برچسب ها بـ ‘سرزنش’

دوستان

شنبه, 12 ژانویه, 2019

دوستان… تو را دوست می‌دارند اما معشوق تو نیستند، مراقب تو هستند؛ اما از اقوام تو نیستند.
آن‌ها آماده‌اند تا در درد تو شریک شوند؛ اما از بستگان خونی تو نیستند.
آن‌ها… دوستان هستند!
یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنشت می‌کند،
همانند مادر غم تو را می‌خورد،
مثل یک خواهر سر به سرت می‌گذارد،
مثل یک برادر ادای تو را در می‌آورد،
و آخر این‌که بیش‌تر از یک معشوق دوستت می‌دارد

از اریک فروم…..

شنبه, 12 آگوست, 2017

انسانها با نیازهای فیزیولوژیکی (گرسنگی، میل جنسی، ایمنی) نمی توانند تنگناهای انسانی شان را حل کنند، فقط نیازهای انسانی خاص می تواند افراد رابه سمت پیوند مجدد با دنیای طبیعی سوق دهند.
افراد سالم با حل کردن ثمر بخش نیازهای انسانی (ارتباط، تعالی، ریشه دار بودن، درک هویت و معیار جهت یابی بهتر) می توانند راههایی برای پیوند مجدد با دنیا پیدا کنند.
اولین نیاز انسانی یا وجودی ارتباط است، که افراد به 3 طریق با دنیا ارتباط برقرار میکنند:
– سلطه پذیری
– قدرت
– عشق
فردی که تسلیم دیگری می شود از این طریق جدايي خودش را با بخشی از یکنفر يا چيز بزرگتر از خودش متعالی می سازد و هویت خویش را در ارتباط با قدرتی که تسلیم آن شده است تجربه می کند.
قدرت طلبان از همسران سلطه پذیر حمایت می کنند،ز مانی که یک فرد سلطه پذیر و یک سلطه جو یکدیگر را پیدا میکنند، اغلب رابطه همزیستی برقرار می نمایند، را بطه اي كه برای هر دو رضایت بخش است، اما مانع از پیشروی به سوی یکپارچگی و سلامت روانی می شود.
در روابط همزیستی، اتحاد بین دو نفر احساسهای ناهشیار خصومت است، این افراد همسران خود را به خاطر اینکه نمی توانند نیازهای آنها را به طور کامل ارضا کنند، سرزنش می کنند و در جستجوی قدرت بیشتر برمی آیند، بنابراین به طور فرآیند به همسرشان وابسته و از فرديت دور می شوند.
عشق تنها راهیست که فرد می توانداز طریق آن با دنیا متحد شود و در عین حال به فردیت و یکپارچگی برسد ” وحدت باکسی یا چیزی بيرون از خویشتن، تحت شرایط حفظ کردن جدایی و یکپارچگی خویشتن”
فروم در کتاب «هنر عشق ورزیدن» چهار عنصر مشترک در تمام عشق های واقعی را بیان می کند:
اهمیت: مایل باشد ازاو مراقبت کند.
مسئولیت: به نیازهای جسمانی و روانی آنها پاسخ می دهد.
احترام: برای آنها آن گونه که هستند احترام قایل می شود .
شناخت: در نظر گرفتن آنها از نقطه نظر خودشان.

