برچسب ها بـ ‘زلیخا’

دکان عشق مولانا

دوشنبه, 21 می, 2018

هر دكانی است بازاری دگر
مثنوی دكان عشق است‌ای پسر

عشق بحری، آسمان در وی كفی
چون زلیخایی، اسیر یوسفی

دور گردون را ز جذب عشق دان
گر نبودی عشق كی گشتی جهان

جسم خاك از عشق بر افلاك شد
كوه در رقص آمد و چالاك شد

عشق را صد ناز و استكبار هست
عشق با صد ناز می‌آید به دست

تو به یك خاری گریزانی ز عشق
خود به جز نامی چه می‌دانی ز عشق

با محمد بود عشق پاك جفت
بهر عشق او خدا لولاك گفت

منتهی در عشق چون او بود فرد
پس هم او را ز انبیا تخصیص كرد

عشق آن شعله ست كو چون برفروخت
هرچه جز معشوق باقی جمله سوخت

در نیاید عشق در گفت و شنید
عشق دریایی، كرانه ناپدید

هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن

شرح عشق ار من بگویم بر دوام
صد قیامت بگذرد، و آن ناتمام

از علی دلیر

دوشنبه, 14 آگوست, 2017

توکل کن به او

شنبه, 10 سپتامبر, 2016

آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
اوست که یگانه تکیه گاه من و توست

پس

“تدبیرش”به اعتماد کن

“حکمتش”به دل بسپار

به او کن “توکل” و

“قدمی بردار”و به سمت او

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی

مقالات 50

یکشنبه, 5 ژوئن, 2016

عشق 10

آرامش چیست؟نگاه به گذشته و شکر خدا.نگاه به آینده و اعتماد به خدا.نگاه به اطراف و جستجوی خدا.نگاه به درون و دیدن خدا .
آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را.
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را.
کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد،تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش.

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند.سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد.مکر زلیخا زندانیش می کند.اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند.
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد،نمی توانند.اوست که یگانه تکیه گاه من و توست.پس:

،”تدبیرش”به اعتماد کن

،”حکمتش” دل بسپار به

کن به او، “توکل”

،”قدمی بردار”و به سمت او

خواهی دید که به سمت تو،خواهد دوید.

ماجرای پایان ناپذیر حافظ 23

سه شنبه, 9 فوریه, 2016

در قضیه یوسف که “احسن القصص”خوانده می شود،یک مثلث عشق داریم:یعقوب،دلبسته یوسف است(عشق پدر فرزندی)،زلیخا،دلبسته یوسف است(عشق جسمانی)،و یوسف،دلبسته خداست.(عشق روحانی).سرانجام یوسف پیروز می گردد،و آن دو تن دیگر نیز زمانی به مقصود می رسند که از عشق انسانی به عشق الهی بازگردند.
ولی راه به سوی عشق الهی راه همواری نیست،خاشاک زار و سنگلاخ است،بصورت آزمایش های دردناک،همانگونه که یوسف،چاه و دربدری و زندان دید تا سرانجام به عزیزی مصر رسید.
عشق،وادی بلاست،با اندوه و زجر همراه است،از این رو هرکسی نمی تواند از بوته گدازان آزمایش آن سربلند بیرون اید.عشق را باید برای خود عشق خواست،یعنی پس از آنکه همه چیز خود را دادی،آن یک چیز را به دست می آوری،که به تنهایی مجموع همه چیزهاست و از همه برتر.
بنابراین دنیای عشق چون بهشت معنوی است.همانگونه که مومن به طمع بهشت سرای دیگر،از سر لذائذ دنیوی می گذرد،عاشق نیز،برای ورود به بستان سرای عشق،پا بر سر هرچه هست می نهد.در عشق عرفانی،انسان به این دلخوش است که وضع انسانی خود را در هم می شکند،از مرز ممنوع محدودیت جسم درمی گذرد،و در واقع”خداگونه”می شود،آرزویی که همواره با بشر بوده است،و تنها وصولش را در عالم تخیل یافته.

به او اعتماد کن

چهار شنبه, 17 آوریل, 2013

آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس

به “تدبیرش” اعتماد کن

به “حکمتش” دل بسپار

به او “توکل” کن

و به سمت او “قدمی بردار”

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی