برچسب ها بـ ‘رجعت’

آخر الزمان 22

یکشنبه, 27 ژانویه, 2019

چنانکه ملاحظه می‌شود موضوع آخرالزمان و رسیدن ملکوت الهی به چند صورت ناهمسان و ظاهراً متناقض در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید مطرح شده و این کیفیت از نخستین ادوار تاریخ مسیحیت موجب اختلاف‌نظر در میان اصحاب کلیسا و ناهماهنگی در تفاسیر بوده است. گروهی از آباء اولیه کلیسا و پیروان آنان رجعت عیسی و وقوع‌ آخرالزمان را، با همه علائمی که در مکاشفات برای آن آمده است بسیار نزدیک می‌دیدند، گروه دیگر خود را در هزاره آخر (ششم) که پایان آن آغاز هزاره مسیح و شهدا (هزاره هفتم) خواهد بود می‌پنداشتند و گروه سومی که اکثریت مسیحیان را شامل می‌شد، کلیسای اولیه، یعنی جامعه مؤمنان مسیحیت را که از آن به پیکر عیسی تعبیر شده بود، حضور مسیح و روح‌القدس و مقدمه تحقق ملکوت الهی می‌دانستند. گرایش اول، با گذشت زمان و بی‌نتیجه ماندن انتظارها، به انتظار رجعت و وقوع احوال آخرالزمان در آینده‌ای نامعلوم تبدیل شد و از آن هنگام تاکنون هر حادثه بزرگ طبیعی یا غیرطبیعی، جنگهای شدید، رواج بی‌دینی و همانند این گونه رویدادها از علائم رجعت و ظهور مسیح تصور می‌شده است (نک‍ : بوسه، ۱۵۴ به بعد، ۱۹۵ به بعد). گرایش دوم، یعنی امید به آمدن هزاره مسیح گرچه در آغاز طرفدارانی داشت و در دوره‌های بعد نیز گهگاه می‌شد، لیکن هیچ‌گاه به صورت عقیده‌ای رایج و شایع درنیامد.
اما گرایش سوم اساس فکر مسیحیت در کلیسای کاتولیک روم و کلیسای ارتودکس شرقی شد. کلیسا (جامعه مؤمنان) مظهر ملکوت الهی است، و روح‌القدس در آن یعنی در جامعه مؤمنان و در روح هر مؤمن حضور دارد و تأسیس کلیسا آغاز و طلیعه تحقق حکومت خداوند است. جهان بیرون از کلیسا قلمرو شیطان و عرصه گناه است و هر که به جامعه مؤمنان بپیوندد، خود را از سییطره شیطانی رها کرده و نجات یافته است. کلیسا در حال گسترش است و سرانجام به کمال خود خواهد رسید و تمامی جهان را فراخواهد گرفت. و آنگاه ملکوت الهی بیرون از این جهان و بیرون از این تاریخ، در جهانی نو برقرار خواهد شد. این نظر با رسمی شدن و قدرت یافتن کلیسا در امپراطوری روم (از سده ۵ م به بعد) و با آثار و تبلیغات کسانی چون قدیس اگوستین، قوت و سیطره تمام گرفت و در شوراهای متعدد تأیید شد و امروز از اصول اعتقادی کلیسای کاتولیک روم و کلیسای ارتودکس شرقی است و کلیساهای پروتستان نیز غالباً، با تفاوتهایی از برخی جهات، کلاً آن را پذیرفته‌اند. در سده ۱۹م به سبب پیشرفتهای علمی و صنعتی جدید و غلبه شیوه‌های تفکر تعقلی (راسیونالیستی) بسیاری از اصول اعتقادی مسیحیت مورد تردید و حتی انکار قرار گرفت و طبعاً در میان متفکران مسیحی کوششهایی در جهت سازگار کردن دین با علم و توجیه و تبیین این گونه مسائل آغاز شد. دانشمندان به تحقیق در متون کتاب مقدس و نقادی آنها از لحاظ موضوعی و تاریخی و زبان‌شناسی پرداختند و از آن زمان تاکنون در باب مسائل مختلف کلامی و اعتقادی و تاریخی و نیز در توجیه اختلافاتی که در موضوعات مربوط به فرجام‌شناسی در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید دیده می‌شود، نظریات و آراء خاص عرضه داشته‌اند.

