برچسب ها بـ ‘سکوت’

برتام!

شنبه, 16 جولای, 2016

یکی از دوستان بسیار عزیز من- آقای محمد جواد شفره ای – بعد از توافق هسته ای(برجام) مطلبی را انتشار داد که با توجه به سالگرد توافق انجام شده و اظهار ناامیدی بسیاری از نتایج آن ،انتشار آن در این روزها بسیار مناسب به نظرم می رسد:

برجام به فرجام رسید،اما اگر می خواهیم زندگی ما تغییر کند و کشورمان پیشرفت نماید،نیازمند “برنامه توسعه آینده مشترک ما”(برتام) می باشیم.این برنامه 12 بند دارد:

1 – ما متعهد می شویم روزانه نیم ساعت کمتر پای تماشای تلویزیون بنشینیم و به جای آن روزانه سی دقیقه مطالعه عمیق نماییم.

2 – ما متعد می شویم روزانه ده دقیقه خلوت و سکوت کنیم و به آینده فکر کنیم.

3 – ما وظیفه داریم که هر هفته حداقل یک اقدام انجام دهیم که از آن منفعت شخصی نمی بریم و صرفا منفعت عمومی دارد.

4 – ما خود را موظف می دانیم با دیگران به گونه ای رفتار نماییم که می پسندیم با ما رفتار شود.

5 – ما خود را موظف می دانیم راجع به اموری که نمی دانیم اظهار نظر نکنیم و “نمی دانم” را به راحتی به کار ببریم.

6 – ما تمرین می کنیم که تصمیم های مهم خود را بر اساس تحلیل جامع منفعت و هزینه عملی سازیم و بصورت مکتوب اندیشه نماییم و نه ذهنی و از روی هوا.

7 – ما قول می دهیم خیابان را خانه خود بدانیم و دریا را حوض خانه و جنگل را باغچه خانه خود!آشغال ها را در سطل زباله قرار دهیم و نه در کف خیابان و دریا و جنگل.

8 – ما موظفیم ترک نماییم پارتی بازی،زرنگ بازی و تقلب کردن را.

9 – ما مکلفیم راست بگوییم حتی اگر به ضرر ما تمام شود و به قول خود عمل نماییم حتی اگر سرمان برود.

10 – ما سعی می کنیم افق فکری خود را از “سه ماه” به “ده سال”گسترش دهیم.

11 – ما متعهد می شویم که خدا را آزاد نماییم!یعنی ما قول می دهیم که از این پس خدا را در عزا،مساجد و بیماری ها محدود و قاب نکنیم.از این پس خدا را همه جا همراه و ناظر می دانیم. در همه شرایط،در صف اتوبوس،ترافیک خیابان،دیدن تصاویر زندگی خصوصی افراد،قضاوت در مورد دیگران،سر چهاراه ها و…..

12 – ما متعهد می شویم که عمل کنیم!می کوشیم که از جوک گفتن توهین آمیز،انتقاد ،تحلیل های انتزاعی،فلسفه بافی،حسرت کشورهای توسعه یافته را خوردن،و…..بکاهیم و به جای آن کمی عمل کنیم.

ما می کوشیم برنامه ریزی خود را معطوف به عمل کنیم و عملمان مبتنی بر برنامه باشد.برنامه معطوف به عمل و عمل مبتنی بر برنامه باعث “توسعه آینده مشترک ما” خواهد گردید.

اینگونه زندگی کنید!

شنبه, 12 سپتامبر, 2015

1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید:
Energy
Enthusiasm (شورواشتیاق)
Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
16- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
17- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
18- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
19- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید…
20- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
21- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
22- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..
23- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
24- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
25- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
26- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
27- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
28- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
29- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
30- زمان بیماری ،شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
31- کارهای مثبت انجام دهید.
32- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
33- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
34- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
35- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
36- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.
37- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.
38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آتش بدون دود 4

سه شنبه, 11 ژوئن, 2013

– برادر برای کسی کار کن که لااقل بداند برایش کار می کنی.

– نه….درست برعکس.برای کسی کار کن که هنوز نمی داند چه کسی دوست است و چه کسی دشمن.من محتاج محبت کردنم،نه خدمتم را به رخ دیگران کشیدن.

***************************

سکوت کردن،گاهی اوقات،دروغ گفتن است – دروغ گفتنی بزدلانه و ریاکارانه !

***************************

مردم اگر لیاقت بزرگتری تو را ندارند،بزرگتری شان را قبول نکن،اگر مقاصد تو را که بزرگتر از آنان شده ای – نمی فهمند،کاری کن که بفهمند،اما هرگز چیزی را از مردمت،به هیچ دلیل و در هیچ شرایطی،پنهان مکن……چون،با پنهان کردن حقیقت،این تو هستی که به آنها اعتماد نکرده ای و قبولشان نداشته ای و لایق شان نشناخته ای،و در این صورت،آنها چرا باید تو را قبول کنند و به تو اعتماد؟

کمی بیاندیشیم 52

یکشنبه, 2 ژوئن, 2013

دنیا پر از تباهی است؛

نه به خاطر وجود آدم های بد؛

بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب …!

