برچسب ها بـ ‘شاداب’

کی ام من؟

دوشنبه, 13 می, 2019

کی ام من؟ آرزو گم کرده ای حیران و سرگردان
گهی خسته،گهی شاداب،گهی خندان،گهی نالان
چی ام من؟ تشنه ای جویای آب چشمه مهر و وفاداری
گهی آهسته و گه تند و پر اشتاب ، در این راه بی پایان
که ای تو،نا امیدی از تبار عاشقان و حلقه بی مدعا یاران
چه ای تو، چشمه پاکی که بستی آب خود بر تشنگان جان
تو دور از من، من از تو دورتر ای ساحل آرامش و پاکی
کجا دانند حال ما،سبک حالان ملک مستی دنیا وبیدردان؟

با اجازه نیما

دوشنبه, 25 جولای, 2016

بگذاریم که اندیشه ما،به خرابات برود
و در آنجا بکند سیر و سلوک
تا تر و تازه و شاداب به نزدم گردد
اعتماد گر نکنیم بر خود و اندیشه خود
به چه امید ز مردم توقع داریم
که به ما گوش دهند
و به دنبال سخن های حکیمانه ما
یک دل و نیرومند
پی مقصد بدوند!؟
ذهن خود باز کنیم،تا که جان و دل ما
به نوای دگران گوش کند
و پس از آن به درون دل خود
به تفکر بنشینیم که چه گفتند ایشان
و کجا حق طرف آنها بود؟
بپذیریم و بکوشیم ما هم
بهتر از روز و شب قبل باشیم
که همین توصیه یزدان است
که به هر روز بهین تر باشیم

از مهدی اخوان ثالث

دوشنبه, 21 دسامبر, 2015

شاعر نی ام و شعر ندانم که چه باشد
من مرثیه خوان دل دیوانه ی خویشم
از بس که ملول از دلمرده ی خویشم
هم خسته ی بیگانه ، هم آزرده ی خویشم
این گریه ی مستانه ی من بی سببی نیست
ابر چمن تشنه و پژمرده ی خویشم
گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت
من نوحه سرای گل افسرده ی خویشم
شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپرده ی خویشم
پی کرد فلک مرکب آمالم و در دل
خون موج زد از بخت بدآورده ی خویشم
ای قافله ! بدرود ، سفر خوش ، به سلامت
من همسفر مرکب پی کرده ی خویشم
بینم چو به تاراج رود کوه زر از خلق
دل خوش نشود همچو گل از خرده ی خویشم
گویند که ( امید و چه نومید ! ) ندانند
من مرثیه گوی وطن مرده ی خویشم
مسکین چه کند حنظل اگر تلخ نگوید ؟
پرورده ی این باغ ، نه پرورده ی خویشم

مهدی اخوان ثالث

خوش آمدید!

سه شنبه, 3 آوریل, 2012

بازگشت از تعطیلات هم مبارک!

امید آنکه خوب و شاداب به محیط همیشگی زندگی خود برگشته باشید.

این پالایش های جسم و روح ،نعمت بزرگی است که در کشورهای مختلف به بهانه هایی مختلف فرصتش را به مردم می دهند که بدون ذره ای تعصب و خودخواهی ،بهانه ما ایرانیان از همه زیباتر و مطبوع تر است.

راستی اما،در این ایام به یاد دیگران هم بودید؟

دیگرانی چون:

-آنانکه در سال گذشته عزیزی را از دست داده بودند و در این ایام بزرگوارانه پذیرای تسلی دهندگان خود بودند.

-آنانکه بر بالین بیماری پرستاری می کردند ،به امید شفای او.

-آنانکه مجدانه کار می کردند و تلاش،تا من و شما راحت و خوش باشیم.

-آنانکه خود بیمار بودند و در رنج.

-آنانکه بار معیشت خانواده ای را در نبود پدر یا مادر خانواده بر دوش داشتند و بسیار تلاش کردند تا نبودشان کمتر حس شود.

– و بالاخره آنانکه تنها بودند و صبورانه به انتظار پایان این روزها ،روزشماری کردند.

اگر هم در این ایام فراموششان کرده بودیم،مهم نیست.مهم این است که در روزهای باقی مانده امسال،یارشان باشیم.