آخرالزمان 19

یکشنبه, 6 ژانویه, 2019

ولی در موارد دیگر از علائمی که رجعت عیسی و وقوع آخرالزمان را خبر می‌دهد و از حوادثی که پیش از آن روی خواهد داد، به تفصیل سخن می‌رود: بشارت عیسی به سراسر جهان خواهد رسید. پیغمبران کذّاب و مسیحان دروغین ظاهر خواهند شد، قحطها و وباها و زلزله‌های بزرگ و جنگها و بلاهای سخت روی خواهد داد، آفتاب و ماه تاریک می‌شوند و ستارگان فرو می‌ریزند، اساس افلاک متزلزل می‌شود، برادر برادر را و فرزند پدر را به هلاکت می‌سپارد و پدر فرزند را به قتل می‌رساند،‌ «اما همه‌اینها آغاز دردهای زه است» (مرقس، ۱۳: ۴ـ۲۷؛ متی، ۳:۲۴ـ۳۱؛ لوقا، ۸:۲۱ ـ۲۸). در پایان این احوال علامت پسر انسان بر آسمان پدیدار و مسیح «در جلال خود در ابرها» (متی، ۳:۲۴، ۶۴) و یا «با فرشتگان قدرت خود و در آتش مشتعل» (رساله دوم به تسالونیکیان، ۷:۱ـ ۸؛ رساله اول به قرنتیان، ۱۳:۳). ظهور خواهد کرد، دشمنان خدا و دجال فریبکار را که معجزه‌های دروغین می‌آورد و مردم را به گمرانی و ارتداد می‌کشاند، نابود خواهد کرد (رساله دوم به تسالونیکیان، ۸:۱ ـ۹، ۳:۲ـ۹)، و دشمن آخرین که مرگ است نابود خواهد شد (رساله اول به قرنتیان، ۲۶:۱۵). سپس مردگان با پیکری روحانی زنده خواهند شد (رساله اول به قرنتیان، ۴۴:۱۵ـ ۴۵) و مسیح داوری بزرگ را برقرار خواهد کرد، بدکاران در آتش خواهند سوخت و مؤمنان و پاکان «چون آفتاب رخشان خواهند شد» (متی، ۴۱:۱۳)، زمین و آسمان نو می‌شود و خلق جدید آغاز خواهد شد (متی، ۲۸:۱۹؛ رساله دوم پطرس، ۱۳:۳).
شرح وقایع آخرالزمان در کتاب عهد جدید از همه جا مفصل‌تر و نزدیک‌تر به فرجام‌شناسی یهود در کتاب مکاشفه یوحنا آمده است. این کتاب که در اواخر سده ۱ ق‌م نوشته شده، شامل رؤیاها و مکاشفاتی است درباره پایان جهان، که غالباً به صورت تمثیلهای عجیب، از آن گونه که در کتاب دانیال نبی دیده می‌شود بیان شده، و تصویری از شهر آسمانی (اورشلیم سماوی) که جایگاه مؤمنان و رستگاران است ارائه می‌دهد (۹:۲۱، ۵:۲۲). پیش از رجعت عیسی، تحولات عظیم کیهانی واقع می‌شود (چون باریدن خون و آتش از آسمان، خونین و زهرآگین شدن دریاها و رودها، تاریک شدن خورشید و ماه و ستارگان… که در پی هم از دمیدن ۷ فرشته در صورهای خئد روی می‌دهد)، فتنه‌ها و بلاهای عظیم بروز می‌کند، چون بیماری و مرگ، جنگ و کشتار، قحط و خشکسالی (بابهای ۶، ۱۵، ۱۶). سپس مسیح با سپاهی از فرشتگان ا آسمان فرود می‌آید، ۲ حیوان عجیبی که نمودار قدرتهای شیطانی حاکمند و جهان را به فساد کشیده‌اند و نیز دجال و پیروانش مغلوب و نابود می‌شوند، دجال در دریای آتش افکنده می‌شود و پرندگان از خون و گوشت جباران و بدکاران سیر می‌شوند (۱:۱۳ـ ۱۸، ۱۱:۱۹ـ۲۱). چون قدرتهای شیطانی نابود شدند، شیطان خود به زنجیر کشیده می‌شود، و ۰۰۰،۱ سال در قعر هاویه محبوس می‌ماند (۱:۲۰ـ۱۰). در این ۰۰۰،۱ سال شهیدان زنده می‌شوند و مسیح بر جهان حکومت می‌کند و صلح و خیر و برکت در جهان برقرار می‌گردد. رنج و بیماری و مرگ نیست، ماه چون خورشید تابناک و خورشید ۷ بار از ماه تابناک‌تر می‌گردد. در پایان این هزاره، شیطان از بند رها می‌شود و سپاه یأجوج و مأجوج اورشلیم را محاصره می‌کند. ولی آتشی از آسمان فرو می‌ریزد که نیروهای شیطانی را نابود می‌کند و شیطان در دریای آتش سوخته می‌شود. پس از آن رستاخیز همگانی برپا و داوری بزرگ آغاز می‌شود، فرشتگان کتاب اعمال را می‌گشایند، گنهکاران به دریای آتش انداخته می‌شوند و نیکوکاران که نامشان در «دفتر حیات» ثبت است، در جهانی نو که ملکوت الهی است به حیات جاوید می‌رسند (باب ۲۰).

