برچسب ها بـ ‘شاخص’

کلید توسعه ایران 13

چهار شنبه, 27 نوامبر, 2019

ما روی مادران که اصلی ترین سهامداران سرمایه های انسانی آینده هستند،سرمایه گذاری نکرده ایم. سرمایه گذاری ما بیشتر در حوزه آموزش عالی بوده است،نه در حوزه توانمندسازی مادران و کودکان. یعنی ما دغدغه آموزش داشته ایم،نه دغدغه توانمندسازی مادران برای پرورش کودکان توانمند.
اگرما برای مادرانمان برنامه ریزی و سرمایه گذاری داشتیم ، آنوقت اکنون شاهد بودیم که نرخ مشارکت زنان و سهم زنان در اشتغال به صورت جدی تغییر کرده است.
به اعتقاد بنده ،مهم ترین شاخص برای اینکه دریابیم یک جامعه به سمت توسعه حرکت می کند یا نه، روند نرخ واقعی مشارکت زنان است.منظورم از نرخ مشارکت،سهم زنانی است که در سن اشتغال قرار داشته و در بازار کار حضور دارند، یعنی یا شاغلند و یا دنبال شغل می گردند. متوسط این نرخ در دنیا حدود 40% است و در تمام کشورهایی که در مسیر توسعه حرکت کرده اند،بالای 40% است.بنابراین به نظر می رسد تجربه و الگوهای توسعه نشان می دهد با نرخ مشارکت 13% زنان ،امکان ندارد بتوان در فرایند توسعه گام های جدی برداشت.

نسبت ما با توسعه 16

شنبه, 8 سپتامبر, 2018

آقای سهیل رضایی هم در کانال تلگرامی بنیاد فرهنگ زندگی چنین نوشت:

تفاوت “تفکر توسعه نیافته” و “توسعه یافته”!

آلودگی هوا نشان می دهد ما صاحب “تفکر توسعه نیافته” هستیم نه “توسعه یافته”!
تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند، مثل رسیدگی به دندانها فقط در زمان پوسیدگی و درد طاقت فرسا !

در جهان امروز کشورهای دنیا با کمک شاخص های مختلف دسته بندی و درجه بندی می شوند،
یکی از این موارد توسعه یافتگی ویا عقب ماندگی است.

در این متد، شاخص ها بارها باز تعریف شده اند ،ابتدا شاخص تعداد کارخانه و درآمد ناخالص و… بود.
اما در مدرن ترین مدلها، شاخص اصلی بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است
و اما کیفیت در این عبارت سه موضوع را شامل می شود:
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه و طول عمر آنها
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی ، اجتماعی و اشتغالی
۳-میزان سلامت و موثر عملکردن سازمانها ونهادهای جامعه به گونه ای که افراد جامعه بتوانند در جامعه خود احساس عزت،امنیت وتوانمندی و شکوفایی نمایند.

بنابراین مهم ترین خصیصه ای که اینجا به چشم م یخورد اهمیت انسان در این نوع نگرش است و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی، دیگر فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است.

بنابراین سازمانهای تجاری وصنعتی در این مسیر پیش می روند و گاهی از منابع معنوی و گاهی از منابع صنعتی و گاهی از منابع آموزشی برای تحقق اهداف بهره می گیرند. پس این جامعه می داند کجا می خواهد برود.

بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند زودتر از تحقق آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف وبا حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.

از سوی دیگر نظام آموزشی توسعه یافته مدام در حال شکوفایی و توانمند سازی نسل جدید به جهت تحقق آینده ای با شاخص های فوق الذکر است.

