برچسب ها بـ ‘شایسته سالاری’

یک تجربه 5

شنبه, 20 آگوست, 2016

می بینید که در جایی سیستم داریم و در کنارش و ادامه اش در جایی دیگر نداریم!
و آنجا هم که سیستم داریم ،حتی در صورت تعریف و طراحی و استقراربهترین فرایند ها هم اگر خودمان تلاش نکنیم و در کارمان با دقت عمل نکنیم،همه چیز به فیلمی کمدی و طنز تبدیل خواهد شد.سالهاست که در جوامع پیشرفته به این نتجه رسیده اند که علاوه بر تعریف برنامه و فرایند خوب و مناسب،در عمل به این فرایند حتما باید به نکات زیر هم توجه داشته باشند:
– برگزیدن افراد متناسب با شغل واگذاری(شایسته سالاری)
– آموزش ،آموزش،آموزش،در همه رده ها و بصورت مستمر و دائمی
– ارزیابی دائمی شاغل و پرداخت بر اساس ارزیابی های انجام شده
به طور حتم در صورت انجام سه امر فوق در این بیمارستان،شاهد این نبودیم که با وجود صرف این هزینه های گزاف و زحمات بسیار اکثریت کارکنان آن که نیتی جز خدمت به همنوعان بیمار خود ندارند،نارضایتی و نگرانی در بیماران و خانواده های آنها به وجود بیاید.بیمار خاص نیاز به رسیدگی خاص دارد،ضمن اینکه بیماری خاص و عام ندارد!
امید آنکه این گزارش مختصر نوری در دلهای ما جهت افزایش کیفیت سیستم های خدماتی و بالارفتن وجدان و دقت هریک ازما در انجام امور محوله باشد.

مقالات 36

یکشنبه, 17 ژانویه, 2016

رابطه استقلال و آزادی 4

در صورت کسب و استقرار این دو ویژگی – یعنی آزادی و استقلال – زنجیره سعادت جوامع تکمیل می شود و از پیوند این دو نمود گرانقدر(یعنی “آزادی ” و “استقلال”) بر درخت سعادت جوامع ، میوه ای شیرین به نام “حکومت مردمی” به ثمر خواهد نشست. حکومتی که به خاطر وجود این دو پادزهر گرانبها، جامعه را از هرگونه” فسادپذیری” نیز محافظت خواهد نمود و همچنین چاره ای جز پاسداری از مفاهیمی همچون عدالت،آسایش،امنیت اجتماعی ،شایسته سالاری و……نخواهد داشت، و چون این فضا بر فرهنگ یک قوم سایه اندازد،نه تنها پیشرفت اقتصادی رخ خواهد نمود بلکه گستردگی و توسعه این سایه فرهنگی بر فرهنگ دیگر اقوام و ملل امری اجتناب ناپذیر می گردد و بدون نیاز به تلاشی برای صدور این فرهنگ موفق،الگویی برای جهانیان خواهیم بود.
به هر حال با ترکیب این دو صفت در حالات و روحیات هر جامعه( استقلال و آزادی) ،” شخصیت فرهنگی” آن جامعه بصورتی متعالی جلوه خواهد نمود وهمین جاست که این”شخصیت فرهنگی” به خوبی در مقابله با “آفت های اجتماعی” که آقای دکتر اسلامی هم به آن اشاره فرموده اند، به کمکمان خواهد آمد . هم از “انحراف حکومت ها” جلوگیری خواهد نمود و هم “تغییر عقیده پی در پی عوام” را مانع خواهد شد و این موضوع بار دیگر ثابت می نماید که کار “روشنفکران دلسوخته” ،چیزی نیست جز مداومت پیوسته و جهاد دلسوزانه مستمر در میدان ارتقای فهم و فرهنگ توده مردم هر کشور.
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
مراد و مقصود حافظ از می و معشوق، نمی دانم چه بوده است اما در این زمانه “آزادی” است و “استقلال”!