کوچه مردها 155

چهار شنبه, 4 فوریه, 2015

آن زمان هم بین دبیرستان ها برای موفقیت دانش آموزانشان در کنکور رقابت شدیدی در بین بود،بخصوص بین مدارس ملی(که حالا آنها را “غیر انتفاعی” می نامیم).
مدیر مدرسه ما هم برای ما که در سال ششم(سال آخر دبیرستان)بودیم ،تدارکات مفصلی دیده بود و از بهترین دبیران تهران برای تدریس دروس مختلف استفاده می کرد و حتی در بعداز ظهر های پنج شنبه که همه مدرسه تعطیل بود،برای ما کلاس های فوق العاده می گذاشت و با دعوت از اساتید علوم پایه دانشگاه،سعی می کرد ما را با مطالب و سوال های کنکور بیشتر آشنا کند ،ولی مگر ما این موضوع را می فهمیدیم؟!
برای ما حضور در مدرسه،آن هم هنگامی که دیگران تعطیلند،یک واقعه بسیار ناگوار بود و به اشکال مختلف عکس العمل نشان می دادیم.مثلا یک کیلو تخمه آفتابگردان می خریدیم و بین همه بچه ها تقسیم می شد و تا دبیر نگونبخت برای نوشتن چیزی روی تخته برمی گشت،صدای شکستن تخمه و بوی آن فضای کلاس را پر می کرد.یا یک بار یکی از بچه ها یک دستگاه ضبط صوت کوچک به مدرسه آورد و یک ربعی صدای معلم را ضبط کرد و بعد از آن شروع به پخش آن صدای ضبط شده نمود و دبیر بیچاره دید یک نفر دیگر دارد بخوبی صدای او را تقلید می کند و حرف های چند دقیقه پیشترش را عینا تکرار می کند!
در یکی از این روزها دبیر هندسه مخروطات که علت موضوع را فهمیده بود گفت:من حال شما را درک می کنم و برای همین به کلاس مجاور که خالی است می روم و هرکدام از شما که مایلید به درس گوش کنید به آن کلاس بیایید و بقیه می توانید همینجا بمانید و هر کاری می خواهید بکنید.
هنوز حرف های ایشان تمام نشده بود که تمام بچه های شر کلاس به سرعت خود را به کلاس بغلی رساندندو آرام نشستند و چون آن کلاس از کلاس خود ما کوچکتر بود چند نفر آخر که همه از بچه های حسابی و خیلی درسخوان کلاس بودند ،بدون جا بیرون کلاس ایستادندو معلم ما خیلی خیرخواهانه آنها را نصیحت کرد که چرا بخاطر شما چند نفر باید بقیه کلاس از یادگیری محروم شوند و حسابی آن ها سرزنش گرد؟!!!!

ایران و ایرانی 65

چهار شنبه, 2 جولای, 2014

همین وضعیت را در دولت هایی هم که روی کار می آیند می بینیم.هریک قبلی ها را مسئول تمام گرفتاری های کشور می داند و خود را مسئول پایان دادن به نابسامانی هایی می داند که قبلی ها ایجاد کرده اند و در این راه همه کسانی که در سال های گذشته شب و روز خود را وقف خدمت کرده اند برکنار می کنیم و افرادی جدید را به کار می گمارند واین چرخه تا کی قرار است ادامه داشته باشد کسی نمی داند.
زنده بودن چنین روحیه ای در مردم یک کشور باعث می گردد تا همیشه امکان متهم ساختن دیگران به هر دلیلی برای افراد حسود و تنبل وجود داشته باشد و یک راست را با ده دروغ بیامیزند و محرمانه گزارش نمایند تا فردی موفق را تبدیل به آدمی ضعیف و زبون سازند و در نتیجه اجتماع که جمع جبری همین افراد است از اعضایی برخوردار می گردد که همه ضعیف و بدبین به یکدیگرند.طبیعی است که در چنین شرایطی هرکس سعی می نماید آنچه در دل و در سر دارد از دیگران پنهان ساخته تا گزندی بر او نرسد و این در تضاد کامل با نوآوری و خلاقیت است چرا که فرد خلاق و نوآور ده بار خطا می کند تا یک بار تیرش به هدف برسد .حال اگر قرار است با اولین خطا یا حتی بدون خطا با نسبت دادن خطایی به ما رسوای خاص و عام شویم که هرگز چنین نخواهیم کرد.
راه نجات حتما در این است که نه تنها خطای کسی را بزرگ نکنیم و سرزنشش ننماییم بلکه با پوشش دادن و دلگرم کردنش وی را به حرکتی دوباره واداریم.بدیهی است که منظور من خطاهای خلاف قانونی نمی باشد که در آن مورد هم بر حسب شدت و ضعف خطا و آگاهی از نیت خطا کننده باید تا حد مقدور با ملاطفت و همراه با روحیه سازندگی فرد برخورد نمود.
متاسفانه در میان ما بدگویی از یکدیگر نیز رواج دارد و هرچه مقام و عنوان کسی بالاتر باشد بدگویی و تهمت و افترا به او از شدت بیشتری برخوردار است و در این زمینه آنقدر نسبت به یکدیگر بی رحمیم که حتی از ساختن جوک و لطیفه برای پایین آوردن شان و جایگاه اجتماعی شخص مورد نظر نیز دریغ نمی کنیم و بدون ذره ای ترس از خدا و وجدان بدترین نسبت ها را به خادمین کشور فقط به این خاطر که ما نمی پسندیمشان روا می داریم و چقدر نیز به این خاطر از خود ممنونین و ایرانی را آدمی اهل ذوق و اهل طنز نیز می دانیم و بی خبریم که داریم شیپور را از سر گشادش می نوازیم.
متاسفانه همه کم و بیش به این درد مبتلاییم.کمی فشار به ذهن خود که بیاوریم به راحتی هر یک از ما چند جوک در مورد مسئولین رده بالای حال و گذشته کشور به خاطر می آوریم که هر یک را جناح رقیب برای دیگری ساخته است.
این بیرحمی بی دلیل و غیر منطقی باعث دوری آحاد تشکیل دهنده جامعه از یکدیگر می گردد و وحدت اجتماعی و ملی را با خطر مواجه می سازد تا بدانجا که در بحران های ملی و اجتماعی به شدت ضربه پذیر و ضعیف خواهیم شد که هرگز چنین مباد.