یک پیچ تاریخی دیگر 3

یکشنبه, 29 اکتبر, 2017

برای بررسی این موضوع ذکر مقدماتی لازم می باشد:
الف – می توان حدس زد که لغو تحریم ها موجب رخ دادن وقایع زیر می گردد:
– کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی
– افزایش تولید و فروش نفت ایران
– ورود پول های بلوکه شده ما از خارج به داخل کشور
با توجه به نظام تجاری حاکم موجود بر کشور ما ،مطالب فوق باعث پدید آمدن اتفاقات زیر در جامعه می گردد:
– افزایش بی رویه واردات
– تعطیلی بیشتر واحدهای فعال تولیدی کشور
– ودر نتیجه عدم حقق شاخص های پیش بینی شده د ر” برنامه توسعه اقتصادی ایران 1404″
موضوع رفع تحریم ها و هجوم بازرگانان و شرکتهای غربی به ایران برای تجدید حیات تجاری در کشور ما و وجود شرکت های چینی و روسی – که بر اثر اعمال تحریم ها در چند سال گذشته در بازار ما یکه تازی نموده اند – شرایطی را فراهم نموده است که اگر هشیار باشیم،می توان قدم های بزرگی در اصلاح تجارت،صنعت و رفاه مردم کشور برداشت و این همان “پیچ تاریخی” است که من موضوع مقاله ام کرده ام.
ب – اما ما برای تغییرات عمده بر رویه های موجود تجاری کشور و تبدیل این سیستم از خریدار کالاها و خدمات خارجی،به یک شریک تجاری با شرکتها و سازمان های معتبر و مورد نظر جهانی با موانعی در داخل کشور روبرو هستیم که مهمترین آنها به شرح زیر می باشند:
– تحقق و تجلی واقعی خصوصی سازی در کشور.
– چالش های عملیاتی نگران کننده موجود در کشور برای سرمایه گذار خارجی مثل:فساد حاکم بر سازمان ها،بوروکراسی اداری طولانی و
زمان برو……
– اشکالات بستر های زیرساخت خدماتی مثل برق رسانی،گاز رسانی،آب رسانی ،سیستم های حمل و نقل،ساخت هتل های مدرن
و…….
– اشکالات موجود در قوانین تجاری ما در زمینه تسهیل ورود و خروج آزادانه ارز.
– آموزش و تعلیم مردم در رسانه های ملی و عمومی در راستای برخورد مناسب با توریست های خارجی در همه زمینه های اجتماعی بر
مبنای فرهنگ متعالی ملی و مذهبی کشورمان.
باید برای موانعی که ذکر شد،چاره اندیشی نمود و هرچه سریعتر زیرساخت های مورد نیاز ذکر شده را اصلاح یا ایجاد نموده و پس از آن با وجود ویژگی ها و پتانسیل های موجود در جامعه همچون:منابع انسانی قوی و دارای انگیزه، انرژی ارزانتر نسبت به خیلی از کشورهای جهان،وجود منابع و معادن متنوع و غنی، سابقه صنعتی بیش از پنجاه سال در برخی موضوعات همچون صنایع پایین دستی نفت و خودرو در کشور و……… و همچنین داشتن یک چشم انداز توسعه تجاری مبنی بر تعامل و فعالیت موزون بر هردو پایه واردات و صادرات از راه سرمایه گذاری مشترک و دوجانبه با شرکت های معتبر خارجی در داخل و خارج کشور،این بار از این پیچ تاریخی سربلند و موفق عبور کرده و به راه خود در راستای ارتقائ جسم و روح آحاد ملت خود ادامه دهیم.چنین باد.

