برچسب ها بـ ‘رفیقان’

دویدیم ولی خیر ندیدیم

دوشنبه, 22 آوریل, 2013

اندر پی اعیانی و دیوانی و قدرت

سالها دویدیم و به جایی نرسیدیم

از درد رفیقان و حبیبان و فقیران

دل پر شده از خون ولی ما ندیدیم

در مزرعه سبز و فریبنده دنیا

چندی خرامیدیم و مستانه چریدیم

هرگز نشدیم علت نیکویی و یاری

هرجا که مجال هنری بود،پریدیم

از مکر و ریا و ره آسان چپاول

هرجا سخنی بود،همان سمت دویدیم

بازار جهان دین و دل ما بگرفته

لعل دل خود دادیم و خرمهره گرفتیم

هرگز نرسد بار کج رندان به منزل

با نیش جهالت،چه یاران که گزیدیم

بار امانت

دوشنبه, 23 ژانویه, 2012

امانت داده ایم وجدان خود را

به یارانی که قدرش را ندانند

به ظاهر بار خود را کم نمودیم

نهادیم دوش آنانی که خواهند

ولی غافل ز یک موضوع ساده

که ایشان راه را از چه ندانند

به چه افتند در پایان این راه

امانت را به چه مدفون نمایند

خدا خواهد که خود کاری نماییم

که تا یاران حق تنها نمایند

چو جمعی در ره جانانه کوشند

رفیقان جملگی گرد هم آیند

بکوشند و بسازند و در آخر

ز جد و سعی خود غوغا نمایند

بهاری در زمستان سبز گردد

بهین ملک خدا برپا نمایند

 

 

غریبه

شنبه, 3 دسامبر, 2011

من غریب ام در میان جمعتان
واژه ای خاموش در فرهنگتان
این سرای خواب های خستگی
بی دلان را کی شود وابستگی
جامه سیمانی خاکستری
مه رخان را می نماید بستری
من به بال یک نسیمی می روم
ای رفیقان صمیمی می روم