*****************

درد من مرگــــ مردمی استـــــ که گدایی را قناعتـــ ،

 بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لبـــــ این حماقتها را

 حکمتـــــ خدا مینامند.

 “گاندی”

********************

در واقع ما همیشه خواستیم یک منجی بیاید و حال ما را دگرگون کند در حالی که با یک نفر کا درست نمی شود بلکه همه باید

به نوبه خود از داخل و پیرامون خود سازندگی را شروع کنند

آتش بدون دود 1

سه شنبه, 9 آوریل, 2013

نمی دانم تا چه حد با “نادر ابراهیمی” و کتاب هایش آشنا هستید؟

سرمایه بزرگی بود برای ادبیات معاصر کشور.خدا بیامرزدش و غرق رحمت خود نماید انشالله.

توصیه می کنم همه کتاب های او را بخوانید:تضادهای درونی،نامه هایی به همسرم،ابن المشاغل،مردی در تبعید ابدی و ده ها کتاب دیگر که هرکدام برای خود غنیمتی هستند و یاور بزرگی در تعالی شخصیت و تربیت روح آدمی،اما فکر می کنم که همه خوانندگان آثارش با من موافق باشند که گل سرسبد نوشته های او مجموعه هفت جلدی رمان “آتش بدون دود” می باشد.این مجموعه را بیش ده بار خوانده ام و باز هم همیشه عطش خواندن چندباره اش را دارم.

این بار تصمیم گرفتم در کنار خواندن مکررش جملاتی از این کتاب را در وبلاگ در چند بخش بیاورم تا شاید شما هم تصمیم به خواندنش بگیرید:

 

آتش بدون دود نمی شود،جوان بدون گناه

****************

ما را نگاه کن که به آزادی و سفره خالی قانعیم،اما آن ها همین را هم قبول نمی کنند.

شاید برای اینکه می دانند در آزادی،هیچ سفره ای خالی نمی ماند.

*****************

کشتن یک دروغ ،بسیار سخت تر از شکستن یک سپاه است.

*****************

عاشق برای گریستن، بهانه می خواهد

عاشق برای کشته شدن،بهانه نمی خواهد

*****************

خدا همیشه عاشق را می بخشد

به شرط اینکه به راستی عاشق باشد

******************

کسی که حرفی برای زدن دارد،اگر نمی خواهد به خدا خیانت کند،باید حرفش را بزند

حتی اگر برادری از او بخواهد که سکوت کند.

اینچنین باشید

شنبه, 17 نوامبر, 2012
  1. ۱. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.
    ۲. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.
    ۴. وقتی میگویید “دوستت دارم”، واقعاً داشته باشید.
    ۵. وقتی میگویید “متاسفم”، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.
    ۸. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.
    ۹. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.
    ۱۰. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.
    ۱۱. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.
    ۱۲. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.
    ۱۳. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، “چرا میخواهی بدانی؟”
    ۱۴. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.
    ۱۵. با مادرتان در تماس باشید.
    ۱۷. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.
    ۱۸. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.
    ۱۹. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.
    ۲۰. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.
    ۲۱. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.
    ۲۲. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.
    ۲۳. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.
    ۲۴. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.
    ۲۵. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.
    ۲۶. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.
    ۲۷. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.
    ۲۸. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.
    ۲۹. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.
    ۳۰. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.
    ۳۱. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.
    ۳۲. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.
    ۳۳. با محیط زیست مهربان باشید.
    ۳۴. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.
    ۳۵. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.
    ۳۶. حواستان به کار خودتان باشد.
    ۳۸. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.
    ۳۹. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.
    ۴۰. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

42.بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.
۴۳. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.
۴۴. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.
۴5. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.

 

کمی بیاندیشیم 26

سه شنبه, 18 سپتامبر, 2012

هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند

رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند

درختان میوه خود را نمی خورند

خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند

ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند

گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد

نتیجه :

زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .

.

.

.

سکه ها همیشه صدا دارند

اما اسکناس ها بی صدا

پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود

بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .

.

.

.

سطر ها بسیار موثر هستند

چون به شما میفهمانند که :

۱ نظم و ترتیب همیشه در اولویت است

۲ سکوت معنی دار بهتر از کلمات بی معنی است . . .

