برچسب ها بـ ‘سلسله’

کلید توسعه ایران 1

چهار شنبه, 28 آگوست, 2019

برای اولین بار در عمر سیزده ساله معبد نوعدوستی می خواهم قاعده شکنی کنم! همیشه در ابتدای سال برای هر روز کاری هفته برنامه ریزی مطالب کرده ایم و طبق آن پیش رفته ایم. اما یکی دو هفته پیش بصورات اتفاقی به کتابی دسترسی پیدا کردم که دغدغه های ده سال اخیر من را در مورد راه اصلی توسعه کشور به زیباترین شکلی بیان کرده است وحتما تا بحال برای شما هم پیش آمده که می خواهید مطلبی را به دیگران بگویید اما ساختار و کلام و بیان مناسب این کار را نمی یابید و ناگهان سخنی از دیگری می شنوید یا می خوانید و با خوشحالی به نتیجه می رسید که این همان است که می خواهم بگویم اما هرگز به این خوبی نتوانستم. شما را به شهادت می گیرم که همیشه در نوشته ها و گفته هایم بیشترین سهم را در اداره یک سازمان و یک ملت و جامعه به “آموزش” داده ام و بارها توصیه کرده ام که:
از هم بیاموزیم
به هم بیاموزیم
باهم بیاموزیم
نظرات صاحبنظران بزرگ ایرانی در مورد سیستم آموزشی ایران در کتابی به نام “مرگ مدرسه” به کوشش آقای مرتضی نظری ،توسط موسسه انتشاراتی “مشق شب” جمع آوری و منتشر شده است که مطالعه آن را به همه توصیه می کنم نه یک بار که چندبار!
و قاعده شکنی من هم این است که از این پس روزهای چهارشنبه انشائ الله به جای سلسله مطالب “همراه عارفان” به حسب عادت مالوف معبد نوعدوستی،خلاصه ای از این کتاب را هم در چند نوبت به شما عزیزان عرضه خواهم نمود.کاری که در صورت مدد الهی و بقای عمر نزدیک به دو سالی به طول خواهد انجامید. در این کتاب متن سخنرانی یا مقالات خبرگان این امر به نام خودشان آورده شده است که ما نیز این قاعده را رعایت خواهیم نمود.
به امید توسعه سیستم آموزشی کشور به منظور توسعه مداوم سرزمین عزیزمان ایران.

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 13

سه شنبه, 8 سپتامبر, 2015

پس از انتخاب الفاظ و معانی،حافظ به “ترکیب” آنها می پرداخت، یعنی ایجاد ارتباط در میان رشته ایی که حکم مفتول و مهره در یک دستگاه می یابند.این جاست که ما با یک سلسله ظرافت کاری های خاص روبرو می شویم،بدان گونه که شاعر،به قول “بودلر” به یک شیمیدان ماهر تبدیل می شود. از جمله کار برد صنایع بدیعی است.در دوران معاصر ،چون عادت برآن است که حکم کلی در باره همه چیز صادر گردد،به صنایع لفظی به چشم تحقیر نگاه می گردد،ولی مقام آن را در شعر سنتی فارسی نباید دست کم گرفت.بسته به آن است که چگونه و به دست چه کسی به کار برده شود.این آذین گری ها که “صنعت”خوانده شده اند،یک ریشه طبیعی در خصلت انسان دارند،و از مشاهدات و تجربیات ممتد حاصل گردیده اند.
در شیوه کار،سرمشق بزرگ حافظ قران است.او که انس دائم با قران داشته،ربوده فصاحت و شیوایی آن بوده.قران از صنایع بدیعی سرشار است.یکی از ادبای عرب – ابن ابی الاصبع – یکصد نوع از صنایع بدیعی قران را در رساله ای برشمرده،و استاد احمد آرام خلاصه آن را طی مقاله ای تحت عنوان”بدایع قران” آورده اند.

لذت مستی

دوشنبه, 22 جولای, 2013

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم
پوشیده چه گوئیم ، همینیم كه هستیم
زان باده كه در روز ازل قسمت ما شد
پیداست ، كه تا شام ابد  سر خوش و مستیم
دوشینه شكستیم به یك توبه دو صد جام
امروز به یك جام ، دو صد توبه شكستیم
یكباره ز  هر سلسله ، پیوند بریدیم
دل تا كه به زنجیر سر زلف تو بستیم
نگذشته ز سر ، پا برَهِ عشق نهادیم
برخاسته از جان ، به غم یار نشستیم
در نقطه ی وحدت ، سر تسلیم نهادیم
و ز دائره ی كثرت موهوم ، برَستیم

فرصت شیرازی

 

عاشقانه ها 23

یکشنبه, 30 سپتامبر, 2012

عاشقی همه اسیری است و معشوقی همه امیری.میان اسیر و امیر چه مناسبت است؟

گر زلف تو سلسله است،دیوانه منم

ور عشق تو آتش است،پروانه منم

پیمان تو را به مهر،پیمانه منم

با عشق تو خویش،وز تو بیگانه منم

عاشقانه 19

یکشنبه, 2 سپتامبر, 2012

تا دل آشفته ام ،شیفته روی توست

هر طرفی رو کنم،روی دلم سوی توست

به گرد بیت الحرام،طواف بر من حرام

ای صنم خوش خرام،کعبه من کوی توست

راه زن ره روان،غمزه فتان تو

دام دل عارفان،سلسله موی توست

سوز و گداز جهان،از غم غمازیت

راز و نیاز همه،در خم ابروی توست

 

علامه سید محمد حسین غروی

ایران و ایرانی(1)

یکشنبه, 8 آوریل, 2012

چند سال پیش در جاده هراز تصادف بدی کردم.در حالی که از شدت ترافیک روبروی پلیس راه جاجرود همه ایستاده بودیم،خودرویی با سرعت حدود نود کیلومتر از پشت سر به ماشین ما کوبید.ظاهرا راننده جوان آن خودرو در حال تنظیم دستگاه پخش خودرو بوده و سرش پایین بود.بخاطر فاصله چند متری با پلیس راه،کار بررسی و صدور کروکی خیلی زود انجام شد و بعد از فرستادن خانواده به سمت منزل با اتومبیلی دیگر،ماشین خود را با جرثقیل به تعمیرگاهی در تهران رساندم و روز بعد برای کارهای بیمه به شرکت بیمه مراجعه کردم.