آخرالزمان 16

یکشنبه, 16 دسامبر, 2018

مسیحیت :
نظریاتی که درباره آخرالزمان در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید آمده است یکسان و یکنواخت نیست و به دشواری می‌توان تصویری روشن و هماهنگ از آنها در این باب به دست آورد. علت این امر آن است که اولاً هر ۴ انجیل و بخشهای دیگر کتاب عهد جدید نقل اقوال و گزارشهایی درباره اقوال و اعمال عیسی(ع) است که از قول شاگردان و نزدیکان او روایت شده و طبعاً تصورات و دریافتها و سوابق ذهنی ناقلان و نیز زمینه‌های فکری و فرهنگی شنوندگان در محیطهای متفاوت، در اشکال و معانی روایات مؤثر بوده است.
چنانکه گفته شد، در یکی دو قرن پیش از میلاد مسیح و در طول قرن اول انتظار ظهور منجی یا مسیحایی از نسل داوود، در میان قوم یهود شدت تمام گرفته بود و به اشکال و صور گوناگون جلوه‌گر می‌شد. در نظر نخستین پیروان عیسی و مسیحیان اولیه، عیسی انسانی بود برگزیده خدا، مسیحای موعود و منتظر، که گناهان همه گنهکاران را بر خود گرفت، آزار دید، مصلوب شد و روز سوم از گور برخاست و به آسمان صعود کرد و به زودی «رجعت» خواهد کرد. اوست که باید جهان را از ظلم و فساد پاک کند، بندگان خدا را از غلبه‌ نیروهای شیطانی رهایی بخشد و راه رستگاری نهایی را بگشاید. با مرگ عیسی که قربان شدن اوست، میثاق جدیدی میان انسان و خدا بسته می‌شود. پس از آنکه مسیحیت به سرزمینهای غربی راه یافت و در محیط فکری در فرهنگی یونانی رو به رشد و گسترش نهاد، سخنان منسوب به عیسی که در اصل به زبان آرامی بود، به زبان یونانی ترجمه شد و پیام او، که دنباله نبوتهای پیشین بود و از افکار منعکس در «مکاشفات» یهود و تعلیمات کسانی چون یحیی بن زکریا (معمدان) مایه می‌گرفت، در قالب تعبیرات و تصورات دینی مردم آن سرزمینها جای گرفت و با مقولات فکری و فلسفی یونانی آمیخته شد (هچ، خصوصاً گفتارهای ۵, ۷-۹, ۱۰, ۱۱؛ بولتمان ۱۷۵ به بعد؛ ناک، ۱۰۶ به بعد).

