برچسب ها بـ ‘سیستم’

ایران و ایرانی 123

چهار شنبه, 1 مارس, 2017

ما با دولت‌های منطقه‌، همکاری‌های جدی و پایداری نداشته‌ایم. البته از ديدگاه توسعه‌گرايان، من این ‌را به فرهنگ ایرانی مرتبط مي‌دانم. امیدوارم اشتباه کنم، ولی مطالعه و تحقیق و مشاهده، این را به من می‌گوید. حتي به‌لحاظ تاریخی، من از فرهنگ عمومی و رایج ایرانی این ‌را می‌فهمم كه ایرانی‌ها در سهیم‌شدن با همدیگر مشکل دارند. به‌نظر می‌رسد که لابه‌لای رفتارهای فرهنگی ما چنین ناخودآگاهی وجود دارد که اگر من با کسی همکاری کنم، از ابهت، شوکت، جایگاه و امنیتم کم می‌شود. بنابراین حس همکاری در ایرانی‌ها بسیار کم است. این‌ را مي‌توان در ساختمان‌ها، برج‌ها و بین نخبگان فکری مشاهده کرد. شما چند هزار کتاب در غرب می‌بینید که دو یا چند نفر با هم نوشته‌اند؟ اساسا آنها معتقدند کار فکری، یک کار جمعی است. اکثر تکست‌بوک‌ها یا کتاب‌های درسی در همه رشته‌ها- اعم از مهندسی، پزشکی، هنر و علوم انسانی- توسط چندین نفر نوشته شده است؛ اما ما این تفاهم را برای کار جمعی نداریم.

اساسا توسعه یعنی سیستم و سیستم هم یعنی همکاری. این‌ را در رانندگی و فعالیت‌های اجتماعی هم می‌بینید. یک دلیل که ما در ایران نمی‌توانیم حزب پایدار تشکیل دهیم؛ همین مسئله همکاری است. در تاریخ ایران می‌بینید که احزاب، شکل می‌گیرند و بعد، زود منشعب می‌شوند. دلیلش این است که مسائل را به صورت صفر و یک می‌بینند. ما به دیگران می‌گوییم یا شما حرف ما را قبول کنید یا اینکه بروید کنار؛ ما کار خودمان را می‌کنیم. در فرهنگ عمومی هم همین رفتار را می‌کنیم. فکر می‌کنم نداشتن حس همکاری و اینکه ما خود را معمولا خیلی بزرگ‌تر از آنچه هستیم، می‌بینیم؛ اجازه نمی‌دهد در سطح منطقه نیز همکاری کنیم. چهار سال پیش، وقتی ترکیه، سیاست‌های متفاوت با ما نسبت به سوریه اتخاذ کرد، بعضی از رسانه‌های ما الفاظ بسیار ناپسندی درباره سیاست خارجی ترکیه به کار بردند- آن‌هم ترکیه‌ای که خیلی با آن ارتباط داریم و آمارها نشان می‌دهد سال گذشته شش میلیون ایرانی به ترکیه رفته‌اند- به‌‌اين‌دلیل که ما معتقديم ترکیه هم بايد مثل ما مسائل را ببیند. اگر نمی‌بیند حتما وابسته است، اشتباه می‌کند و خیلی القاب دیگر.

این، تا حدودي ریشه فرهنگی دارد و به نحوه فکرکردن ما ایرانی‌ها ربط دارد. به‌نظر می‌رسد در فرهنگ عمومی ما، متفاوت‌بودن در افکار و باورها، امری نامعقول تلقی می‌شود. من درباره سیاست صحبت نمی‌کنم؛ بلکه مسائل اجتماعی و حتی در حیطه مسائل علمی و دانشگاهی ارجاع می‌دهم. به‌نظر می‌آید ما در صحنه عمومی با فضایی روبه‌رو می‌شویم که یکسان فکر کنیم و تلقیات ما از مسائل مشترک باشد. متفاوت‌بودن در فرهنگ عمومی ما خیلی پسندیده نیست. در بعضی کشورها، متفاوت‌بودن نوعی حق فردی است. ما با کشورهایی که مواضع متفاوت دارند بسیار سخت کار می‌کنیم. عرف جهانی این است که باید آن‌قدر صحبت کرد تا به تفاهم و اجماع رسید.