بوروکراسی کنترلی 5

سه شنبه, 5 ژانویه, 2016

5 -و ﻧﮑﺘﻪ يِ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ از ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻧﺮخ ﻫﺎي ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ ﺑﺮايِ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﭘﯿﺮو دﯾﮕﺮي ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ ﺑﻮدنِ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره در اﯾﻦ ﺑﺎزه يِ زﻣﺎﻧﯽ رﺧﻨﻤﺎﺋﯽ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . آﺷﮑﺎر اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ در درﺟﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮوﻧﺰاﺳﺖ و ﺳﭙﺲ از واﺑﺴﺘﮕﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ژرﻓﺘﺮ ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ، ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪار ﻧﻔﺖ و ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎن آﻧﺎن ﺑﺎ ﺑﺎزي در ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻧﻔﺖ ،ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را در ﻫﺎﻟﻪ اي از ﺑﯽ ﮐﻨﺸﯽ و ﯾﺎ واﮐﻨﺸﯽ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ دارﻧﺪ.
6 -و ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎي ﻣﺪﯾﺮان ﺷﻬﺮيِ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ در ﻓﺮاﺧﻮاﻧﯽ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺸﻮر در ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ،ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎن ﺗﻮﺟﻬﯽ در ﺳﺎﻣﺎن ﻧﯿﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺘﻮازن در ﮐﺸﻮر ﺑﻮده اﺳﺖ .اﯾﻦ ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎ در اﺧﺘﯿﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎرﮐﺮد واﻗﻌﯽ ﺗﻮرم و ﺻﯿﺎﻧﺖ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ از آن درﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﻌﯿﺎر ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز ﻫﺎي ﮐﻢ دوام و ﻏﯿﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮاﮐﻢ ﻫﺎ و ﻧﺒﻮد ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺸﺨﺺ از آرﻣﺎﻧﺸﻬﺮ، اﺳﺎﺳﺎً ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎي ﺗﻮرم را ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺐ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺳﺮازﯾﺮ ﮐﺮده و ﺳﺨﺖ ﯾﺎر و ﯾﺎور ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ در ﭘﻤﭙﺎژ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ در اﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ در ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ.
7 – ﻧﺎﮔﺰﯾﺮي دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي در ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻧﺮخ ارز ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ يِ ﺗﻘﻮﯾﺖ رﯾﺎل، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﻠﮑﻪ در ﮐﻨﺎر ﭘﺎﯾﺪاري ﺗﻮرم ﺑﺎ ﻧﻮﺳﺎن آﺷﻮﺑﯽ و وﺟﻮد ﺑﺎزار ﭘﺮ روﻧﻖ ﮐﺎﻻي ﻣﻌﯿﺎر ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﺮخ ﺗﻮرم رﺳﻤﯽ ﺑﻮد ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺧﺮوج ﮔﺴﺘﺮده ارز ارزان ﻗﯿﻤﺖ از ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ، ﮐﺎﻧﺎدا و ﮐﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎﺋﯽ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.اﻣﺮوزه ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ يِ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻣﻘﯿﻢ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ هزارﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺗﺨﻤﯿﻦ زده ﻣﯽ ﺷﻮد.و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ وﺟﻮد ﻣﺪﯾﺮان دو ﺗﺎﺑﻌﯿﺘﯽ و ﯾﺎ ﭘﺮوازي ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده يِ آﻧﻬﺎ در ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻧﺎﻣﺒﺮده ﻣﻘﯿﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ از دﯾﮕﺮ دﺳﺘﺎوردﻫﺎي اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ.
8 – ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ رﯾﺎﻟﯽ ﮐﺮدن ﻧﻔﺖ در اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻮن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺳﻮﺧﺖ وﺳﺎز اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ را ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺧﻮد ﮐﻮك ﮐﺮده ﻟﺬا در ﺳﻪ دﻫﻪ يِ ﮔﺬﺷﺘﻪ واردات ﮐﺎﻻ و ﯾﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ آﻻت از ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺧﺮﯾﺪاران ﻧﻔﺖ در ﺧﻮﺷﺒﯿﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر وارد ﺷﺪه و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﯿﺸﺘﺮي دارﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﺟﺎﺋﯽ رﺳﯿﺪه ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﻔﺖ اﺳﺘﺨﺮاﺟﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﺷﻮد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﻓﺮاوري ﮐﻤﺘﺮي دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺻﺎدر ﻣﯽ ﮔﺮدد.
9 – ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﺎﻏﻞ در اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ ﺣﺪود ﯾﮏ ﭼﻬﺎرم ﺟﻤﻌﯿﺖ اﯾﺮان را ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎ درﯾﺎﻓﺖ روح -9 ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ آن و اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﻮرم ﻫﻤﻮاره دﺳﺘﻤﺰد درﯾﺎﻓﺘﯽ آﻧﺎن را ﺑﺎ زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﺋﯽ ﻣﯽ اﻧﺪازد و ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎرﻫﺎي دﯾﮕﺮ روي آورﻧﺪ ، اﯾﻦ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻮد اﺟﺘﻬﺎدي ﻧﯿﺮوي ﮐﺎرﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ روﺣﯿﻪ ازﮐﺎر و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﮔﺮﯾﺰي ﺑﻪ ﻃﻮر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﺑﺪﻧﻪ يِ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ را ﻓﺮاﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.اﻣﺮوزه اﻧﺤﺮاف در اﺟﺮاي ﭘﺮوژه ﻫﺎ ، ﺳﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺧﺎﻟﯽ در ﺷﻬﺮك ﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ ، ﺗﺮاﮐﻢ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر در ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ، ﻧﺒﻮد ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻫﺎي ﮐﺎرﺑﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ و… ﺣﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.
10 – ﻫﺮ ﭼﻨﺪ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺑﻪ وﯾﮋه ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﺟﺰﺋﯽ از اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ ، اﻣﺎ ﻻزم اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد ﮐﻪ در ﻣﺴﯿﺮ ﺗﮑﻮﯾﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ، ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻠﯽ را اﯾﻔﺎ ﮐﺮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺷﺐ و روز در ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺰرﮔﯽ و ﺳﻼﻣﺖ اﯾﻦ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﻤﭙﺎژ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺰرگ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ روي ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻘﺪ و اﻧﺘﻘﺎد ﮐﻪ ﺣﻖ ﻣﺮدم اﺳﺖ ، ﻧﺸﺴﺘﻪ اﺳﺖ ، اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺴﺘﺮده اﻧﺘﻘﺎد ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﺮدم را ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺮوﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﮐﺎﻧﺎﻟﯿﺰه ﻧﻤﻮده و از اﻧﻌﮑﺎس ﺳﺎﻟﻢ و ﺳﺎزﻧﺪه يِ آن ﺧﻮدداري ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

