برچسب ها بـ ‘سوزها’

روزها

دوشنبه, 18 می, 2020

چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
چونکه زاغان خیمه بر دنیا زدند
بلبلان پنهان شدند و تن زدند
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

مقالات 54

یکشنبه, 3 جولای, 2016

عشق 14

 

در پایان میهمانت می کنم به این دو خط شعر مولانا که امیر همه عاشقان بود و آموزگار بزرگ عشق:

در غم تو روزها بیگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت،گو رو باک نیست

تو بمان، ای آنکه چون تو پاک نیست

و خود نیز  اینگونه امروز سرودم:

عشق یعنی سادگی

دوست داشتن ساده است

دوستی خاک با گل

یک پرنده با گل

مهر هردو با عشق

وای از این عشق،

از کجا بارید بر این زندگی؟

گر نبود عشق میان بلبل و گل

این همه آواز را که می شنود؟

یا کدامین گل بدون عشق بلبل می شکفت؟

عشق ریسمانی ز عرش کبریاست

تا که چنگ آری و بالاتر روی

آنقدر این نردبان را طی کنی

تا بپیوندی به اقیانوس عشق

قطره ای از مهر بی پایان شوی

شبنمی از بحر یزدانی شوی

پس بباری بر دل بیچاره ای

واگشایی گره از درمانده ای

عشق درمان می کند روح و دل و جان تو را

عشق کوته می کند راه تو را تا وصل دوست

پرسش

شنبه, 20 آگوست, 2011

به منظور آشنایی با محله های جنوب شهر از پنجاه سال پیش تا بحال،اقدام به نشر پست هایی با نام “کوچه مردها”کرده ام که با توجه به لزوم کنکاش در بخاطر آوردن خاطرات قدیمی و جزئیات آنها برای خودم امر دلپذیری شده است،اما نمی دانم این سلسله مطالب برای شما هم قابل توجه است یا خیر؟

در صورت علاقه مندی شما به این مطالب امکان ادامه آن تا چند ده پست وجود دارد!

قطعی دو هفته ای ارتباط دوستان در وبلاگ هم که مزید بر علت شد،که خوشبختانه حالا رفع شده است.

بسیار سپاسگزار شما خواهم بود اگر مرا از نقطه نظرات و تمایل خود در این مورد آگاه سازید.به هر حال این هم امانتی است و یادگاری از روزهای دور رفته بر ما و جماعتی همچون ما در گوشه ای از این کره خاکی،که گفته اند:

در غم تو روزها بیگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت،گو رو باک نیست

تو بمان ،ای آنکه چون تو پاک نیست