلیات مطالب در مباحث اگر لازم بود شرکت می کردم.روزی داستانی در مورد کاراگاهی که با تیز هوشی راز یک جنایت را کشف کرده بود خواندیم و آموزگار بلافاصله با خواندن اسم من شروع کرد به طرح سوالات پی در پی در مورد جزییات داستان!به شدت مضطرب شده بودم ،اما در کمال تعجب دریافتم که به تک تک سوالات او به درستی جواب می دهم و این برایم به این معنی بود که من درک کاملی از آنچه به زبان انگلیسی می خوانم دارم و مشکل فقط این است که خود را باور ندارم!از آن پس با کمی دقت بیشتر به قدرت درک کامل جزییات در مطالبی که می خوانم،دست پیدا کردم.

دوم – در ترم آخر(ترم دوازدهم)یک آمریکایی ریش دار معلم ما بود که آدم عمیق و عارف مسلکی بود.روزی او با دستگاه پخش صوتش برای ما یک مطلب صوتی را پخش کرد که در مورد”شیخ ابوالحسن خرقانی “بود.برایم خیلی جالب بود که او کسی از مشاهیر ما را می شناسد که من و هیچ یک از بچه های ایرانی کلاس تا بحال حتی اسمش را هم نشنیده بودیم!همه با دقت گوش می کردیم و من از همان روز با شنیدن آن مطالب ارادت عجیبی به شیخ خرقان و مقوله “عرفان” پیدا نمودم که در زندگی آینده من هم بسیار اثرگذار شد.

خدمت به نیازمند

یکشنبه, 1 دسامبر, 2013

داستانی را از کتاب “نورالعلوم” نوشته شیخ ابوالحسن خرقانی برایتان می آورم:

دو برادر بودند که مادری مریض داشتند.

با خود قرار گذاشتند که هر روز به نوبت یکی به عبادت بپردازد و دیگری به پرستاری مادر.

چون روز اول گذشت ،برادری که عبادت می کرد از دیگری خواست تا باز هم به عبادت مشغول باشد و او به تیمار مادر بپردازد.برادرش پذیرفت و این مطلب آنقدر ادامه داشت تا مادر حالش خوب شد و به زندگی عادی بازگشت.

چون عمر برادر عابد به سر رسید ،متوجه شد که نزد خداوند ثواب برادرش بسیار بیش از او بوده است و این را ظالمانه دانست که من همه این مدت به عبادت و نیایش و خدمت تو مشغول بوده ام،چگونه اجر او بیش از من است؟

پاسخ آمد:

تو خدمت به بی نیازی کردی و او خدمت به نیازمندی.

هفته شیخ ابوالحسن خرقانی

شنبه, 30 نوامبر, 2013

به او اعتقاد دارم اما نتوانسته ام مرید شایسته ای برایش باشم.شیخ ابوالحسن خرقانی را می گویم که بسیار دوستش دارم.

بایزید بسطامی صد و پنجاه سال قبل از او به زیارت خرقان می رفت و وعده آمدنش را می داد و ابوعلی سینا و ابو سعید ابی الخیر و بسیاری دیگر زانوی ادب در مقابلش گذاشتند و سلطان محمود  گریان از نزدش بازگشت و این همه نمی تواند گویای بزرگی روح و افکار او باشد.

می خواهم  همه مطالب این هفته را به او اختصاص دهم تا شاید شما ساکنین معبد نوعدوستی را هم با او آشنا کنم.قبلا زندگی نامه و مطالب از او آورده ام که در مطالب همین وبلاگ می توانید بیابید اما مقام معنوی این مرد کجا و این تلاش های حقرانه کجا!؟

امیدوارم این کار موجب رضایت خداوند سبحان و گوشه چشمی از روح بزرگ شیخ به من آلوده دامان گردد.

چنین باد.

تصوف چیست و صوفی کیست؟

یکشنبه, 4 آگوست, 2013

نقل است که شیخ ابوالحسن خرقانی شیخ خود را به خواب دید و گفت:تصوف چیست؟

گفت: در آسایش بر خود ببستن و در پس زانوی محنت نشستن.

مرید من آن است که بر کناره دوزخ بایستد و هرکه را که خواهند به دوزخ برند دستش گیرد و به بهشت فرستد و خود به جای او به دوزخ رود.

خوش به حال من! 1

شنبه, 29 دسامبر, 2012

دیشب جای همه خالی ،آش رشته داشتیم.

آنقدر خوشمزه بود که هنگام خوردن بی اختیار دلم برای غیر ایرانی ها سوخت!

برای آنها که آش رشته و قرمه سبزی و کله پاچه ندارند.

برای آنها که اصفهان و شیراز و گز و سوهان و….ندارند.

برای آنها که حافظ و سعدی و فردوسی و مولاناو ……ندارند.

برای آنها که عطار نیشابوری و بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی را ندارند.

ایرانی بودن چقدر خوب است؟!

کجا می توان بهتر از اینجا پیدا کرد؟

خدایا از تو متشکرم.

عارفانه ها 26

چهار شنبه, 17 اکتبر, 2012

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟   شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از “رحمت” تو می‌دانم و از “بخشایش” تو می‌بينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجده‌ات نکند؟ آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.

 تذكره الاولياء عطار نيشابوری

عارفانه ها 18

چهار شنبه, 15 آگوست, 2012

شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:

صحبت با خدای کنید که دیدنی،خداست

و دوست داشتنی،خدا

و آن کس که به وی نازید،خداست

و گفتنی ،خداست