حسینی هستیم یا یزیدی؟

یکشنبه, 25 اکتبر, 2015

عاشورایی دیگر گذشت،با همه فراز و نشیب هایش.عزاداری هایتان مقبول درگاه خدا انشالله.اما تا بحال فکر کرده اید که هریک از ما ،در هر شغل و مقام و موقعیت و وضعیتی که هستیم به آرمان های امام حسین(ع) هم در عمل وفاداریم یا فقط به سینه زدن و نوحه خواندن بسنده می کنیم؟

هریک از ما در موقعیت های مختلف زندگی مثل رفتار با خانواده،رانندگی،رفتار با مراجعه کنندگانمان در محل خدمت،عکس العمل هایمان در زمان بروز اتفاقات ناگوار و …..حسینی عمل می کنیم یا یزیدی؟!

شاخص ها خیلی ساده اند.آیا مخاطب و مراجعه کننده به ما در هنگام جدا شدن از ما رضایت دارد و دعایمان می کند یا در دل نفرینمان می کند و از شر ما به خدا پناه می برد؟

بهترین قاضی هرکس هم وجدان خودش است.دوست من به دادگاه وجدانت برو و از خود پاسخ بگیر که :حسینی هستی یا یزیدی؟

ایران و ایرانی 80

چهار شنبه, 4 مارس, 2015

اين سرمايه گذاريها به ويژه در آموزش عالي صورت پذيرفته است:
به عنوان مثال دو كشور هند و چين كه چند سالي است خيز خود را براي قرار گرفتن در جدول قدرتهاي بزرگ اقتصادي آغاز كرده‌اند و به شهادت آمار نيز تاكنون در اين راه بسيار موفق عمل كرده‌اند،‌ سالانه حدود نيم ميليون دانشمند و مهندس فقط در داخل كشورهاي خود توليد مي‌كنند، در حالي كه در آمريكا تعداد بسيار كمتر است. (حدود60 هزار نفر در سال). (روزنامه ايران سه شنبه 14/1/86 صفحه 8)
همانگونه كه همه مي‌دانند در سالهاي اخير در كشور ما هم سالانه چند صد هزار نفر فارغ التحصيل دوره‌هاي آموزش عالي داريم. اما هنوز از نظر شاخص‌هاي اقتصادي و رفاهي به شدت در مقايسه با بسياري كشورها، عقب‌تريم.
چرا؟
واقعيت تلخ اين است كه ما در كاربرد علوم بسيار ضعيفيم و آنچه را كه مي‌دانيم در عمل به كار نمي‌گيريم. به مثال‌هاي زير توجه فرماييد:
يك مدير بنگاه اقتصادي در كشورهاي موفق در حال حاضر در تمامي جلسات مهم علاوه بر انجام مذاكرات با يك رايانه كوچك همراه، همه امور كاري لازم را انجام مي‌دهد.
استفاده از سوابق ذخيره شده در حافظه رايانه، ثبت مشروح مذاكرات، نوشتن نامه‌هاي لازم در محل، تنظيم صورتجلسات و قراردادها در همان لحظه مذاكرات در صورت لزوم، ارتباط همزمان با مبادي ذيربط در سازمان خود از طريق اينترنت و هر كار ضروري ديگر، مشاهده اين امور در جلسات با مديران كشورهاي پيشرفته كاملاً مشهود و نمايان است. كداميك از مديران ايراني به اين مهارتها مسلطند و عمل نيز مي‌نمايند؟
يا اينكه يك تصادف را كه منجر به مجروحيت يك يا چند نفر مي‌گردد تصور فرماييد. از لحظه تصادف تا رساندن مجروح به بيمارستان ما كار خاصي نمي‌كنيم اما در جاهايي از دنيا با اتصال شبكه‌اي به بيمارستان و دكتر مربوطه بخش اعظم اقدامات اوليه پزشكي را در همان آمبولانس انجام مي‌دهند. به عبارتي آمبولانس هم يك بيمارستان كوچك سيار است. ما نيز همه اين امكانات و تجهيزات را داريم اما آنها بصورت پيوسته بهم به كار نمي‌گيريم.

