برچسب ها بـ ‘شایستگان’

دل نوشته 21

شنبه, 21 سپتامبر, 2019

شایستگان خسته اند!
گل محمد کلمیشی در کتاب کلیدر محمود دولت آبادی ، هنگامی که در پایان داستان برادر و عمویش به او نشان می دهند که در محاصره دشمن یک راه هم برای فرار ایشان بازگذاشته اند و می توانند عقب نشینی کنند و در زمان مناسب دوباره فعالیتهای مبارزه با حکومت ظالم را ادامه دهند،در جواب فقط می گوید:خسته ام.خیلی خسته ام.
در فیلم مسیر سبز هم(که توصیه می کنم حتما ببینید) در پایان فیلم به مرد سیاهپوست قوی هیکلی که متهم به اعدام بخاطر کشتن دو دختر بچه است،هنگامی که زندانبانان به نهاد پاک و قدرت شفابخشی و بخصوص بیگناهی اش پی می برند،اما نمی توانند این بیگناهی را ثابت کنند،پیشنهاد می کنند که موجبات فرارش را فراهم کند و او هم در جواب می گوید: خسته ام.خیلی خسته ام.
شایستگان و قهرمانان پیدا و نهان امروز دنیا حال پرنده ای را دارند که به خاطر خیس شدن زیر باران شدید و در فضای طوفانی و رعد و برق قدرت پرواز ندارند،اگرچه عاشق پروازند.
خسته اند،خیلی خسته اند.
دعایشان کنیم.

مقالات 56

یکشنبه, 17 جولای, 2016

باید به خود بیاییم و زمام امور را به شایستگان متخصصی بسپاریم که غم آحاد انسان ها را در هرکجای این کره خاکی در سر دارند و دلشان برای تک تک آدمیان و بشریت می تپد.

کتاب حاضر حاوی مقالاتی است که هریک در هنگام بروز یک نگرانی خاص برای جامعه خودمان ،به وجود آمد و منجر به نوشتاری گردید که اکنون در پیش روی شماست.

می گویند جنگل آتش گرفته بود و گنجشک با جدیت منقار خود را از آب رودخانه پر می کرد و پرپر زنان خود را به بالای آتش می رساند و یکی دو قطره آب داخل منقارش را بر روی آتش می ریخت و به کنار رودخانه برمی گشت تا این کار خود را تکرار کند.بسیاری به او خندیدند که :این چه زحمت بیهوده ای است که می کشی؟

گنجشک در جواب گفت:این قدر از من برمی آید.از شما چه؟

ایران و ایرانی 76

چهار شنبه, 19 نوامبر, 2014

این نیز یکی از تبعات منفی بکار نگرفتن شایستگان در هر زمینه است که بودجه و اعتباراتی که به هرکجا اختصاص می یابد به بهترین و مناسبترین صورت هزینه نمی گردد و معمولا آنچه که مدیر و مسئولی طی چند سال مصرف می کند توسط مدیر بعدی غیر ضروری تشخیص داده می شود و ادامه کار او رها می گردد و دوباره اعتبارات برای برنامه های جدیدی مصرف می گردد.از این دست تجربیات و نمونه در کشور و در همه سطوح کاری کم نداریم.از برنامه های عمرانی و توسعه ای کشور گرفته تا برنامه های کاری سازمان های کوچکی که با سرمایه های مردم اداره می گردد.لازم به توضیح نیست که این پدیده را هرگز در یک سازمان حتی ایرانی که بصورت خصوصی اداره می گردد نمی توان مشاهده کرد تنها به این دلیل که آنها خود در خلق سازمان خود شایستگی بخرج داده اند و کارآفرین بوده اند و در انجام امور هم از لایق ترین ها استفاده می نمایند و سرمایه ای هم که وجود دارد متعلق به خودشان است پس با دقت بسیار هزینه اش می نمایند