برچسب ها بـ ‘شهر عشق’

بی نیازم ز همه……

دوشنبه, 20 جولای, 2015

عاقبت پیدا نمودم من تو را در این جهان
ای که بودی سالها،از چشم و از این دل نهان
در پی تو من به هر جمعیتی همره شدم
گرچه جز نومیدی ام حاصل نشد از همرهان
لیک می ارزید به این آوارگی و خستگی
ای تو مرهم بر تن رنجور ما درماندگان
من به دنبال محبت در دل خالی ز عشق
سالها سجده نمودم بر زمین و بر زمان
گاه می بردم به امید این دل دیوانه را
نزد زیبایان و مه رویان و اصنام و بتان
گه سفردرعمق جان می کردم و در هر زمان
می نمودم من سفر در شهر عشق با عارفان
گه به جهد و کوشش و آمادگی در مدرسه
می نمودم سعی خود،شاید شوم از عالمان
تا سرانجام به این نکته پر مغز رسیدم یارب
می رسم بر درگهت ، گر پا زنم با عاشقان
عاشقی در عجیبی است،به هرکس ندهند
لایق عشق نباشند به جهان،دون و دنان
عشق همت طلبد،سوزد و ویرانه کند
خانه و مدرسه و مسجد و هر کون و مکان
عاشقی جرم قشنگی است ، نگه داریمش
بی نیازت می کند از غیر حق،این را بدان

به ياد” آقاجان” كه اين روزها سالگرد پرواز روحش مي باشد

جمعه, 22 جولای, 2011

دلي از جنس دريا داشت،محبوبم

به شهر عشق،ماوا داشت محبوبم

سخن از هرچه مشكل بود،مي گفتي

حكايت ها كه با ما داشت،محبوبم

به هر روح و رواني يكه تازان بود

همه عالم به يكجا داشت،محبوبم

ميان خلوت و در انجمن ها

به چشمانش سخن ها داشت،محبوبم

به گمراهان،رهي بود سوي ساحل

به دل فانوس دريا داشت،محبوبم

سخن از هرچه غير او،چه بي معني

زبس گوهر زمعنا داشت،محبوبم