یک تجربه 5

شنبه, 20 آگوست, 2016

می بینید که در جایی سیستم داریم و در کنارش و ادامه اش در جایی دیگر نداریم!
و آنجا هم که سیستم داریم ،حتی در صورت تعریف و طراحی و استقراربهترین فرایند ها هم اگر خودمان تلاش نکنیم و در کارمان با دقت عمل نکنیم،همه چیز به فیلمی کمدی و طنز تبدیل خواهد شد.سالهاست که در جوامع پیشرفته به این نتجه رسیده اند که علاوه بر تعریف برنامه و فرایند خوب و مناسب،در عمل به این فرایند حتما باید به نکات زیر هم توجه داشته باشند:
– برگزیدن افراد متناسب با شغل واگذاری(شایسته سالاری)
– آموزش ،آموزش،آموزش،در همه رده ها و بصورت مستمر و دائمی
– ارزیابی دائمی شاغل و پرداخت بر اساس ارزیابی های انجام شده
به طور حتم در صورت انجام سه امر فوق در این بیمارستان،شاهد این نبودیم که با وجود صرف این هزینه های گزاف و زحمات بسیار اکثریت کارکنان آن که نیتی جز خدمت به همنوعان بیمار خود ندارند،نارضایتی و نگرانی در بیماران و خانواده های آنها به وجود بیاید.بیمار خاص نیاز به رسیدگی خاص دارد،ضمن اینکه بیماری خاص و عام ندارد!
امید آنکه این گزارش مختصر نوری در دلهای ما جهت افزایش کیفیت سیستم های خدماتی و بالارفتن وجدان و دقت هریک ازما در انجام امور محوله باشد.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

ناسپاسی

شنبه, 26 جولای, 2014

از خانه که راه افتادیم ،سیستم داخل ماشین زمان را پانزده و یک دقیقه نشان می داد و دمای هوا را سی ونه درجه سانتی گراد.
وقتی مقابل در کلبه در ارتفاعات ورسک توقف کردم ،ساعت هفده و پانزده دقیقه بود و دما هفده درجه سانتی گراد!
از ساعت هجده هم مه به ما هجوم آورد و تماشای جنگ نابرابر مه و درختان جنگل روبروی ایوان کلبه،لذت غریبی داشت همراه با شکر یزدان.
آخر شب هم که هوا انقدر سرد شده بود که مجبور به روشن کردن بخاری هیزمی داخل کلبه شدیم.
کنار آتش مطبوع ،در این فکر بودم که :خدایا،تو چقدر به ما لطف داشتی و نعمت داده ای و ما چقدر ناسپاسیم! با تمام وجود و به سرعت در حال آلوده کردن هوا و فضا و آب و نابود کردن زمین و جنگل و…. هستیم و نه به خود می اندیشیم و نه به آینده فرزندانمان و جالب اینکه همیشه هم گله من و طلبکاریم از خدا و بنده هایش!؟

شنبه, 15 ژوئن, 2013

این انتخابات نسبت به دفعات قبل از موارد امیدوار کننده ای برخوردار بود:

1 – هیچ صاحب قدرتی از فرد خاصی حمایت نکرد و ظاهرا تا بحال سیستم هم بیطرف مانده است.

2 – کاندیداهای اتخاباتی یکدیگر را تخریب نکردند و شخصیت دیگری را ترور نکردند.

3 – نتیجه اینکه مردم از آرامش بیشتری برخوردار بودند و سالم تر انتخاب نمودند.نمونه این آرامش را در وقار و رفتار مردم پای صندوق رای به چشم دیدم.