از حسین پناهی

دوشنبه, 25 ژوئن, 2018

سر تا پایم را خلاصه کنند،می شوم “مشتی خاک”،که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه،یا “سنگی” در دامان یک کوه،یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس،شاید “خاکی” از گلدان،‌یا حتی “غباری” بر پنجره.
اما مرا از این میان برگزیدند:
برای” نهایت”
برای” شرافت”
برای” انسانیت”
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای:
” نفس کشیدن ”
” دیدن ”
” شنیدن ”
” فهمیدن ”
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام:
برای” قرب”
برای” رجعت”
برای” سعادت”
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به” انتخاب”
به” تغییر”
به” شوریدن”
به” محبت”
به ” محبت”
به “محبت”
به ” محبت”
وای بر من اگر قدر ندانم.

سومین ماهگرد رحلت پدر

دوشنبه, 28 نوامبر, 2016

من هنوز باور ندارم رفته ای جان پدر
زندگی بی تو نباشد باورم ، جان پدر
تا که بودی قدر بودن را ندانستم بسی
لیک اکنون دائما در یادمی،جان پدر
در خرابات جهان تا نام تو رخ می نمود
کوه مشکل ها چه کوچک بود ای جان پدر
صبح جمعه می نمودم روی تو وز نفخه ات
می گرفتم من دو صد نیرو به تن، جان پدر
حالیا پنج شنبه ها آیم به سویت خسته تن
خسته تر رجعت کنم سوی کسان،جان پدر

آرزوی دیدار او

دوشنبه, 1 اکتبر, 2012

یاد یاران ،همره تنهایی شبهای من

باد و باران آرزوی این تن تبدار من

جرعه ای از چشمه مهر نگار نازنین

شد تمنای دل عطشان وسرگردان من

ای طلوع و جلوه خورشید روح آدمی

ای خدایی که نمایی خلق این شبهای من

بر کدامین کس توان امید همراهی نمود

گر که نتوان پس چرا جولان دهی در کار من

این دو روزی را که باید در جهان بازی کنم

لااقل رخصت نما،شادی شود همراه من

آمدم،رفتم،نفهمیدم که مقصودت چه بود

جان من آخر چه خواهی از دل و از جان من

هرچه بوده،خود نمودی خلق این آدم نما

پس چرا حیوان نمودی،نیمه پنهان من

روزی آخر ای خدا با تو نمایم گفتگو

تا بگویی که چرا آشفته شد افکار من

ما همه از تو جدا گشتیم و در دنیا شدیم

عاقبت رجعت نماید این تن بیمار من

نمی خواهم در این دنیا بمانم

دوشنبه, 9 آوریل, 2012

بس غریبم ای خدا

مانده ام از خود جدا

مانده ام از تو جدا

ما به هنگام ازل

پیکری واحد بدیم

کردی ام از خود جدا

پس فرستادی به دامان بلا

سرزمینی بی تو و بی انتها

آن زمان کین تکه را

از تنت کردی جدا

هرگز از این تکه ات

هیچ نپرسیدی چرا

حاضری گردی روان

در میان فتنه ها؟

دردها و غصه ها؟

هیچ حاضر می شوی

از تو گیرم امتحان؟

درسهایت خوانده ای؟

مایلی راهی شوی

در مکانی بس غریب؟

بین دیوان و ددان؟

من دگر آلوده ام

لایقت نیستم دگر باره

پس از رجعت شوم

پاره ای از آن وجود

ای توانای جهان

پاک گردان جان من

زین همه آلودگی

کوله بار پر زیان

از گناه و گند جان

وارهانم، وارهان