برچسب ها بـ ‘شفاف’

مقالات 108

یکشنبه, 3 سپتامبر, 2017

دکتر محمود سریع القلم 2

از شینتوها در ژاپن، هندوها در هند، کمونیست‌ها در ویتنام و مسلمانان در مالزی و اندونزی به اندیشه‌های مشترکی دست یافته‌اند. این اندیشه‌های مشترک را به صورت تسلسلی در زیر می‌آوریم:
۱- مبنای تمدن جدید بشری در تولید کالا و ارائه خدمات است؛
۲- تولید کالا و ارائه خدمات به نظم اجتماعی، نظم قانونی و نظم سیاست گذاری وابسته است؛
۳- مهم‌ترین وظیفه حکومت و دولت ایجاد و حفظ این نظم است؛
۴- تولید کالا، برای یک ملت، ثروت و امکانات را به ارمغان می‌آورد؛
۵- در نظم داخلی، سیاست‌های اقتصادی، تجاری و بانکی باید برای داخل و خارج کاملا شفاف باشند؛
۶- در نظم داخلی، رقابت برای عموم آزاد و دستگاه قضایی حامی بازار و رقابت باشد؛
۷- در مراحل اولیه، این نظم و حفظ آن الزاماً محتاج دموکراسی نیست؛
۸- این نظم اجتماعی و اقتصادی، به تدریج جامعه مدنی را تقویت می‌کند؛
۹- این نظم، آرامش، امنیت و در نهایت مشروعیت می‌آورد؛
۱۰- این نظم در شبکه مالی، تجاری، فن‌آوری، اقتصادی و یادگیری بین‌المللی بارور شده و تکامل پیدا می‌کند.
نمونه‌های این نظم: چین، ویتنام، اندونزی، مالزی، سنگاپور، کره‌جنوبی، و با مقیاس‌های مختلف بقیه آسیایی‌ها.

واگویه ها(2)

سه شنبه, 17 آوریل, 2012

خدایا

برهنه به دنیا می آوری ما را

و حکم بر پوشاندنمان می نمایی

و برهنه ما را از این دنیا می بری

دست خالی به دنیا می آوری ما را

و حکم به کار کردن و مال اندوزی در حد نیاز می کنی

و آنگاه دست خالی ما را از این دنیا می بری

هم از آنجا که آمدیم و هم به آنجا که می رویم

از موجودات این جهان،پذیرای چیزی نیستند

همچون آینه ای شفاف و آبگین ما را می آوری

وکدر و زنگار گرفته از بار گناهان ما را می بری

نه به اختیار آمدیم و نه به اختیار می رویم

چرا؟

خودسانسوري

یکشنبه, 24 جولای, 2011

راستي تا بحال توجه كرده ايد كه چرا در اين كشور به نظرخواهي ها نمي توان اطمينان كرد؟

قصد ارائه يك بحث سياسي يا اجتماعي را ندارم.مطلب به همين وبلاگ خودمان يعني معبد نوعدوستي مربوط مي شود.

از همان ابتداي تشكيل و ايجاد اين سايت كاملا شفاف عمل كردم.نام خود را بر روي سايت گذاشتم.عكس و زندگي نامه و سوابق كاري خود را ارائه نمودم.مي دانيد چرا؟

چون به اين نتيجه رسيده ام كه ايراني در طول زمان و در امتداد تاريخ دوشخصيتي شده است!

يك شخصيت رسمي و ظاهري كه با مواضع قدرتمندان كاملا موافق است و در اعلام نظر رعايت كليه جوانب احتياطي را مي نمايد و يك شخصيت نهاني كه حرف دل خود را مي زند،البته بشرطي كه شناخته نشود و هويتش كاملا محفوظ بماند.اين براي يك ملت،مصيبت است و يكي از مصاديق عقب ماندگي.

در طول عمر كوتاه معبد نوعدوستي،تنها دو نفرحاضر به كارگيري نام اصلي خود در پيامهايشان شدند و اين مطلب هم در صورتي كه قبول كنيم همراهان معبد نوعدوستي يك گروه شاهد آماري مي توانند باشند،دليلي است بر اثبات ادعاي من(صد البته اين همراهان در برا بر همراهاني كه هميشه هستند اما هيچگاه اظهار نظر نمي كنند،حق بيشتري در ميدان دوستي بر من دارند).

چگونه مي توانيم بر اين گرفتاري فائق آييم؟

بر من منت بگذاريد و نظرات خود را اعلام بفرماييد.

خانه دوست كجاست؟

شنبه, 12 فوریه, 2011

 

 

خانه دوست كجاست؟  

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

 به تاريكي شن‌ها بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

نرسيده به درخت،

كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه‌ي پرهاي صداقت آبي است

مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،

پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،

دو قدم مانده به گل،

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني

و ترا ترسي شفاف فرا مي‌گيرد

در صميمت سيال فضا، خش خشي مي‌شنوي:

كودكي مي‌بيني

رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه‌ي نور

و از او مي‌پرسي

خانه دوست كجاست؟

**************

و اين هم پاسخي زيبا ازفريدون مشيري در جواب شعر سهراب

 

 

من دلم مي‌خواهد

خانه‌اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش

دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسي مي‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد

يک سبد بوي گل سرخ

به من هديه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوي دلهاست

شرط آن داشتن

يک دل بي‌رنگ و رياست

بر درش برگ گلي مي‌کوبم

روي آن با قلم سبز بهار

مي‌نويسم اي يار

خانه‌ي ما اينجاست

تا که سهراب نپرسد دگر

خانه دوست کجاست؟