 

مشتی خاک

شنبه, 2 ژوئن, 2012

مشتی خاکم. سبک و آزاد و بی تعلق. نامی ندارم و کسی مرا نمی شناسد
با باد سفر می کنم. گاهی در باغچه ای کوچک اقامت می کنم تا به ریشه ای کمکی کنم
و غذای گیاهی کوچک را به او برسانم و
گاهی به بیابان می روم تا خلوتی کنم
و از خورشید، سکوت و سوختن بیاموزم
 
 بسیاری اوقات اما خاک پای عابرانم
خاک پای هر کودک و هر پیر و هر جوان
  
سال ها پیش اما تندیسی مغرور بودم با چشم هایی از عقیق،
تراشیده و بالابلند
  
  زندانی دیوار و سقف و مردم
فریفته ی پیشکش و قربانی و دست هایی که به من التماس می کرد
مردم خود مرا از کوه جدا کردند و تراشیدند و آوردند و بعد خود به پایم افتادند

 

هیچ کس به قدر من ناتوان نبود
آنها اما از من می  خواستند که زمین را حاصلخیز کنم
آسمان را پرباران می خواستند که  گوسفندشان را شیرافشان کنم و چشمه ها را جوشان
من اما هرگز نه چشمه ای  را جوشان کردم و نه گوسفندی  را شیرافشان
و نه هرگز زمین و آسمان  را حاصلخیز و پرباران
  
ستایش مردم اما فریبم داد
لذت تمجید، خون سیاهی  بود که در تن سنگی ام جاری می شد
هیچ کس  نمی داند که هر بتی آرام آرام بت می شود
بتان در آغاز به خود و  به خیال دیگران می خندند
اما رفته رفته باور می  کنند که برترند
من نیز باور کرده بودم
 
تا آن روز که آن جوان  برومند به بتخانه آمد
پیشتر هم او را دیده  بودم
نامش ابراهیم بود  و هر بار از آمدنش لرزه بر اندامم افتاده بود
حضورش حقارتم را به رخ  می کشید
 
 
دیگران که بودند حقارت  خویش را تاب می آوردم
آن روز اما با هیچ کس  نبود
بتخانه خالی بود از  مردم
تنها او بود و تبری بر  دوش

ترسان بودم و توان ایستادم نداشتم 
 

ابراهیم نزدیکم آمد
و گفت وای بر تو، مگر تو آن  کوه نبودی که مدام تسبیح خدا می گفتی؟
مگر ذره ذره خاک تو  نبود که از صبح تا غروب یا سبوح و یاقدوس می گفت؟ 
تو بزرگ بودی، چون خدا  را به بزرگی یاد می کردی 
چه شد که این همه کوچکی  را به جان خریدی؟
چه شد که میان خدا  وبندگانش، ایستادی؟
چه شد که در برابر  یگانگی خداوند قد علم کردی؟
چه چیز تو را این همه  در کفرت پابرجا و مصمم کرده است؟
چرا مجال دادی که مردم  تو را بفریبند و تو مردم را؟
وای بر تو و وای بر هر  آفریده ای که با آفریدگار خود خیال برابری کند 
  
و آن گاه تبرش را بالا برد اما هرگز آن را بر من فرود نیاورد
من خود از شرم فرو  ریختم؛
غرورم شکست و کفری که  در من پیچیده بود، تکه تکه شد 
ابراهیم گفت: شکستن  ابتدای توبه است و توبه ابتدای ایمان
و من توبه کردم
و بار دیگر ایمان آوردم  به خدایی که پاک است و شریکی ندارد
ابراهیم گفت: تو امروز شکستی، ای بت
اما مردم هرگز از پرستش  بتان دست برنخواهند دشت
مردم می توانند از هر  چیزی بتی بسازند، و
اگر چوبی نباشد که آن  را بتراشند و اگر سنگی نباشد که به پایش بیفتند 
خیال خود را خواهند  تراشید و به پای خود خواهند افتاد و خود را خواهند پرستید
  

و وای که پرستیدن هر چیز بهتر از پرستیدن خویش است
ابراهیم گفت: این مردم، خدا را کوچک دوست دارند؛
کوچک تر از خویش
خدایی یافتنی، خدایی  ملموس و دیدنی
خدایی که بتوان بر آن  خدایی کرد
  
 
اما خدایی که مثل هیچ  کس و هیچ چیز نیس
خدایی که همه جا هست و  هیچ جا نیست
خدایی که نه دست کسی به  آن می رسد و نه در ذهن کسی  می گنجد
خدایی دشوار است؛ و این  مردم خدای آسان را دوست دارند

گفتم: ای ابراهیم!
مرا شکستی و رهانیدی
از آن خدای سهل ساختگی،
حالا تنها مشتی خاکم در  برابر دشواری خدا چه کنم؟
 
 
ابراهیم گفت: تو خاکی  مومنی و از این پس آموزگار مردم
شهر به شهر و کوه به  کوه و دشت به دشت برو
به یاد این مردم بیاور  که از خاکند و خاک را جز فروتنی، سزاوار نیست
و اگر روزی کسی  به قصه ات گوش داد
برایش بگو که چگونه  ستایش مردم
مغرورت کرد و چگونه  غرور، مشتی خاک را بدل به بت می کند
 
من گریستم و دست های  ابراهیم خیس اشک شد 
او مشتی از خاکم رابه  آب داد و مشتی را به باد و مشتی را در رهگذار مردم ریخت

برگرفته از وبلاگ”کیمیای معرفت”