در نهایت تعجب مسئول بیمه اعلام کرد:به این تصادف مشکوکم و ممکن است ساختگی باشد!

گفتم:مدارک پلیس راه و اذعان راننده کافی نیست؟

گفت:خیر،و به هیچ صراطی مستقیم نشد که نشد.از یکی از دوستانم که مدیرعامل شرکت بیمه دیگری بود کمک خواستم و پس از تماس های او متوجه شدم که آن آقای مسئول بیمه در گرفتن خودروی خود از شرکت ایران خودرو خیلی اذیت شده و قسم خورده بود که در اولین برخوردش با یکی از مدیران ایران خودرو ،انتقام بگیرد!

دو روز پیش همسرم را برای سفر خارج از کشور به منظور عمل پزشکی سختی به فرودگاه رساندم.هنگام تهیه بلیط مبلغی را هم برای کمک های پزشکی تا بیمارستان پرداختم.اما در فرودگاه تهران، مسئول این کار بعد از اینکه با خوشرویی ایشان را از ما تحویل گرفت و روی ویلچر مستقر کرد و بعد از رفتن ما ،او را حدود یک ساعت در گوشه ای روی ویلچر رها کرد و رفت،و این در حالی بود که برگه پذیرایی در لانژ فرودگاه در تمام این مدت در دستان همسرم بود!

هر کدام از ما تجربیات بسیار تلخ و دلگیر کننده ای مثل موارد فوق داریم.در تمامی سطوح جامعه،از بالا تا پایین و در تمامی طبقات و اقشار جامعه .به راستی ما را چه شده است؟

تاریخ ما حکایت از مردمی سلحشور و راستگو و دیندار و نوعدوست می کند ،اما واقعیت های اطراف ما خلاف اینها را به ما نشان می دهد.

واقعیت تلخ این است که دچار”انحطاط فرهنگی”شدیدی شده ایم و در سلسله بررسی های تحت عنوان”ایران و ایرانی”می خواهیم به علل پیدایش این مطلب و راه های چاره بپردازیم،اما در این میان باید به چند نکته اولیه اشاره نمود:

الف- در قضاوت روی این نوشته ها عجله نکنید.ممکن است در بررسی نوشته ها در مقاطع مختلف ،گمان کنید که من علاقه خاصی به مقطعی خاص از تاریخ این سرزمین دارم.اینگونه نیست.بیطرفی در تحقیق اصل مسلمی است که هرگز نباید از آن عدول کرد.

ب- تاریخ،این قصه گوی پیر همیشه بیدار کمتر توانسته بیطرف بماند.علتش هم این است که بیشتر میهمان شاهان و کاخ ها بوده است تا نظاره گر وضع مردم عادی در کوچه و بازار!

در برسی متون تاریخی باید با دقت زیادی عمل کرد.

ج-وقتی مردمی در پاسداری از اصول و ارزش ها سست و کاهل شدند،هیچ گناهی متوجه مکتب و اصول ارزشی مورد ادعایشان نیست.چرا که این مکاتب و اصول روزگاری تحولاتی عظیم در جوامع ایجاد کرده اند،پس قوی هستند و سازنده.این ما هستیم که آنها را آلوده به زنگار خرافات و جهل خود می نماییم و سیاهشان می کنیم.هشیار باشیم.

د – در تهیه این مطالب و نوشته ها از نتیجه بررسی های صاحبنظران بسیاری بهره برده ام که روزی در انتهای این سلسله نوشته ها(اگر عمری باشد)همه را نام خواهم برد.روزگار عجیبی است.اگر نوشته کسی را به نام خود منتشر کنی ،به تو اتهام سرقت ادبی خواهند زد اما اگر همین کار را از روی چندین اثر و نوشته انجام دهی،به آن نام “تحقیق ادبی”خواهند داد و از تو تقدیر خواهند نمود!

ه- و نهایتا اینکه امید بسیار دارم شما ساکنین و آیندگان به معبد نوعدوستی،با اظهار نظرها و راهنمایی های اندیشمندانه خود این نوشتار ها را غنی و کامل نمایید.

بدون یاری شما،به نتیجه ای نخواهیم رسید.

خام بدم،پخته شدم

دوشنبه, 24 اکتبر, 2011

سایه بدم،نور شدم،تا تو مرا یار شدی

خام بدم،پخته شدم،از تو دلم شاد شدی

طفل دلم،طاقت این بار نداشت

تا دل من تازه شود،قامت تو زار شدی

سالک هر راه بدم،خسته و بیمار شدم

ساکن پردیس شدم،تا تو به من جار شدی

سرد و سرافکنده بدم،سلسله جنبنده بدم

تا تو به من یار شدی،جان مرا نار شدی

تا دل من بهره برد،جان زخماری برهد

شمع شب تار شدی،بر سر بازار شدی

خوار شدی،زار شدی،خسته ز هر کار شدی

تا به رهایی برسم،تو به سر دار شدی