برچسب ها بـ ‘رسانه’

کلید توسعه ایران 24

چهار شنبه, 26 فوریه, 2020

در جهان امروزی،رسانه ها،اینترنت،فضای مجازی ،ماهواره ها و مناسبات دانش آموزان با والدین آن ها، در کنار مدرسه و بیش از مدرسه در فرایندهای یاددهی و یادگیری دانش آموزان سهیم هستند. از این رو مدرسه در این بستر جدید و امروزی،میدان معنایی است که دیگر مانند گذشته چندان مکان مند و یا نهادمند نیست. بر این اساس مس توان گفت: در آینده مدرسه ساختار متمرکز و مرکز محور خود را از دست می دهد،یا به شدت این مرکزیت تضعیف می شود.
همچنین بر اساس این دیدگاه می توان گفت: در آینده،دولت نمی تواند مانند گذشته یا حتی مانند امروز،قدرت همه جانبه ای برای کنترل و نظارت بر عملکرد مدرسه در خدمت هدف های سیاسی خود داشته باشد. نیروهای رسانه ای و قدرت خانواده ،بر قدرت دولتی پیشی خواهد گرفت. دیوارهای مدرسه از دور آموزش کنار می روند و آموزش بیش از آنکه در نظام مدرسه ای رخ دهد،در میدان معنایی مدرسه خواهد بود.
دانش آموزان از حقوق بشر برخورداری بیشتری دارند تا از حقوق سنتی جامعه پدرسالار.

یک پیچ تاریخی دیگر 3

یکشنبه, 29 اکتبر, 2017

برای بررسی این موضوع ذکر مقدماتی لازم می باشد:
الف – می توان حدس زد که لغو تحریم ها موجب رخ دادن وقایع زیر می گردد:
– کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی
– افزایش تولید و فروش نفت ایران
– ورود پول های بلوکه شده ما از خارج به داخل کشور
با توجه به نظام تجاری حاکم موجود بر کشور ما ،مطالب فوق باعث پدید آمدن اتفاقات زیر در جامعه می گردد:
– افزایش بی رویه واردات
– تعطیلی بیشتر واحدهای فعال تولیدی کشور
– ودر نتیجه عدم حقق شاخص های پیش بینی شده د ر” برنامه توسعه اقتصادی ایران 1404″
موضوع رفع تحریم ها و هجوم بازرگانان و شرکتهای غربی به ایران برای تجدید حیات تجاری در کشور ما و وجود شرکت های چینی و روسی – که بر اثر اعمال تحریم ها در چند سال گذشته در بازار ما یکه تازی نموده اند – شرایطی را فراهم نموده است که اگر هشیار باشیم،می توان قدم های بزرگی در اصلاح تجارت،صنعت و رفاه مردم کشور برداشت و این همان “پیچ تاریخی” است که من موضوع مقاله ام کرده ام.
ب – اما ما برای تغییرات عمده بر رویه های موجود تجاری کشور و تبدیل این سیستم از خریدار کالاها و خدمات خارجی،به یک شریک تجاری با شرکتها و سازمان های معتبر و مورد نظر جهانی با موانعی در داخل کشور روبرو هستیم که مهمترین آنها به شرح زیر می باشند:
– تحقق و تجلی واقعی خصوصی سازی در کشور.
– چالش های عملیاتی نگران کننده موجود در کشور برای سرمایه گذار خارجی مثل:فساد حاکم بر سازمان ها،بوروکراسی اداری طولانی و
زمان برو……
– اشکالات بستر های زیرساخت خدماتی مثل برق رسانی،گاز رسانی،آب رسانی ،سیستم های حمل و نقل،ساخت هتل های مدرن
و…….
– اشکالات موجود در قوانین تجاری ما در زمینه تسهیل ورود و خروج آزادانه ارز.
– آموزش و تعلیم مردم در رسانه های ملی و عمومی در راستای برخورد مناسب با توریست های خارجی در همه زمینه های اجتماعی بر
مبنای فرهنگ متعالی ملی و مذهبی کشورمان.
باید برای موانعی که ذکر شد،چاره اندیشی نمود و هرچه سریعتر زیرساخت های مورد نیاز ذکر شده را اصلاح یا ایجاد نموده و پس از آن با وجود ویژگی ها و پتانسیل های موجود در جامعه همچون:منابع انسانی قوی و دارای انگیزه، انرژی ارزانتر نسبت به خیلی از کشورهای جهان،وجود منابع و معادن متنوع و غنی، سابقه صنعتی بیش از پنجاه سال در برخی موضوعات همچون صنایع پایین دستی نفت و خودرو در کشور و……… و همچنین داشتن یک چشم انداز توسعه تجاری مبنی بر تعامل و فعالیت موزون بر هردو پایه واردات و صادرات از راه سرمایه گذاری مشترک و دوجانبه با شرکت های معتبر خارجی در داخل و خارج کشور،این بار از این پیچ تاریخی سربلند و موفق عبور کرده و به راه خود در راستای ارتقائ جسم و روح آحاد ملت خود ادامه دهیم.چنین باد.