ایران و ایرانی 73

چهار شنبه, 29 اکتبر, 2014

ششم – عدم شایسته سالاری
نگاهی به تاریخ دویست ساله اخیر ایران به خوبی نشان می دهد که حکومت فامیلی و طایفه ای و قبیله ای چنان در این دوران ریشه دوانیده است که حتی در سال های اخیر و بعد از انقلاب هم این روحیه کاملا در مدیران و مسئولین جامعه جاری است و هر دولت را که می نگری می بینی در همان اولین روزهای استقرار از بستگان و به قول خودشان افراد مطمئن!؟در پست های کلیدی استفاده می نمایند و بعد هم بستگان این افراد شاغل در پست های کلیدی در سایر مناصب مدیریتی و این قصه تا آنجا که وابسته ای باقی نماند ادامه پیدا می کند.
در هر دولتی به راحتی می توان این لیست ها را تهیه کرد اما این منحصر به دولت ها هم نمی باشد.در سایر نهادهای قانونی کشور هم وضع بدین گونه است و این یادآور همان نظام طبقاتی تاریخی ما ایرانیان می باشد که هر طبقه جد اندر جد باید به کاری خاص همان طبقه می پرداختند و حق ورود به طبقه کاری دیگر را نداشتند.
این یکی از بدترین آسیب های اجتماعی ماست زیرا از یک طرف باعث سلب اعتماد مردم می گردد و همان شائبه ای را که قبلا اشاره شد(حضور برای مدتی محدود جهت بستن بار خود) می گردد و هم چه بسیار شایستگان و صاحبان مهارتی که فقط چون وابستگی به مسئول وقت ندارند مورد اطمینان نمی باشند ودر نتیجه بکار گرفته نمی شوند.این روحیه هم متاسفانه بسرعت به طبقات پایین تر جامعه تسری پیدا می کند و بعنوان یک رویه و عرف مورد استفاده قرار می گیرد.کافی است مراجعاتی به سازمان های مختلف خودمان داشته باشیم و مشاهده کنیم که با توجه به مدرک تحصیلی و تخصص مدیر آنجا در بقیه مسئولیتها نیز با سازماندهی دلخواه خود چه کسانی بکار گرفته شده اند.حتی در این موضوع به حدی افراط می گردد که سازمانی را می شناسم که با قدرت گرفتن افرادی که مدرکشان دیپلم بوده است شرایط احراز شغل را بگونه ای تدوین و اجرایی نمودند که تمام پست های تخصصی و کلیدی را هم دیپلمه ها با توجه به سال های سابقه کاری در همان سازمان (و نه از سازمان های دیگر)می توانستند اشغال نمایند و به این ترتیب حاشیه امنیتی برای چند صد نفر خاص پیش آمده بود که تا هستند پست های مدیریتی متعلق به ایشان است و لیسانسیه ها و فوق لیسانس ها و دکترا ها باید زیر دستشان کار نمایند! که البته در این موارد ثابت شده است که تحمل مدارک بالاتر را ندارند و آنها را به اشکال مختلف مایل به خروج از سازمان می نمایند و نهایتا آنچه می ماند به شهادت آمار و گزارشات بررسی عملکرد اینگونه سازمانها انحطاط سال به سال خروجی ها در مقابل سازمانهای با چیدمان نیروی انسانی اصولی تر است

سرزمین عجایب 10

چهار شنبه, 21 می, 2014

این آخرین بخش سفرنامه است و قصد دارم تحلیلی از چرایی راحتی زندگی این مردم داشته باشم.اگر بخواهم در یک کلمه حکمت این وضع را بنویسم ،تنها می توانم بنویسم:

نوع دوستی

این جماعت با یکدیگر و حتی با حیوانات و تجهیزات و ماشین آلات انقدر مهربانند که همه چیز لطیف می شود.آمیزش انسان و حیوان و ماشین به نحوی مسالمت آمیز!

از آزادی و امنیت حیوانات نوشتم.

از مهربانی و صبر رانندگان و رعایت حق تقدم دیگری در هر شرایطی برایتان نوشتم،حتی زمانی که حق با دیگری نیست رعایت یکدیگر را می کنند.

از حمایت و پوشش گروه های هنری در خیابان ها از یکدیگر نوشتم.چنان گرم یکدیگر را در آغوش می گرفتند و به هم کمک می کردند که انگار رقیب نبودند و در عین حال رقابت گرمی هم داشتند.

ترامواها وقتی به کنار گروه های هنری در حال اجرا در پیاده رو می رسیدند،با زنگ خود بصورت ریتمی با گروه موسیقی همکاری می کردند!

در مترو و قطارهای شهری همه کمک و خدمتگزار یکدیگر بودند.

و خلاصه هرکسی سعی می کرد دیگران را خوشحال نماید،هر طور که می تواند.

و همه اینها به نطر من به دلایل زیر است:

– دفاع آحاد مردم از حقوق شخصی خود و ذره ای کوتاه نیامدن از حقوق خود

– حاکمیت بی گذشت و جدی قانون در جامعه نسبت به همه و حتی در مورد مسئولین سخت گیر تر از بقیه

– و بالاخره حاکمیت شایسته سالاری در جامعه بر اساس لیاقت افراد و نه رابطه با مقامات حکومت