برچسب ها بـ ‘رسوم’

مقالات 66

یکشنبه, 25 سپتامبر, 2016

5 – تزکیه
در اولین قدم باید جهد نمایی تا درون و وجودت را برای پذیرایی از دوست پاک و تمیز کنی که میهمان عزیز است و لایق بهترین و زیباترین و پاک ترین جای وجود آدمی.پس باید روح را به مدد و یاری”شریعت” ،تزکیه نمود.
به تعبیر زیبای دکتر نعمت الله تابنده :”شریعت وظایف تن برای حفظ خانه دل است و طریقت آماده کردن خانه دل برای ورود جانان و حقیقت تشریف آوردن صاحب خانه است.در آیه مبارکه “انا بشر مثلکم یوحی الی” که به پیامبر اکرم می فرماید:بگو من هم بشری مثل شما هستم که به من وحی می شود،جمله”انا بشر مثلکم”(من بشری مثل شما هستم)شریعت است ،یعنی به مردم میفرماید:انجام آداب و رسوم عبادات و خلق رفتار و اجرای احکام اهی،انجام واجبات و دوری از محرمات،همان طوری که برای شماست برای من هم معین شده است و به همان گونه که من رعایت می کنم،شما هم حتی المقدور باید رعایت کنید یا به عبارت دیگر میفرماید:من هم بشری هستم مانند شما که صاحب و مظهر”انک لعلی خلق عظیم” شده ام که برای خلق جهان نیز رحمت می باشم و شما هم اگر پیرو واقعی من هستید در حدود توانایی و عشق و ظرفیت خود در این راه گام بردارید و از پای نایستید تا به کمال خود برسید و برای مردم هم چشمه رحمت گردید و در حد استعداد و شایستگی خویش مشمول عنایت حق شوید،پس شریعت گام برداشتن در طریق صاحب اوصاف”خلق عظیم” و به راهنمایی و هدایت ایشان که برای جهانیان رحمت کامل است،می باشد. یعنی شریعت حقیقی مورد نظر آن بزرگوار ،انسان را به هر اندازه ای که بکوشد مشمول لطف حضرت جانان می کند و به صاحب خوی و رفتار و خلق بزرگ نزدیک می شود و برای مردم نیز مایه رحمت خواهد بود.پس هر مسلمانی که اثری از این دو(رحمت و خلق عظیم)در وجودش دیده نشود و در حقیقت پیروی از شریعت آن پیامبر بر حق و بزرگ نکرده است.

ایران و ایرانی 37

یکشنبه, 13 ژانویه, 2013

هستند کسانی که نوع انسان را چون عروسکی مومی یا خمیری می دانند که با سرعت و سهولت می توان آن را به هر شکلی درآورد.ادعا می کنند که کشوری ممکن است با یک تغییر تقلیدی سازمان اداری و اجتماعی،و پاره ای تعلیمات و برنامه های تربیتی فوری و سطحی،یک شبه ره صد ساله بپیماید.

سابقا اگر پرسیده می شد که چرا در مملکت ما ،اختراعات و ترقی به عمل نیامده است،جواب می دادند: چون که خارجیها مربی و مشوق داشته اند و ما نداشته ایم. و یا: رسوم و معتقدات کهنه،مانع رشد و تمدن ما می باشد.پس از آن ایام،در دوران تجدد خواهی اواخر قاجاریه و بعد از قاجاریه که در شئون زیادی از کشور،تکانها و تغییرات چشمگیری ظاهر شد،طرز فکر غالب این بود که:یگانه چاره ما این است که از مغز سر تا ناخن پا فرنگی شویم.مثل یک دهاتی که او را برای نوکری به خانه ارباب می آورند ،به سلمانی و حمام و خیاطی برده و سراپایش را نو می کنند،ما هم می توانیم با یک تعویض لباس و تغییر مظاهر خارجی زندگی فردی و اجتماعی،اروپایی تمام عیار و سعادتمند شویم.

اخیرا نزد بسیاری از روشنفکران مبارز برای توجیه بی حرکتی ها یا شکست ها ،این طرز تحلیل رایج شده است که:افراد ایراتی ذاتا شریف و توانا و فداکارند ،عیب در نداشتن رهبری یا بد عمل کردن رهبران است.

به فرض که هریک از این تجزیه و تحلیل ها بتواند در وهله اول رابطه علت و معلولی ،جوابگوی مسئله باشد،هیچیک از ما را به کشف حقیقت و به عامل واقعی و راه حل نهایی نمی رساند.

 

عاقبت کار

شنبه, 8 دسامبر, 2012

عاشق فرهنگ ترکمنی ها بودم،با خواندن کتاب”آتش بدون دود” زنده یاد نادر ابراهیمی بیشتر دوستشان دارم.

هفته گذشته یک روزی در شهر گنبد بودم.با دوستی که از وضع شهر و مردمش اطلاع زیادی داشت گپی زدم.

می گفت:متاسفانه این مردم با آن خصوصیات خوبشان تغییر زیادی کرده اند. تعداد زیادی از مردانشان معتاد شده اند و حاصل این اعتیاد این شده که فساد خانوادگی نیز در بین آنها زیاد شده است.

باورم نمی شود که مردمی با این غیرت و رسوم زیبای فرهنگی و غنای اخلاقی چنین شده باشند.هنوز هم به خود می گویم که این امکان ندارد و انشالله دوست من برداشتی اشتباه داشته باشد.

اما متاسفانه آمار طلاق و جدایی در اکثر قریب به اتفاق شهرهای ایران رشد وحشتناکی داشته که حکایت از عدم انطباق روحیات مردم با تغییرات سطح زندگی امروزی می نماید.

باید برای عاقبت کارمان جدی تر اندیشه نماییم.