درد دل!

شنبه, 12 نوامبر, 2016

یکی از تفریحات من در شبها و اوقاتی که در ماموریت های خارج از کشور در اتاق هتلم نشسته ام این است که از پنجره خیابان های بیرون را تماشا می کنم و به وضع عبور و مرور ماشین ها و مردم پیاده توجه می کنم.
در تهران هم اتاق کار من بالکنی دارد که می توانم گهگاه از این بالکن به رفت و آمد ماشین ها و پیاده ها نگاه کنم.
میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است
به جرات می توانم بگویم که در صورت رعایت مقررات قانونی و اجتماعی در رفت و آمدها بیش از نیمی از مشکلات ترددهای شهری و ترافیک تهران حل خواهد شد.
و چقدر تاسف بار است که می بینم مسئولین و رسانه های ما(بخصوص صدا و سیما)به جای پرداختن به آموزش مردم در این مسائل و مشکلات اصلی دیگر جامعه،همگی به حذف و بدنام کردن یکدیگر می پردازند!بی فرهنگی که شاخ و دم ندارد.

از دکتر محمود سریع القلم

سه شنبه, 4 مارس, 2014

بر اساس تجربه‌ای که در مشاهدات بین‌المللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشته‌ام اولین وجه مقایسه‌ای که می‌توان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار می‌کند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه، ویلا و اتومبیل به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز می‌کند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوش‌رنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید.

این یک پارادوکس است چرا که در جامعه‌ای زندگی می کنیم که مباحث دینی و اخلاقی در آن سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد. برای نمونه این مباحث توسط رسانه‌ها، از طریق فضای عمومی، از طریق آموزش و از طریق کتب مذهبی طرح و عنوان می‌شود و آموزش معنوی و دینی جایگاه زیادی دارد اما این بعد دینی به نظر می رسد بیشتر بعدی ذهنی است. یعنی یک مداری در ذهن میانگین ایرانی هست که ارتباط بسیار محدودی با عمل فرد ایرانی دارد. نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزه‌های اخلاقی و دینی است. یعنی شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می دهند و نکات اخلاقی را مورد اشاره قرار می‌دهند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می برند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژه‌ها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند.

نکته‌ای که حالت معماگونه دارد این است که دایره ذهنی اخلاقی و دایره بیان اخلاقی چه ارتباطی با عمل اجتماعی ما دارد؟
من در منطقه نیاوران تهران به راننده اتومبیلی که سوبله (و نه دوبله) ایستاده بود با زبان خیلی ملایمی گفتم لطف می‌کنید قدری جلوتر پارک کنید چون ترافیک سنگینی در نتیجه توقف شما ایجاد شده است. پاسخ ایشان این بود که من هر کاری دوست داشته باشم می کنم. در اعتراض شهروند دیگری، وی گفت زیاد حرف بزنید شما را مچاله می‌کنم بعد می‌اندازم در جوب. در مورد جملات این راننده متخلف، می توان تحقیقات گسترده‌ای درباره فرهنگ خودخواهانه ایرانی انجام داد