سلسله مباحث مدیریتی 13

سه شنبه, 23 سپتامبر, 2014

 

بر این اساس است که معتقدم در این جغرافیایی که ما زندگی می کنیم هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی اینکه ما هنوز کشور نداریم و دیگر اینکه ما هنوز جامعه نداریم. ما عده‌ای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی می‌کنیم. در علم جامعه شناسی، جامعه اینگونه تعریف می شود که عده‌ای در آن دارای اهداف مشترک و جهت‌گیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بوده ایم. بر این اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت می کنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور- ملت نیستیم؛ چینی‌ها هستند، اما ما هنوز نیستیم؛ ژاپنی‌ها هستند و ما نیستیم. اگر ما کشور بودیم و جامعه داشتیم، حتماً کسی از بیت‌المال اختلاس نمی‌کرد و راضی نمی‌شد از طریق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداری به کشور داشت و از مردم خجالت می کشید. آیا یک آلمانی این کار را می کند؟ قبل از اینکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش این کار را نمی‌کند. دوستان بسیاری در بخش خصوصی دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌های بزرگی را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کمیسیون پرداخت کنند. اینگونه افراد برای خود احترام قایل‌اند و مانند عالی نسب‌ها، خسروشاهی‌ها، خیامی‌ها و ایروانی‌ها، برای کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قایل‌اند. البته این گونه افراد از اصالت خانوادگی برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتی کسی در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً این گونه افراد دیگر کسی را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهایت استفاده نامشروع را می‌کنند. کشور، جامعه، دین و اخلاق برای آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنرانی است.
بنابراین وقتی ما می خواهیم سبک زندگی را نقد کنیم در مقایسه با یک سری الگوها و ملاکها باید این کار را انجام دهیم. پرسش این است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانی‌ها انجام می دهیم تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی می شود یا نه؟ آن موقع می توانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما می تواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد.
اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار می آئیم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد. یکی از دوستان من که مطالعات اجتماعی انجام می دهد به من گفت که آموزش مدنی در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. این فرد مطرح می کرد که اگر در یکی از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌ای برای بهبود فرهنگ آپارتمان نشینی در محله‌ای برگزار شود جمعیت زیادی برای شنیدن این بحث حضور خواهند داشت. در حالی که در شمال شهر تهران به خاطر اینکه افراد پول دارند احساس بی نیازی به فرهنگ مدنی می‌کنند. یعنی برای نمونه کسی که ماشین 200 میلیون تومانی سوار می شود احساس می کند به آموزش نیازی ندارد چون پول دارد. البته اگر کسی با زحمت و تلاش خود، اتومبیل پانصد میلیون تومانی هم سوار شود هیچ اشکالی ندارد. چنین فردی، حتماً تربیت و مدنیت هم دارد

واگویه ها 61

دوشنبه, 21 جولای, 2014

چقدر مسئولیت پذیریم؟
از کجا حاضریم منافع شخصی را فدای منافع دیگران نماییم؟
کی حاضریم از خود برای دیگران بگذریم؟
این هم شاخصی می تواند باشد
برای سنجش پیشرفت یک جامعه
یا پیروان یک عقیده
یا علی