برچسب ها بـ ‘رگ’

خدا تنهاست!

شنبه, 19 ژانویه, 2019

دانستن،اعظم گناهان است و تنهایی اشد مجازات.
آنکه بیشتر می داند،سزاوارتر به تنهایی.
به سوگ بنشیند،آنکه فهمید.
بسوزاند درونش و شعله کشد وجودش،از زبانه های به بلندای سایه نارون تنهایی.

هر که او بیدارتر پر دردتر
هر که او آگاه تر رخ زردتر
همانا خداست تنهاترین تنهایان.
اما همین خدای تنها،از رگ گردن به شما نزدیکتر است.
خدای تنها،یار تنهایان است.
به دادش برسید!

پشت هیچستان

دوشنبه, 4 فوریه, 2013

سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
كه خبر می آرند، از گل واشده دور ترین بوته خاك.
روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی
است كه صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا كه ترك بر دارد
چینی نازك تنهایی من

عاشقانه ها 38

یکشنبه, 20 ژانویه, 2013

 

ای عزیز هرکس داند حقیقت چیست، داند عشق کدام است و عاشق کیست. در این راه مرد باید بود و با دل پر درد باید بود، عاشق باید بی باک باشد، اگرچه او را بیم هلاک باشد.

عشق دردیست که او را دوا نیست و کار عشق هرگز به دعا نیست. عشق مایه آسودگیست ، هرچند مایه فرسودگیست. عاشق هم آتش است وهم آب وهم ظلمت وهم آفتاب. دل عاشق همیشه بیدار است و دیده او گهربار است.

هرکه عاشق نیست ستور است روز را چه کند زانکه شبپره کور است.

عشق آمد شد چو جانم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت

نامیست زمن بر من و با قی همه اوست

خواجه عبدالله انصاری