درد دلی با حافظ!

دوشنبه, 28 اکتبر, 2013

حافظ چگونه ای؟

با رنج زمانه ات چه کرده ای؟بگو

با سرزنش های خار مغیلان و سنگ راه

با مکر زاهد و شحنه،چه چاره کرده ای؟

حافظا ناله ز بیداد زمان می کردی

اما زبان شکرشکن ز غیب،این را بدان

ما در زمان حال،بسی حسرت به دل تریم

حافظ اینجا کنون،ما خود عسس گشته ایم به خود

ما در کمین جان و روان عزیزان یکدیگریم

ما رحم به بیگانه و خودی نمی کنیم

ما با تمامی آدمیان،پیکار می کنیم

ما،”آدمیت” را نشانه گرفته ایم

یادش بخیر عزیز،چه زیبا سروده ای

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

اما عزیز دل

شیرین شکر سخن

پشمینه پوش رند

اینک و این زمان

ما تند و پرشتاب

همچون حرامیان

یکسر به ذات بدی،مبتلا گشته ایم

دوست کیست؟

چهار شنبه, 8 می, 2013

دوستان… تو را دوست می‌دارند اما معشوق تو نیستند، مراقب تو هستند؛ اما از اقوام تو نیستند.

آن‌ها آماده‌اند تا در درد تو شریک شوند؛ اما از بستگان خونی تو نیستند.

آن‌ها… دوستان هستند!

یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنشت می‌کند،

همانند مادر غم تو را می‌خورد،

مثل یک خواهر سر به سرت می‌گذارد،

مثل یک برادر ادای تو را در می‌آورد،

و آخر این‌که بیش‌تر از یک معشوق دوستت می‌دارد

40 عادت مردم موفق

شنبه, 16 آوریل, 2011

 


۴۰ عادت آدم های موفق

 

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در ۲۵ سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت ۴۰ نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم ۴۰ توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

 

۱) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

۲) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

۳) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

۵) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

۷) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

۱۳) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

۱۶) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

۱۸) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

۱۹) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

۲۰) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

۲۴) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

۲۵) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

۲۷) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

۳۲) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

۳۳) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

۳۸) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

۴۰) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.