برچسب ها بـ ‘شادی’

سال نو مبارک

سه شنبه, 11 مارس, 2014

عالم جوان شود
سرمی رسد بهار
جشن شکوفه ها
در گوشه و کنار
غوغا به پا کند
در دشت و سبزه زار
ای کاش در کنار این،شادی بلبلان
شوری به پا شود در این دل فگار
از این خزان سرد،راهی شویم به باغ
تا غم فرو شود،بدکاره تار و مار
ای همرهان من
دوستان بی ریا
خواهم برایتان
از درگه خدا
اول سلامتی
وانگه زبعد آن
سبزی زندگی
شادی بی شمار

من رویایی دارم

دوشنبه, 3 فوریه, 2014

من
رویایی دارم
رویای آزادی
رویایِ یک رقص بی وقفه از شادی
من
رویایی دارم
از جنس بیداری
رویای تسکین این درد تکراری
درد جهانی که از عشق ، تهی میشه
درد درختی که می خشکه از ریشه
درد زنایی که محکوم آزارند
یا کودکایی که تو چرخه ی کارند
تعبیر این رویا
درمون دردامه
درمون این دردا
تعبیر رویامه
رویای من اینه
دنیای بی کینه
دنیای بی کینه
رویای من اینه
من
رویایی دارم
رویای رنگارنگ
رویای دنیایی سبز و بدون جنگ
من
رویایی دارم
که غیر ممکن نیست
دنیایی که پاکه از تابلوهای ایست
دنیایی که بمب و موشک نمیسازه
موشک روی خواب کودک نمیندازه
دنیایی که توی اون زندون ها
تعطیلن
آدمها به جرم پرسش …نمیمیرند…نمی میرند

دنیا جای چیست؟

شنبه, 16 نوامبر, 2013

بسیاری اوقات،بخصوص هنگامی که کسی یا کسانی را در حال شادی و قهقهه زدن می بینم،در حالی که به حالشان غبطه می خورم،در عین حال هم عجب دارم که چگونه می توانند انقدر شاد باشند.

در حالی که:

هرکس خود،درد ها و آلام زیادی دارد و انسان بی مشکل وجود ندارد.

از آن مهمتر غمها و مشکلاتی از دیگران است که تو از آنها مطلع می گردی.

و از همه مهمتر،مشکلاتی است که میلیارد ها انسان در جهان درگیرشان هستند و تو هیچ کاری نمی توانی بکنی!

به راستی در این دنیا جایی برای خنده و شادی است؟

عشق

شنبه, 9 نوامبر, 2013

اگه یه چیزی باشه

همه چیز خوبه

پول خوبه

چون با او خرجش می کنی

شادی خوبه

چون با او تقسیمش می کنی

حتی بیماری خوبه

چون او پرستاریت می کنه

مرگ عزیزان هم قابل تحمله

چون او میاد و نوازشت می کنه

و اگه نباشه

همه چیز تلخ و بد بو است

حتی پول و شادی

می دونی اون چیه؟

عشقه،عشق

 

آتش بدون دود 7

سه شنبه, 1 اکتبر, 2013

میوه بسیار شاخه درخت را می شکند،شادی بسیار قلب را. ترکمن می گوید:با نصف خنده ات بخند تا مجبور نشوی گریه کنی.کمال ،غصه می آورد!

****************************

بیطرف،علیه طرفین است،و علیه خودش.با یکی باش تا دوتا باشی……

*****************************

هیچ چیز دنیا را به تیاهی نکشیده است،مگر زور گفتن معدودی و زور شنیدن بسیاری.

****************************

حکایت محبت،حکایت درد است.

آقا جان،نمی آیی؟

یکشنبه, 23 ژوئن, 2013

 

شهر خالي جاده خالي کوچه خالي خانه خالي

 

جام خالي سفره خالي ساغر و پيمانه خالي

 

 

 

کوچ کردن دسته دسته آشنايانم ولي باز

 

باغ خالي باغچه خالي شاخه خالي لانه خالي

 

 

 

شهر ماتم جاده ماتم کوچه ماتم خانه ماتم

 

گريه ها شد جاي شادي ، شادي هر خانه ماتم

 

 

 

جمعه ماتم شنبه ماتم هفت روز هفته ماتم

 

کوک کردند مطربان هم سيم ماتم کوک ماتم

 

 

 

واي از دنيا که يار از يار مي ترسد

 

غنچه هاي تشنه از گلزار مي ترسد

 

عاشق از آوازه دلدار مي ترسد

 

پنجه ي خنياگران از تار مي ترسد

 

شه سوار از جاده هموار مي ترسد

 

اين طبيب از ديدن بيمار مي ترسد

 

 

 

ساز ها بشکست و درد شاعران از حد گذشت

 

سالهاي انتظار بر من و تو بد گذشت

 

 

 

آشنا نا آشنا شد

 

تا بلي گفتم بلا شد

 

 

 

گريه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم

 

سنگ سنگ کلبه ي ويرانه را بر سر زدم

 

 

 

آب از آبي نجنبيد

 

خفته در خوابي نجنبيد

 

 

 

کوچ کردند دسته دسته آشنايان ، عندليبان

 

باغ خالي باغچه خالي شاخه خالي  لانه خالي

 

 

 

واي از قومي که با دشمن  همي سازد

 

آبرو در خدمت ظالم چه مي بازد

 

مطربان هم کوک کردند سازهاشان را به ظلم

 

دست ظالم را ببين بر ما چه مي تازد

 

اعدام کودکان در شهر و هر برزن

 

او به شلاق و به دارش وه چه مي نازد

 

 

 

چشمه ها خشکيد و دريا تشنگي  را دم گرفت

 

آسمان افسانه ي ما را به دست کم گرفت

 

 

 

جام ها جوشي ندارد ، عشق آغوشي ندارد

 

بر من و بر ناله هايم ، هيچکس گوشي ندارد

 

 

 

بازا تاکاروان رفته باز آيد

 

بازا تا دلبران ناز ناز آيد

 

بازا تا مطرب وآهنگ وساز آيد

 

پاگل افشانان نگار دلنواز آيد

 

بازا تا بر در حافظ سر اندازيم

 

گل بيفشانيم ومي در ساغر اندازيم

 َ

واگویه ها 47

سه شنبه, 5 مارس, 2013

راستی

آن دم که شبانگاهان سر به بالین می گذاری

و تا خوابت ببرد دقایقی را به آنچه در روز کردی،می اندیشی

چه در ذهنت می گذرد

به کارهای نادرستی که انجام دادی و زشتگویی هایی که کرده ای

می اندیشی و نادمی؟

یا

به زرنگی هایی که کردی و به قیمت لطمه خوردن دیگران اندوختی

می اندیشی و شادی؟

یا

به دستی که گرفتی و کمکی که کردی و دلی که شاد نمودی

می اندیشی و آرامی؟

کمی بیاندیشیم 44

سه شنبه, 22 ژانویه, 2013

از دست دادن امیدی محال و پوچ،خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.

شکسپیر

******************

موفقیت کلید شادی نیست،بلکه شادی کلید موفقیت است.

اگر کاری را که انجام می دهی،دوست داری،موفق خواهی بود.

***********************

مهمترین عنصر فرمول موفقیت،عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم