برچسب ها بـ ‘رشد’

ایران و ایرانی 76

چهار شنبه, 24 دسامبر, 2014

هفتم – ترجیح رسومات بر سنتها
برای اینکه با مقصود و منظور اینجانب در این بخش آشنا گردید ابتدا بهتر است به تعریف مورد نظر من از هریک از این دو کلمه بپردازیم:
سنت مجموعه اعمال و رفتاری است که در طول سالیان سال تکرار می گردد و نبودش به وجود و اجتماعات انسانی لطمه می زند.
بد نیست در باره این تعریف به ذکر چند مثال بپردازیم. ازدواج و تشکیل خانواده برای برقراری نظم اجتماعی و روشن بودن مسئولیت هر کس برای رشد و تربیت تعدادی خاص و معلوم از زیباترین و در عین حال ضروری ترین سنت های اجتماعی است که در تمام ادیان و مکاتب و ملل بصورت فطری مرد پذیرش و قبول می باشد.یا مشغول بودن آدمی در کاری به محض احساس آمادگی برای رفع مانع یا انجام خدمتی برای دیگر همنوعان و جامعه بشری به منظور رشد و تعالی مستمر دنیایی که در آن زندگی می کنیم نیز سنتی است که با بشر بوجود آمده و طوری در ذهن تک تک ما نهادینه شده است که فرد بیکار را موجودی زائد و انگل اجتماعی می دانیم.
یا عیادت از بیماران و ناتوانان فامیل و آشنایان سنتی نیکو و پسندیده است که در طول زمان مورد سفارش همه بزرگان و الگوهای جامعه بوده است و مطالعات و تحقیقات دانشمندان نیز بیانگر این بوده است که این امر در معالجه فرد نیازمند و بیمار مثل دارو موثر است و مورد تاکید می باشد.
رسم مجموعه عادات و رفتاری است که در طول سالیان سال تکرار می شود و بودنش به وجود و اجتماعات انسانی لطمه می زند

سلسله مباحث مدیریتی 15

سه شنبه, 7 اکتبر, 2014

حال بد نیست به گوشه ای دیگر از جهان برویم و ببینیم با مدیریت درست و برنامه ریزی شده و مسئولانه چگونه می توان به مردم کشور خدمت نمود و به خدا نزدیک تر شد!اگر دانمارک می تواند چنین کند،ایرانی مسلمان با آن همه پشتوانه دینی و فرهنگی و تاریخی نتواند؟!
نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است .
وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد.
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل “ووگستو” می شود.”ووگستو” متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما “داوپلایه ها” شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.

یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
به طور کلی شهرداری ها مسئول تعلیم و تربیت کودکان ، نوجوانان و جوانان می باشند . از این رو شهرداری ها اهمیت خاصی به استفاده از افراد تحصیلکرده می دهند وبا توجه به نیاز متفاوت کودکان در سنین مختلف برنامه های آموزشی خاصی برای آنها ترتیب می دهند.
در هر سه مرکز نگهداری کودکان جشن هایی برگزار می شود ، با این هدف که همکاری پدر و مادران با مرکز آموزشی بیشتر شده و آنان با شناخت والدین دیگر کودکان ،محل را برای خود امن تر حس کنند.
معمولا در این جشن ها انتخابات هیئت امنا نیز برگزار می شود و نمایندگان والدین در این جشن ها انتخاب می شوند. در دانمارک مرسوم است که هر محل آموزشی منقل کباب خیلی بزرگی نیز است که در روز جشن پدر و مادرها خود غذاهایشان را می آورند و کباب کرده و به این بهانه با یکدیگر آشنا می شوند

خدا ما را چگونه می خواهد؟

یکشنبه, 3 نوامبر, 2013

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود

در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند

استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟

 

شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند

استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟

شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد

استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟

شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم

استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟

شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم

استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟

شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود

:استاد گفت   

پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش

همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی

تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی

تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری

خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد

او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،

نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را

آتش بدون دود 8

سه شنبه, 8 اکتبر, 2013

تنها،هرچقدر هم که قوی باشد،باز ضعیف است.

درافتادن با حقیر،حقارت می آورد

******************************

این درد است که مرد را مرد می کند و جوان را پیر،ماه و سال که کاره ای نیستند!

*****************************

انسان برای خطا کردن و جبران خطا،زاییده می شود.خطا،دلیل تازگی راه است،دلیل رشد،دلیل باز شدن،و دلیل اینکه انسان نمی خواهد و نمی تواند فقط به تجربه شده ها قناعت کند.

******************************

من رذل و موذی و حیله گر نیستم تا دشمن نداشته باشم.اگر بی دشمن بمانم،تنها دلیلش این است که هدفم را از یاد برده ام،چرا که هیچ هدف بزرگی وجود ندارد که دشمنان حقیری نداشته باشد.

کمی بیاندیشیم 34

سه شنبه, 13 نوامبر, 2012

طوطی صحبت میکند ، اما اسیر قفس است

اما عقاب سکوت میکند و دارای اراده پرواز . . .

.

.

.

ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با موافق هستند اما زمانی رشد میکنیم با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند . . .

.

.

.

اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید

میتوانید طعم یک سیب خوب را درک کنید

پس ، از تلخی های زندگی درس بگیرید تا بتوانید آن را درک کنید .

 

کمی بیاندیشیم 17

سه شنبه, 17 جولای, 2012

 

 

انتقاد هم مانند باران، باید آنقدر نرم

باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد

موجب رشد او شود

 

 

به قـــول بابام

ديکتـاتـور اون بچه ي دو ساله ست که بيست نـفر مجبورند به خاطــر اون

کـارتون نگاه کنند

به قـــول داییم

، اگه خر اعتماد به نفس بعضی ها رو داشت الان سلطان جنگل بود

 

 

به قـــول لامارتین شاعر فرانسوی ،

تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم. محبتی که علت داشته باشد یا

احترام است یا ریا

 

بزرگترین دشمن شما

سه شنبه, 27 دسامبر, 2011

 

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد.

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.

سخناني از طلا با ارزشتر

شنبه, 9 جولای, 2011

مردم ممكن است به حرفهايت شك كنند،اما عملت را باور مي كنند.

**********

هنگامي كه در زندگي سربالايي مي روي،با مردم مهربان باش،زيرا هنگامي كه سرازير مي شوي،به آنها احتياج خواهي داشت.

**********

هيچ گاه توضيح مده!

دوستانت به آن نياز ندارند و دشمنانت باور نخواهند نمود.

***********

هنگام انتقام گرفتن ،دو چاله بكن

يكي هم براي خودت!

***********

جرات داشتن به معني نترسيدن نيست،بلكه توانايي تصميم گيري و عمل بهنگام مواجه شدن با ترس است.

***********

شما بايد خودتان رشد كنيد!

مهم نيست قد پدرتان چقدر بوده

**********

در جاده زندگي،اگر راه اشتباهي را در پيش گرفته ايد

هرگز دور زدن ممنوع نيست!