4 – و از همه مهمتر اینکه بعد از گذشت سالها هنوز مستقلیم و کاندیدای متمایل به یک قدرت جهانی نداریم.این نعمت بسیار بزرگی است.

امید آنکه به صلاح ندبر و برنامه ریزی نیز مجهز شویم!

به نظر می رسد به سمت اصلاح فرهنگی جامعه و تمدن شهرنشینی در حال حرکتیم.

چنین باد.

ایران و ایرانی 39

یکشنبه, 27 ژانویه, 2013

 

از طرف دیگر نمی توانیم منکر شویم که سیستم معاش و طریقه ارتزاق یا اشتغال مهمترین عامل تربیتی و سازنده خصال روح شخص یا ملت می شود.خصوصا وقتی نظر محدود به فرد نداشته “سیستم اجتماعی معاش” را به حساب بیاوریم که شکل و شمایل محیط اجتماعی را نیز شامل می شود.

تصور و قبول این مطلب خیلی آسان است:جوانی را در نظر بگیرید که کشتی گیر حرفه ای است یا از راه مشت زنی و مسابقه های قهرمانی نان می خورد.تمام تلاش و آرزوهای این مرد معطوف این می شود که بازوی قوی با عضلات محکم و استخوانهای نشکن پیدا کند و فوت و فن خواباندن حریف را خوب فراگیرد.زیبایی چهره،آداب محاوره ،معلومات دانشگاهی،مباحث سیاسی و فلسفی،هوشمندی، سجایای اخلاقی و سایر مزایای انسانی برای او در مراحل دوم و سوم قرار می گیرد .در خانه و زندگی خود تا می تواند ادوات و آداب پهلوانی را آماده می کند و پرورش می دهد.حال اگر قرار باشد چنین فردی نه تنها همه عمر از این راه ارتزاق کند بلکه فرزند و نواده و نژاد او نیز انحصارا این کاره باشند ،بدیهی است که از راه توجه ،تمرین،عادت،ارث،اکتساب و هرچه بخواهید اسمش را بگذارید ،در خانواده آنها رفته رفته ضرورت و صفات و لوازم انسانی از قبیل سواد و فهم و اخلاق یا هنر سیاست و مذهب و غیره فراموش و ضعیف گردیده به جای آنها،لوازم خصال کشتی گیری یا بوکس بازی توسعه و تسلط پیدا می کند.

بالعکس اگر کار کسی،و پشت سر او نسل و نژادش،دلالی و تبلیغاتگری بود ،این خانواده تا دلتان بخواهدآدمهای خوش صحبت،خوش معاشرت،مردم شناس،جنس شناس،بهره مند از اطلاعات عمومی تا حدودی که در برخوردهای متداول پیش می آید و احیانا دارای استعداد زبان بازی و فریبکاری،قدرت تلقین سرشار و دارنده سایر صفاتی که برای آب کردن یک کالای تجاری و جوش دادن یک معامله لازم باشد،خواهند شد.

 

اگر من……..بودم

سه شنبه, 28 فوریه, 2012

اگر من یک وزیر بودم

سعی می کردم تا می توانم از پذیرش این مسئولیت شانه خالی کنم

و چون به هر دلیلی می پذیرفتم

شایسته ترین ها را فارغ از هر حزب و جناحی بکار می گرفتم

ناشناس دست به ارزیابی پیشرفت امور می زدم

هر یکی دو ماهی یک بار خود را ملزم به ارائه گزارش به مردم و پاسخ به سوالاتشان می کردم

هر کوتاهی و آلودگی در سیستم تحت نظارتم را بدون اغماض به محاکم قضایی می سپردم

و با رخ دادن اتفاقی که حاکی از ظلم به مردم باشد،اولین کسی را که مجازات می کردم،خودم بود که با استعفا قبول مسئولیت می کردم.