برچسب ها بـ ‘شکسته’

از خواجه عبدالله انصاری

یکشنبه, 12 دسامبر, 2010

مست باش و مخروش.

گرم باش و مجوش.

شکسته باش و خاموش،

که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش کشند.

نجات خواهی،مبتلا شو.

بقا خواهی،از پی فنا شو.

اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن.

یار باش و اغیار مباش.

کمال انسان به تصرف دل است و باقی مثال آب و گل است.

اگر یار اهل است،صحبت با اهل بدرقه دل و جان است و صحبت با نااهل،تفرقه خانمان است.آن مصاحبی است برای افزودن جان و این مصاحبی است برای ربودن نان.مصاحب اول را شفیق جان خوان و مصاحب نااهل را رفیق نان دان.